تاريخ و تمدن سبزوار

ريشه هاي تاريخي و فرهنگي منطقه سبزوار

باغ شیخ الاسلامی کسکن سبزوار

1-    موقعيت طبيعي اثر:

واقع شده در غرب شهرستان سبزوار و در بخش مركزي با اقليم آب و هوايي گرم و خشك  

طول جغرافیایی 33-57

عرض جغرافیایی17-36

ارتفاع از سطح دریا 1140

 

 

 

 

 

 

 

2-موقعيت فعلي اثر:

شهرستان سبزوار ، بخش مرکزی ، دهستان قصبه ی غربی روستای کسکن ، اول روستا سمت راست از طرف جاده سبزوار

 

 

 

 

 

3- موقعيت پلاك ثبتي اثر:

پلاک اصلی 28

پلاک فرعی-

پلاک بخش9

 

 

 

 

 

 

4-تاريخچه و وجه تسميه اثر:

با عنایت به اسلوب معماری طاقهای نیم بیضی طاق ضربی گهواره همچنین چیدمان اطاقها و مصالح بکار رفته در بنا آجر به ابعاد 4*20*20 و گفته صاحبان خانه به نقل از پدر بزرگان آن باغ در دوره قاجاریه همزمان با حکومت ناصر الدین شاه قاجار احداث شده است. چون منزل متعلق به شیخ الاسلامی است لذا به این اسم نامگذاری شده است.

 

 5- سوابق پژوهشي اثر شناسايي ، بررسي، گمانه زني، حفاري:

اظهارات شفاهی آقای محمد عبدالله زاده ثانی باستان شناس واحد پژوهشی اداره میراث فرهنگی و گردشگری شهرستان سبزوار

 

  

6-نوع و توضيحات مالكيت اثر:

خصوصی – ملک شخصی میرزا محمد تقی شیخ الاسلامی است.

 

 

 

8- مشخصات اثر بنا:

ورودی به خانه از ضلع شرقی صورت می گیرد اين بنا از دو قسمت اندروني و بيروني ساخته شده است كه بناي اصلي رو به باغ و در دو طبقه كه طبقه بالا تالاري يكپارچه با تراسي كوچك رو به باغ و ورودي به اين تالار از سمت شرق و از پشت بام بناهاي سمت شرقي است وارد اين تالار مي شويم در جلو تراس دو ستون زيبا قرار دارد كه اين ستونها  با موتیف حیوانی احتمالا کله بز گچبري شده مي باشد . در طبقه پايين ورودي به اين طبقه از سمت جنوب است با سه پله پایین رو وارد بنايي مي شويم كه در دو طرف اين بنا اتاقهايي قرار گرفته است . تزئينات بكار رفته در اين بنا شامل گچبري در سر در وروديها و طرحهاي محرابي در بدنه ديوارها و شمسه و سنبوسه و شاپرك مي باشد . مصالح بكار رفته در بنا آجر – خشت خام – كاهگل و گچ و چوب مي باشد . درختان موجود در اين باغ شامل انگور ، انار و گلابي و گوجه سبز است . وسعت اين باغ و خانه در حدود 2000 متر مربع مي باشد . با توجه به اسلوب معماري و ساختار آن اين بنا مربوط به دوره قاجاريه مي باشد كه بازسازي هايي در دوره پهلوي در اين بنا صورت گرفته است . پلان بلحاظ تعادل در هندسه و آجر سقفهای کلمبو بصورت چشمه ظاق در ضلع شمالی حائز اهمیت است کرسی چینی بنا به مصالح سنگ لاشه صورت گرفته است. عایق بندی بام با کاه گل می باشد.

 

 9- ويژگي اثر:

اثر مکمل خلاء اسناد تاریخی فرهنگی در دوره قاجاریه و اوایل پهلوی لذا شایستگی ثبت در فهرست آثار ملی را دارد در شمال شرق ایران است کله ستونهای باغ در اشکوبه دوم در سطح شهرستان سبزوار بی نظیر است.

 

 

10- نوع بهره‌برداري اثر:

مسکونی به صورت خانه باغ

 

 11-اقدامات انجام شده در مورد اثر (حريم پيشنهادي):

حريم فني: هر گونه كشت وكار وحفر چاه تا فاصله 100 متري اطراف اثر ممنوع

حريم منظري : هر گونه ساخت وساز تا فاصله 300 متري در اطراف اثر ممنوع

حريم زیست محيطي: ايجاد هر گونه كارخانه دودزا، لرزنده تا فاصله 2 كيلومتري اثر ممنوع

حداکثر ارتفاع مجاز برای مستحدثات مجاور این اثر 5/4 متر از سطح عمومی محل باشد.

 

 

12- توضيح دخل وتصرفات انجام شده ومشهود اثر:

هيچگونه دخل و تصرفي صورت نگرفته است

 

 13- توضيح تعميرات گذشته در اثر:

قسمتهايي از بنا در ضلع غربي بازسازي شده و مرمتهايي در دوره هاي بعد از ساخت صورت گرفته است .

 

 

14- توضيحات ضروري واختصاصي اثر:

چون در روستای کسکن طرح هایی اجراء خواهد شد و وسعت زیاد این خانه باغ قابلیت تقطیع به قطعات کوچکتر دارد لذا ممکن محل را تخریب و از زمین آن جهت ساخت و ساز مدرن استفاده کنند در حالیکه به دلالیل فوق تقاضای تسریع در ثبت اثر می شود.

 

 15- شرح وضعيت موجود خطر پذيري ودلايل آسيب‌هاي وارده :

 به دلیل عوامل طبیعی قسمتهايي از بنا در ضلع شرقي در حال تخريب مي باشد و نياز به مرمت و بازسازي جهت جلوگيري از تخريب هر چه بيشتر بنا دارد .

 

 16- ذكر منابع و مأخذ گزارش

گفته های شفاهی مسؤل واحد باستان شناسی میراث فرهنگی و گردشگری سبزوار آقای عبدالله زاده ثانی

پژوهش میدانی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1392ساعت 13:1  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

تعزیه خوانی

رستاخیزی عظیم در کوی و برزن و محله و روستا و شهر و شهرستان و استان است بزرگترین  پیوند مذهبی مردم ایران  با بیش از ۳۰۰ مجلس تعزیه در شهرستان جغتای مراسم برگذار می شود و در شهر جغتای مراسم " وا ویلا " مراسمی منحصر است که گزارش درخواست ثبت آن  در فهرست اثار میراث معنوی توسط عبداله زاده تهیه و ارسال شده است .
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1392ساعت 11:35  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

کشتی با چوخه ( گردشگری ورزشی )

هر ساله بمناسبت روز سیزده بدر کشتی چوخه در شهرستان جغتای برگزار می شود و معمولا روستای ریواده و زرقان میزبان ان است  و در شهرستان جوین روستای برغمد و آق قلعه .
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1392ساعت 11:25  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

امامزاده گفت شهرستان جغتای

امامزاده سید عبدالله

بنای این امامزاده در 5/6 کیلومتری شهر جغتای ودر فاصله 5/1 کیلومتری روستای گفت واقع شده است.بنا بر اقوال وی از نوادگان امام موسی کاظم (ع)می باشدکه مورد احترام اهالی وروستاهای اطراف می باشد.همچنین همه ساله مراسم مذهبی وعزاداری ونیز تعزیه خوانی در محل مزار بر پا می گردد که مورد استقبال بسیاری از گردشگران مذهبی وارادتمندان این امامزاده قرار می گیرد.

امكانات جنبي:

آب . برق . گاز تلفن .زائر سرا كشتارگاه . اشپزخانه . دفتر نگهباني و ييلاقات خوب

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1392ساعت 11:19  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

سد کمایستان شهرستان جغتای و ردودخانه زرقان

رودخانه زرقان (كمايستان)

اين رودخانه يكي ازجاذبه هاي گردشگري شهرستان جغتاي محسوب ميگردد كه ازارتفاعات جغتاي سرچشمه گرفته وباجهت جنوبي شمالي به طول40 كيلومتر جريان مي يابد وداراي دو انشعاب بنام هادي وچراغ كه درفاصله دوروستاي حطيطه وزرقان به هم مي پيوندند درمسير رودخانه،روستاي زرقان به دليل شرايط طبيعي وچشم اندازهاي بسيارزيبايي كه دارد به عنوان يكي ازمناطق ييلاقي جغتاي محسوب مي گردد اين روستاداراي دره هاي زيبا وسرسبز باارتفاعات بلند وآب وهواي معتدل كوهستاني كه جلا دهنده روح وجسم خسته هرانساني است برروي مخروطه افكنه رشته كوه هاي جغتاي قرار داردوجود بند هاي خاكي وانشعاب رودخانه طبيعت دل انگيزوفرح بخشي رادراطراف روستاي زرقان فراهم نموده است علاوه بردره هاي اطراف روستا درمسيررودخانه زرقان به طرف شمال به دليل تغييرجنس خاك ووجود مارن هاي آهكي رودخانه دربسترخودبافرسايش وانحلال زمين طبيعت زيبايي رابه نمايش گذاشته كه درنوع خود كم نظير است رودخانه زرقان درمسير خودبستر خودرافرسايش داده كه دره عميقي به وجود آورده كه داراي حفره هاي متعدد درطرفين دره ايجاد شده كه بصورت غاردرآمده است يكي ازاين غارها درمحل به نام سياه تاريكي معروف است دره مذكور يك پديده جغرافيايي منحصر به فرد است كه هربيننده باذوق رابه وجد مي آورد.لازم به توضيح است كه درگذشته بعلت شرايط مناسب بندي برروي اين رودخانه به نام بند الهيارخان باساروج احداث شده بودكه تاقبل ازاحداث سد(كمايستان)همچنان درمسير رودخانه وجودداشت كه امروز بعلت احداث سد بروي آن بندمذكوربه زيرآب رفته وسدبتني باظرفيت 6  ميليون مترمكعب آب ايجاد گرديده كه خودتوان بلقوه براي جذب گردشگري مي باشد قسمت شمالي دره منظره طبيعي خودراحفظ نموده است وجود ودره ماروني وزيبا فرسايش يافته جلوه ازشكوه عظمت پروردگار است.

اين رودخانه ازارتفاعات

جنوبي دشت سپيدارسرچشمه گرفته است سيلاب هاي آن به دشت جوين رسيده وسفره هاي آب تحت الارضي راتغذيه مي كند وسعت حوضه آبريز آن 93 كيلومتر مربع تامحل ايستگاه حطيطه است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1392ساعت 11:12  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

معرفی باغ قیاسی داورزن

1- موقعيت طبيعي اثر:

طول جغرافیایی : 52-56

عرض جغرافیایی: 21-36

ارتفاع از سطح دریا: 900 متر

 

 

 

 

2-موقعيت فعلي اثر:

شهرستان سبزوار – بخش داورزن – دهستان مزينان شهر داورزن شرق شهر اول جاده تهران سبزوار

 

 

 

 

 

 

3- موقعيت پلاك ثبتي اثر:

پلاک اصلی 1

پلاک فرعی-

پلاک بخش10

 

 

 

4-تاريخچه و وجه تسميه اثر:

با عنایت به اسلوب معماری طاقهای نیم بیضی و نحوه اجراء طاق مصالح آجر 4*20*20 و نقل سینه به سینه از پدربزرگان صاحب باغ این باغ در اواخر دوره قاجاریه احداث گردیده و در دوره پهلوی مرمت شده چون باغ متعلق به خانواده قیاسی ست لذا به این اسم نامگذاری گردیده است .

 

 

 

 

 

 

5- سوابق پژوهشي اثر شناسايي ، بررسي، گمانه زني، حفاري:

در سال 1380 در بررسی شناسایی تکمیلی بخش داورزن به سرپرستی آقای حسین عباس زاده محل شناسایی و معرفی گردیده است.

 

 

 

 

 

6-نوع و توضيحات مالكيت اثر:

خصوصی و متعلق به وراث مرحوم قیاسی به نامهای : آقايان بهزاد – بهرام – بهروز قياسي و خواهرانشان مي باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

7- مشخصات اثر- تپه :

 

 

8- مشخصات اثر بنا:

   ورودي باغ از سمت غرب مي باشد كه در جلو درب ورودي درخت چناري قرار دارد كه به نظر مي رسد قدمت اين درخت از قدمت بنا بيشتر است و اين درخت 2 متر قطر و 6 متر محيط آن مي باشد . بناي اصلي باغ در ضلع شمال غربي قرار دارد كه پس از درب ورودي وارد حياطي ( تراسي مي شويم كه حدود 2 متر اختلاف ارتفاع دارد با فضاي اصلي باغ و سطح بنا بالاتر مي باشد درب ورودي به داخل بنا در ضلع جنوبي بوده و پس از وارد شدن به داخل راهرو اتاقي در سمت راست مي باشد و دو اتاق تو در تو در ضلع شمالي كه بعنوان اتاق خواب استفاده میشود و در ضلع غربي آشپزخانه قرار دارد

 و در كنار آشپزخانه پله هاي دسترسي به پشت بام مي باشد در سمت شرقي راه پله بادگيري وجود دارد با سازه چوبي و

 در ضلع شرقي پله هايي جهت دسترسي به زيرزمين تعبيه شده است كه سرويسهاي بهداشتي در آنجا قرار دارد و دربي جهت ورود به باغ كه هم سطح باغ مي باشد مصالح بكار رفته در بنا چوب و آجر و خاك گچ و گچ مي باشد , متراژ تقريبي باغ 6000 متر مربع است. فرم باغ تقریباً مستطیل شکل است

 

 

 

 

 

 

9- ويژگي اثر:

اثر مکمل خلاء اسناد تاریخی فرهنگی در دوره قاجاریه تا پهلوی در منطقه  شمال شرق ایران است  لذا از شایستگی ثبت در فهرست آثار ملی برخوردار است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

10- نوع بهره‌برداري اثر:

خانه باغ بصورت نشیمن و باغ

 

 

 

 

 

11-اقدامات انجام شده در مورد اثر (حريم پيشنهادي):

حريم فني: هر گونه كشت وكار وحفر چاه تا فاصله 100 متري اطراف اثر ممنوع

حريم منظري : هر گونه ساخت وساز تا فاصله 300 متري در اطراف اثر ممنوع

حريم زیست محيطي: ايجاد هر گونه كارخانه دودزا، لرزنده تا فاصله 2 كيلومتري اثر ممنوع

حداکثر ارتفاع مجاز جهت ساخت بنا در اطراف این باغ 5/4 است.

 

 

 

 

 

12- توضيح دخل وتصرفات انجام شده ومشهود اثر:

هيچگونه دخل و تصرفي صورت نگرفته است

 

 13- توضيح تعميرات گذشته در اثر:

بازسازيهايي در بنا از جمله گچكاري و رنگ و قسمتهايي سيمان سفيد و كف آن موزائيك شده است.

 

 14- توضيحات ضروري واختصاصي اثر:

به دليل قرارگيري بنا در بهترين موقعيت شهري داورزن احتمال تخريب و تغيير كاربري در آن زياد مي باشد. و لذا تقاضاي تسریع ثبت اثر در رديف فهرست آثار ملي ميگردد.

 

  

15-شرح وضعيت موجود خطر پذيري ودلايل آسيب‌هاي وارده :

به دليل توجه مالكين به باغ و بنا آسيب زيادي به آن نرسيده است و كليات بنا تقريبا سالم مي باشد.

 

 

16- ذكر منابع و مأخذ گزارش

گزارش بررسی شناسائی باستان شناسی منتشر نشده آقای حسین عباسی زاده 1380 گزارش شفاهی محمد عبدالله زاده ثانی کارشناس واحد باستان شناسی میراث فرهنگی و گردشگری سبزوار

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1392ساعت 12:11  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

گردشگری زیارتی معرفی امامزاده ابراهیم کسکن سبزوار

1-    موقعيت طبيعي اثر:

طول جغرافیائی  :33-57

عرض جغرافیائی :  17-36

ارتفاع از سطح دریا : 1140 متر

اقلیم محل نیمه بیابانی و گرم است خاک محل شن زار با مخلوط خاک رس آبرفتی ناشی از نشست فرسایشی کوههای موسوم به کراب، دلبر و جوین است.

  

2-موقعيت فعلي اثر:

شهرستان سبزوار ، بخش مرکزی، دهستان قصبه ی غربی، روستا کسکن شمال غرب روستا

 

3- موقعيت پلاك ثبتي اثر:

پلاک اصلی 28

پلاک فرعی –

پلاک بخش 3

 

 

4-تاريخچه و وجه تسميه اثر:

اجرای طاقهای جناقی و تبدیل پلان از هشت ضلعی به دایره همچنین پلان چلیپا آن قابل مقایسه با بنای آرامگاه حاج ملاهادی سبزواری، بنای خانه ی اعظیمیان می باشد مصالح بکار رفته در بنا همچنین نحوه اجرایی آن اجازه انتساب بنا را به دوره قاجاریه با توجه به نقل وقول افراد /////////////////////و متون اقدم واصح می دهد. این بنا همزمان با حکومت ناصرالدین قاجار احداث شده و چون در روستای کسکن واقع شده به این اسم نامگذاری گردیده است.

  

5- سوابق پژوهشي اثر شناسايي ، بررسي گمانه زني، حفاري:

واحد باستان شناسی میراث فرهنگی و گردشگری سبزوار

اظهارات شفاهی آقای محمد عبدالله زاده ثانی با توجه به تاریخ بیهق و پیشینه تاریخی کسکن

  6-نوع و توضيحات مالكيت اثر:

دولتی متعلق به اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان سبزوار می باشد.

 

8- مشخصات اثر بنا:

 ورودي بنا از ضلع جنوبي با ايواني به عرض 2 متر مي باشد . پلان امامزاده در كف و بام و نما داراي تعادل ، تقارن و ريتم است . پلان از داخل به صورت چليپا مي باشد كه با اجراي طاق آهنگهاي جناغي بر روي صفه ها زمينه تبديل پلان هشت ضلعي به دايره فراهم شده است . گنبد بنا به شيوه بستو پوشش شده است . در ضلع شرقي امامزاده مسجد كوچكي قرار دارد كه قدمت اين مسجد هم به دوره قاجاريه ، پهلوي بر مي گردد .مصالح بكار رفته در بنا خشت خام و گل و ماسه آهك است.

مناره های ورودی الحاقی به بنا می باشد . پلان بنا قابل مقایسه با آرامگاه حاج ملا هادی سبزواری، خانه ی اعظیمیان سرای فیض آباد و بناهای آرامگاهی دیگر در منطقه سبزوار می باشد.

 

9- ويژگي اثر:

این اثر نزد مردم از محبوبیت برخوردار است و مردم نذر و نذورات دارند همچنین مکمل خلاء اسناد تاریخی فرهنگی در دوره قاجاریه می باشد.

 

 10- نوع بهره‌برداري اثر:

مذهبی برگزاري مراسم مذهبي و زيارتگاه مردم روستا و روستاهاي مجاور مي باشد.

 

11-اقدامات انجام شده در مورد اثر (حريم پيشنهادي):

حريم فني: هر گونه كشت و كار و حفر چاه تا فاصله 100 متري اطراف اثر ممنوع

حريم منظري : هر گونه ساخت وساز تا فاصله 300 متري در اطراف اثر ممنوع

حريم زیست محيطي: ايجاد هر گونه كارخانه دودزا، لرزنده تا فاصله 2 كيلومتري اثر ممنوع

حداکثر ارتفاع مجاز برای مستحدثات ساختمانهای مجاور این بنا 5/4 از سطح عمومی می باشد.

 

 12- توضيح دخل وتصرفات انجام شده ومشهود اثر:

مناره ها به بنای دوره پهلوی الحاقی گردیده است.

 13- توضيح تعميرات گذشته در اثر:

در قسمت ورودي بنا گلدسته هايي اضافه شده كه به نظر مي رسد قدمت اين گلدسته ها بعد از ساخت بناي اصلي امامزاده مي باشد .

 14- توضيحات ضروري واختصاصي اثر:

با توجه به اهميت مردم و احترامي كه مردم نسبت به اين امامزاده ها قائل هستند و جهت نگهداري هر چه بهتر اينگونه بناها تقاضاي ثبت اثر در رديف آثار ملي مي گردد .

 

15-شرح وضعيت موجود خطر پذيري ودلايل آسيب‌هاي وارده :

عوامل جوي و حفاري هاي غير مجاز از دلايل مهم آسيب بنا مي باشد .

 

16- ذكر منابع و مأخذ گزارش

1- پرونده های موجود در واحد باستان شناسی میراث فرهنگی سبزوار

2- اظهارات شفاهی آقای محمد عبدالله زاده ثانی باستان شناس واحد باستان شناسی میراث فرهنگی سبزوار

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1392ساعت 11:58  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

معرفی مسجد تاریخی فیض اباد داورزن

1-    موقعيت طبيعي اثر:

طول جغرافیایی 16-57

عرض جغرافیای 20-36

ارتفاع از سطح دریا: 865  متر

 اقلیم منطقه نیمه بیابانی ا ست . زمین محل از خاک رس است و با گسل زلزله خیز سبزوار 30 کیلومتر فاصله دارد

 

 

 

  

2-موقعيت فعلي اثر:

شهرستان داورزن – . دهستان باشتین . روستای فیض مرکز روستا

 

  

3- موقعيت پلاك ثبتي اثر:

پلاک اصلی 13

پلاک فرعی –

پلاک بخش 9

 

 

 

4-تاريخچه و وجه تسميه اثر:

مسجد دارای سه دوره معماری ست قدیمی ترین دوره آن در ضلع شمالی قرار دارد که دو چشمه طاق کلمبو و چهار ترک گرده پوش است. و تعامل آن با فضای ارگانیک روستا از درب شرقی بوده الحاقات دوره بعدی در ضلع جنوبی بوده که با توجه به نحوه اجرای طاقهای جناقی و پوشش کلمبو همچنین نقل و قول سینه به سینه پیران روستا انتساب این بنا به دوره صفویه که در دوره قاجاریه به آن الحاقاتی صورت گرته محرز است چون مسجد در داخل این روستا واقع شده لذا به اسم نامگذاری شده است.

  5- سوابق پژوهشي اثر شناسايي ، بررسي، گمانه زني، حفاري:

1- پرونده موجود در میراث فرهنگی سبزوار واحد باستان شناسی که در اجرای طرح های روستا مورد مطالعه قرار گرفته است

2- اظهارات شفاهی آقای محمد عبدالله زاده ثانی باستان شناس

 

 

6-نوع و توضيحات مالكيت اثر:

دولتی - موقوفه

 

 8- مشخصات اثر بنا:

       ورودي مسجد از ضلع شرقي مي باشد كه با تعداد 6 پله بالارو از وسط بنا وارد راهرويي كه سقف آن گهواره اي مي باشد مي شويم – اين بنا در سه دوره متوالي ساخته شده كه قسمت ضلع شمالي قديمي تر از تمام قسمتها مي باشد . اين بنا از طاق هاي جناقي بسيار زيبا به لحاظ هندسي و سقف احتمالا كلمبو يا چهار ترك و از تكرار چندين چشمه طاق با جهت شمالي و جنوبي روي پايه ستونهاي مربع شكل احداث شده است .

شبستان شمالي داراي هشت گنبد و دو بادگير بوده و شبستان جنوبي داراي 9 گنبد و يك بادگير مي باشد . مصالح بكار رفته در بنا خشت خام و گل مي باشد كه روي آن با اندود گچ پوشيده شده است . نحوه قرارگیری بادگیر با مساجد داورزن – و جامع سبزوار قابل مقایسه می باشد. پلان بنا به لحاظ هندسه

 

 9- ويژگي اثر:

اثر مکمل خلاء اسناد تاریخی فرهنگی معماری در شمال شرق ایران است لذا شایستگی ثبت در فهرست آثار ملی را دارد.

 

 

 

 

 

10- نوع بهره‌برداري اثر:

جهت استفاده مذهبی می باشد .

انجام نمازهای یومیه و مراسم تعزیه ابا عبدالله الحسین همچنین تعزیه های محلی و اطاق ضلع غربی مسجد بعنوان اطاق شورای حل اختلاف روستا استفاده می شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

11-اقدامات انجام شده در مورد اثر (حريم پيشنهادي):

حريم فني: هر گونه كشت وكار وحفر چاه تا فاصله 100 متري اطراف اثر ممنوع

حريم منظري : هر گونه ساخت وساز تا فاصله 300 متري در اطراف اثر ممنوع

حريم زیست محيطي: ايجاد هر گونه كارخانه دودزا، لرزنده تا فاصله 2 كيلومتري اثر ممنوع

حداکثر ارتفاع مجاز برای مستحدثات ساختمانهای مجاور این بنا 5/4 از سطح عمومی می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

12- توضيح دخل وتصرفات انجام شده ومشهود اثر:

هيچگونه دخل و تصرفي صورت نگرفته است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

13- توضيح تعميرات گذشته در اثر:

1-عایقبندی معماری ضلع شمالی بنا با قیرگونی و پوشش موزائیک صورت گرفته

2- با مصالح آجر در دوره پهلوی اضلاع شرقی و غربی و جنوبی بنا را آمود کرده اند.

3- دیوار محیط مسجد با آجرگری سفالی در حال احداث است.

 

 

 

 

 

 

 

14- توضيحات ضروري واختصاصي اثر:

چون طرح عادی در روستا اجرا می شود ممکن است بعنوان بنای فرسوده این مسجد تخریب و بنای جدید احداث شود.

 

 

 

15-شرح وضعيت موجود خطر پذيري ودلايل آسيب‌هاي وارده :

بنا تقريبا سالم بوده فقط در شبستان ضلع جنوبي تركهايي در بنا ايجاد شده و بايد مرمت شود .

 

 

 

16- ذكر منابع و مأخذ گزارش

پژوهش میدانی

 گزارش استعلام طرح مادی روستای مذکور مربوط به آقای محمد عبدالله زاده ثانی باستان شناس منتشر نشده .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1392ساعت 11:55  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

معرفی خانه قدیمی واسعی سبزوار

1-    موقعيت طبيعي اثر:

طول جغرافیائی 43-57

عرض جغرافیائی 12-36

ارتفاع از سطح دریا 950 متر

 

2-موقعيت فعلي اثر:

شهرستان سبزوار – بخش مركزي – شهر سبزوار خیابان بیهق . کوچه آقای سیادتی

 

3- موقعيت پلاك ثبتي اثر:

پلاک اصلی –

پلاک فرعی -

 

 

 

 

 

 

 

4-تاريخچه و وجه تسميه اثر:

نمونه طاقهای ///// در بنا و اجرای چیدمان و ابعاد آجرها 20*20*4 سانتی متر همچنین نقل وقول ورثه مرحوم واسعی به نقل از آقای قندی که مالک اولیه بنا بوده این بنا در دوره قاجاریه احداث شده است . چون بنا در تملک ورثه مرحوم واسعی است لذا بنام واسعی اسم گذاری گردیده است.

 

5- سوابق پژوهشي اثر شناسايي ، بررسي، گمانه زني، حفاري:

بنا در سالهاي 81-80  شناسايي شده و هيچگونه سوابق پژوهشي ديگري ندارد.

 

 

6-نوع و توضيحات مالكيت اثر:

بناي ملكي بوده و متعلق به آقاي واسعي مي باشد. ( در حال حاضر در دست ورثه مرحوم واسعي مي باشد )

 در حال حاضر تخریب کامل شده است که به جای ان پارکینگ بسازند

 7- مشخصات اثر- تپه :

 

 

8- مشخصات اثر بنا:

   ورودي آن ازداخل كوچه اي  بن بست در خيابان بيهق جنب سراي آقا مي باشدكه ابتدا داخل دالان سرپوشيده اي مي شويم و سپس وارد حياطي كه در ضلع جنوبي و غربي آن بناهايي وجود دارد بناي ضلع جنوبي در دو طبقه زيرزمين و اول مي باشد كه پله هاي زيرزمين در وسط قرار گرفته و واردهشتي مي شويم كه در اضلاع كوچك اين هشتي درب ورودي به اتاقهايي در اطراف مي باشد و بالاي ورودي اين اتاقها  طاقچه هايي قرار دارد كه بار رسمي بندي كار شده و در اضلاع بزرگتر هشتي اتاقهايي با طاق كليل قرار دارد و سقف اين هشتي گنبدي شكل مي باشد كه بالاي آن رسمي بندي شده و در طبقه بالا هم براي وارد شدن به طبقه بالا از پله هايي كه در طرفين بنا تعبيه شده به طبقه بالا ارتباط دارد در وسط بنا در طبقه بالا تراس سرپوشيده اي قرار دارد كه با ستونهاي چوبي سقف آن پوشيده شده است .

 در بناي ضلع غربي كه در دوطبقه زيرزمين و اول ساخته شده براي دسترسي به طبقه بالا با 6 پله از سمت چپ وارد اتاقهاي تو در تويي مي شويم كه در طرفين بنا قرار دارد و ورودي زيرزمين در سمت راست مي باشد. فرم بنا مستطیل شکل است پلان بنا از نوع چلیپا یا صلیبی شکل است پلان آن قابل مقایسه با آرامگاه حاج ملا هادی سبزواری وارد می باشد همچنین با خانه اعظیمیان قابل مقایسه است مصالح آن از خشت و گل و آجر و چوب است . طاق زیر زمین از نوع ////// است که ستاره 16 پر در مرکز آن با آجر کاری بصورت برجسته کار شده است .

 

 

9- ويژگي اثر:

اثر مکمل خلاء اسناد تاریخی فرهنگی و معماری در دوره قاجاریه است و چون داخل بافت تاریخی و مجاور مسجد جامع می باشد تقاضای ثبت اثر به جهت رعایت هارمونی در بافت می شود.

 

 

10- نوع بهره‌برداري اثر:

قبلا خانه مسكوني بوده والان خالي از سكنه مي باشد.. و در حال  حاضر تخریب شده است .

 11-اقدامات انجام شده در مورد اثر (حريم پيشنهادي):

حريم فني: هر گونه كشت وكار وحفر چاه تا فاصله 100 متري اطراف اثر ممنوع

حريم منظري : هر گونه ساخت وساز تا فاصله 300 متري در اطراف اثر ممنوع

حريم زیست محيطي: ايجاد هر گونه كارخانه دودزا، لرزنده تا فاصله 2 كيلومتري اثر ممنوع

حداکثر ارتفاع مجاز برای مستحدثات ساختمانهای مجاور این بنا 5/4 از سطح عمومی می باشد.

12- توضيح دخل وتصرفات انجام شده ومشهود اثر:

هيچگونه دخل و تصرفي صورت نگرفته است

 

13- توضيح تعميرات گذشته در اثر:

تعميرات آنچناني در بنا صورت نگرفته و فقط حياط و قسمتهايي از بنا كف آن موزائيك شده است.

 

14- توضيحات ضروري واختصاصي اثر:

به دليل قرار گرفتن بنا در بافت قديمي شهر و موقعيت خوب آن و ساخت و سازهاي بي رويه شهر تقاضاي ثبت اثر در رديف آثار ملي ميگردد. تا بتوان از اثر در مقابل تخریب عوامل انسانی حمایت قانونی کرد.

 

15-شرح وضعيت موجود خطر پذيري ودلايل آسيب‌هاي وارده :

سقف قسمتهايي از بنا ريخته و در حال تخريب مي باشد و متروكه و خالي از سكنه بودن بنا و عوامل جوي از دلايل فرسوده شدن بنا مي باشد..

 

 16- ذكر منابع و مأخذ گزارش

پژوهش میدانی

اظهارات شفاهی آقای عبدالله زاده ثانی در مورد بافت بنا و بافت موقعیت معماری در کالبد شهر

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1392ساعت 11:52  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

معرفی خانه قدیمی حسینی

1-    موقعيت طبيعي اثر:

     طول جغرافیای :  43-57

    عرض جغرافیای : 12 – 36

  

    ارتفاع از سطح دریا : --

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2-موقعيت فعلي اثر:

شهرستان سبزوار ، بخش مركزي ، شهر سبزوار ،  خيابان بيهق ، خيابان شريعتمداري ، كوچه افتخار , پلاك 78

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3- موقعيت پلاك ثبتي اثر:

پلاک اصلی –

پلاک فرعی--

 

 

­

 

 

4-تاريخچه و وجه تسميه اثر:

با عنایت به اسلوب معماری بنا ، طاقها ی گهواره ای با شیوه اجرای ضربی همچنین طاقهای نیم بیضی و رعایت پیمون در نقشه نما انتساب بنا به اواخر دوره قاجاریه محرز است که در دوره پهلوی اول آمود آجر کار بصورت ساده و ترکیب هندسی در رخبام صورت گرفته است چون خانه متعلق به آقای حسینی است لذا به این نام گذاری گردیده است.

 

 

 

 

 

 

5- سوابق پژوهشي اثر شناسايي ، بررسي، گمانه زني، حفاري:

 1- بنا در مطالعات ارزش گذاری بافت تاریخی فرهنگی و معماری شهر سبزوار بسال 1382-1381 شناسای گردیده وارزش ثبت در فهرست آثار تاریخی باتوجه به فراگیری در بافت تاریخی برخوردار گردیده است

2-اظهارات شفاهی آقای محمد عبدالله زاده ثانی باستان شناس

 

 

 

6-نوع و توضيحات مالكيت اثر:

بنا ملک خصوصی است ومالک اولیه آن مرحوم سیادتی از علمای برجسته شهرستان سبزوار بوده که تحصیلات خود را در نجف اشرف به پایان رسانده بعدا این خانه در اختیار آقای حسینی قرار گرفته است

 

 

 

 

 

 

 

7- مشخصات اثر- تپه :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

8- مشخصات اثر بنا:

    ورودي بنا در ضلع شرقي و شمالي قرار دارد كه در ورودي ضلع شرقي پس از عبور از يك دالان كه تقريبا با شيب زيادي هم مي باشد وارد حياط مي شويم . داخل دالان يك درگاه و راه پله اي براي رسيدن به پشت بام طبقه همكف كه قسمتي از آن اتاقهايي جهت تابستان نشيني قرار دارد استفاده مي شده است. مساحت عرصه بنا تقريبا 620 متر مي باشد. كه زيربناي آن در دو طبقه تقريبا 300 متر است. حياط بنا آجر فرش بوده و يك حوض 8ضلعي و دايره در وسط و 4 باغچه مثلث شكل در چار طرف آن تعبيه شده است. عمارت در ضلع شمالي واقع شده و داراي پيشاني برآمده در وسط بنا مي باشد رخبام آن با آجركاري بسيار زيبايي آراسته شده است . اتاقهاي طبقه بالا داراي سقف تخت با تيرهاي چوبي و در طبقه پايين سقفها گهواره اي مي باشد راه ورود به عمارت از طريق دري كه در طبقه همكف و در وسط قرار گرفته مي باشد.

سرويسهاي بهداشتي در ضلع شرقي و يك انباري هم در كنار آن قرار دارد.

پشت بام ( قسمت تابستان نشين ) كه از داخل حياط منظر زيبايي دارد عمارت كوچك با يك درگاه و دو پنجره كه داراي قوس ناري هستند , مي باشد و لبه آن رخبام زيبايي دارد ضلع جنوبي و غربي بنا در اثر مرور زمان و عوامل جوي دچارآسيبهايي شده است.

در طبقه اول 4 اتاق تودرتو جاي گرفته اند كه همه اينها از طريق يك هال كوچك نيز با هم در ارتباطند و راهرويي در گوشه شمال شرق اين طبقه به اتاق تابستانه و ايوان روي پشت بام آن منتهي مي شود . در وسط ضلع شمالي راه پله اي قرار دارد كه به طبقه همكف مي رسد.

در طبقه همكف دو اتاق بزرگ مستطيل شكل در دوطرف بنا و يك هال در وسط اين دو جاي گرفته اند كه به هم ارتباط پيدا مي كنند و در انتهاي اتاق غربي يك انباري كوچك هم وجود دارد . اين طبقه دو پنجره 4 لتي دو اتاق شرقي- غربي را و در وسطي هال وسط را به حياط ارتباط مي دهند. و در طبقه بالا نيز دو پنجره 4 لتي در طرفين و يك پنجره 3 لتي در وسط قرار گرفته است تزئينات آجري رخبام – و آجركاري جداره ديوار.

 

 

 

 

 

9- ويژگي اثر:

اثر مکمل تعیین کننده خلا اسناد تاریخی فرهنگی معماری دراواخر دوره قاجاریه و اوایل پهلویدر شنال شرقی ایران است لذا از شایستگی ثبت در فهرست آثار ملی برخوردار است . همچنین اثر در محدوده بافت تاریخی فرهنگی شهر سبزوارقرار گرفته است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

10- نوع بهره‌برداري اثر:

 خانه مسكوني مي باشد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

11-اقدامات انجام شده در مورد اثر (حريم پيشنهادي):

حريم فني: هر گونه كشت وكار وحفر چاه تا فاصله 100 متري اطراف اثر ممنوع

حريم منظري : هر گونه ساخت وساز تا فاصله 300 متري در اطراف اثر ممنوع

حريم زیست محيطي: ايجاد هر گونه كارخانه دودزا، لرزنده تا فاصله 2 كيلومتري اثر ممنوع

حداکثر ارتفاع مجاز برای مستحدثات ساختمانهای مجاور این بنا 5/4 از سطح عمومی می باشد.

 

.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

12- توضيح دخل وتصرفات انجام شده ومشهود اثر:

هيچگونه دخل و تصرفي صورت نگرفته است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

13- توضيح تعميرات گذشته در اثر:

قسمتهايي از بنا با موزائيك فرش شده و قسمتهايي با سيمان سياه پوشيده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

14- توضيحات ضروري واختصاصي اثر:

به دليل قرار گرفتن بنا در بافت تاريخي و موقعيت خوب شهري همچنین ارزان بودن خانه های قدیمی احتمال تخريب بنا و تبدیل آن به ساختمان جدید است لذا  تقاضاي ثبت اثر در رديف آثار ملي ميگردد.تا از حمایت قانونی بهرمند گردد.

.

 

 

 

 

 

15-شرح وضعيت موجود خطر پذيري ودلايل آسيب‌هاي وارده :

بنا تقريبا سالم مي باشد و قسمتهايي از بنا به دليل رطوبت فرسوده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

16- ذكر منابع و مأخذ گزارش

1- پزوهش میدانی

2-اظهارات شفاهی آقای محمد عبدالله زاده ثانی باستان شناس واحد باستان شناس میراث فرهنگی و گردشگری

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1392ساعت 11:49  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

معرفی حمام خسرو اباد داورزن

 

 

 

 

 

 

 

1-    موقعيت طبيعي اثر:                                                                                                                                      

طول جغرافیای  : 01- 57 

عرض جغرافیای :  11- 36 

ارتفاع از سطح دریا : 840 متر

دشت: از نوع خاک رس وبا گسل زلزله خیز سبزوار 25 کیلومتر فاصله دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

2-موقعيت فعلي اثر:

شهرستان داورزن - – دهستان كاه – روستای خسروآباد  500متر جنوب روستا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3- موقعيت پلاك ثبتي اثر:

 

پلاک اصلی  31

پلاک فرعی  -

پلاک بخش  9

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

4-تاريخچه و وجه تسميه اثر:

با عنایت به اسلوب معماری بنا از قبیل طاقهای نیم بیضی و گهواره همچنین مصالح آجرهای 4  20  20 سانتی متر و گفته پیران ده بانی بنا کربلای غلامحسین بود ه که در دوره قاجاریه  زندگی می کرده است . چون این بنا نزدیک روستا خسروآباد بوده است لذا به این نام اسم گذاری شده است.

 

 

 

 

 

 

 

5- سوابق پژوهشي اثر شناسايي ، بررسي، گمانه زني، حفاري:

گزارشات منتشر نشده بررسی شناسای تکمیلی باستان شناسی

بخش داورزن به سرپرستی حسین عباس زاده 1380 اظهارات شفاهی آقای محمد عبدالله زاده ثانی باستان شناس واحد باستان شناسی میراث فرهنگی و گردشگری سبزوار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

6-نوع و توضيحات مالكيت اثر:

بنا خصوصي مي باشد و متعلق به روستا مي باشد .

ورثه مرحوم

کربلائی حسین

خسروآبادی

 

7- مشخصات اثر- تپه :

 

 

 

 

 

 

 

8- مشخصات اثر بنا:

ورودی حمام از ضلع جنوبی است . حمام به صورت زنانه و مردانه در دو شیفت مجزا استفاده می شده لذا ورودی زنانه و مردانه آن از یک محل بوده است بعد از فضای ورودی سر بینه می باشد که چهار چشمه طاق با پوشش کلمبو به محوریت یک ستون سنگی فارسی بر در مرکز سر بینه پوشش شده است .

فضای بینه در ضلع شمالی غربی سر بینه قرار گرفته و انتهای آن با اطاق گلخن مجاور است . در ضلع جنوب غربی سر بینه فضای گرمخانه قرار دارد. در انتهای فضای گرمخانه خزینه قرار گرفته است .

پوشش سقف گرمخانه و بینه از نوع کجاوه می باشد و پوشش سقف گلخن از نوع طاق ضربی بصورت گهواره می باشد اطاق نظافت در شمال خزینه است و مسجد حمام در ضلع جنوبی سر بینه می باشد . فرم بنا مستطیل شکل است .

مصالح آن از نوع آجر به ابعاد 4*25*25 سانتی متر و 4*20*20 سانتی متر است . اندودی از ساروج در دیوارهای خزینه وجود دارد فضای گلخن و خزینه نسبت به فضای گرمخانه و سر بینه حدوداً 1 متر پایین تر است.

 

 

 

 

 

 

9- ويژگي اثر:

اثر مکمل خلاء اسناد تاریخی فرهنگی در دوره قاجاریه می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

10- نوع بهره‌برداري اثر:

متروکه به علت واقع شدن حمام در محل سیل خیز وسیل سال 1285 هـ. ق کلاً روستا به ضلع شمالی مهاجرت کردند و این محل خالی از سکنه شده است و به همین دلیل حمام متروکه شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

11-اقدامات انجام شده در مورد اثر (حريم پيشنهادي):

حريم فني: هر گونه كشت وكار وحفر چاه تا فاصله 100 متري اطراف اثر ممنوع

حريم منظري : هر گونه ساخت وساز تا فاصله 300 متري در اطراف اثر ممنوع

حريم زیست محيطي: ايجاد هر گونه كارخانه دودزا، لرزنده تا فاصله 2 كيلومتري اثر ممنوع

حداکثر ارتفاع مجاز برای ا 5/4 متر برای ابنیه مجاور اثر می باشد.

 

 

 

 

 

 

12- توضيح دخل وتصرفات انجام شده ومشهود اثر:

هیچ گونه دخل و تصرفی در بنا صورت نگرفته است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

13- توضيح تعميرات گذشته در اثر:

قسمتهایی از پایه های خزینه با سیمان اندود شده است .

 

 

 

 

 

14- توضيحات ضروري واختصاصي اثر:

چون بنا متروک شده و مصالح بنائی گران شده است در صورت عدم ثبت روستائیان مصالح این حمام را می برند لذا به خاطر حفاظت قانونی از اثر تقاضای ثبت اثر در فهرست آثار ملی می شود.

 

 

 

 

 

 

15-شرح وضعيت موجود خطر پذيري ودلايل آسيب‌هاي وارده :

چون بنا از روستا دور است لذا ممکن است مردم چشم طمع به آجرهای آن داشته باشند و آن را از بین ببرند.

 

 

 

 

 

 

16- ذكر منابع و مأخذ گزارش

پژوهش میدانی : محمد عبدالله زاده ثانی باستان شناس ، مصطفی کرمانی برداشت کننده

ششتمد و کاظمی رسم کننده

بررسی شناسائی باستان شناسی سال 1385 به سر پرستی حسین عباس زاده اظهارات شفاهی آقای محمد عبدالله زاده ثانی باستان شناس واحد باستان شناسی میراث فرهنگی سبزوار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1392ساعت 11:47  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

معرفی پیر استیر

- موقعيت طبيعي اثر:

 بناي پير استير   در روستاي استير واقع شده است كه اين روستا در 15 كيلومتري غرب سبزوار در فاصله 15كيلومتري  با بخش و 5/9 كيلومتري دهستان واقع شده است .

 

2- موقعيت مکاني اثر:

شهرستان سبزوار – بخش مركزي – دهستان قصبه غربي – روستاي استير – شمال روستا

مختصات جغرافيايي بنابه شرح ذيل مي باشد:

   0544875   s 40طول 4008067عرض و با ارتفاع 940 متر از سطح آبهاي آزاد

3- مشخصات پلاک ثبتي اثر:     

پلاک اصلي17

پلاک فرعي-

پلاک بخش3

 

4- تاريخچه و وجه تسميه اثر :

 با توجه به اسلوب معماری بناي پير استير   کشيدگی بدنه ها بنا مربوط به دوره ايلخانی- تيموری است. مرحوم قره خانی بهار نيز نقل قولی آورده که مفيد فايده است ولی در کتاب آثار تاريخی باستانی بقاع متبرکه در باب دوره تاريخی اين بنا توضيح داده است .

طبق کتيبه گچی واقع در ورودی ضلع جنوبی بقعه از نوادگان کميل بن زياد که در اين محل دفن شده اند می باشد.

وجه تسميه اين بنا که به پيراستيرمشهور است بيشتر به دليل قرار گرفتن اين بقعه در روستای استير می باشد. البته بعضی معتقد هستند استير از استار آمده و استار دگرگون شده اشتار است که آن يکی ازالهه های باروری دوران قبل از اسلام است.

البته اين گفتار هم دور از ذهن نيست چرا كه بيشتر افرادي كه براي گرفتن نذر و گرفتن حاجت به اين امامزاده رجوع مي كنند زوج هاي جواني هستند كه به نيت و نذر بچه دارشدن گهواره كوچكي كه درون ان عروسكي قرار داده اند را به امامزاده مي آورند و در گوشه شمال شرقي بنا آويزان مي كنند كه حاجت آنها روا شود.

 

 

 

 

 

5- سوابق پژوهشي اثر (شناسايي، بررسي، گمانه زني، حفاري):

بناي پير استير بناي ناشناخته اي نيست چه از نظر مردم چه از ديد صاحب نظران و با وجود اين سوابق پژوهشي خاصي در مورد اين بنا انجام نشده است.بيشتر پژوهش ها كتابخانه اي و ميداني است وهيچگونه

گمانه زني يا حفاري مبني بر بررسي علمي در اين مكان انجام نشده است . البته ناگفته نماند كه مرحوم قره خاني بهار در كتاب آثار تاريخي باستاني بقاع متبركه شرحي از اين بنا آورده است.

 

6- نوع مالکيت اثر: 

اين بنا وفقي و در تصرف اداره اوقاف و شوراي روستا مي باشد

 

7- مشخصات اثر:     

پير استير بناي خشتي و آجري است كه با تبديل پلان 4به 8 توسط اسكنج ها و تبديل 8به 6توسط گوشه و لبه سازي با آجر توانسته اند گنبد را روي ستون ها پياده كنند . پي در اين بنا همان پي سرتاسري شفته اي است.كف بنا توسط آجرهاي 20× 20 *5 سانتي متر پوشانده شده است. روي گنبد پوشش كاهگل است .

پلان اين بنا هم جالب توجه است كه بس از ورود به حياط امامزاده ورودي اصلي بقعه در ضلع جنوبي واقع است كه در ضلع شمالي و روبروي ان هم ورودي ديگري به خارج از بقعه تعبيه شده است . فرم كلي پلان مربع نزديك به مستطيل مي باشد كه ضلع جنوبي ان در گوشه ها به صورت پخي در امده است كه به پلان نيم هشت نزديك شده است. در ضلع هاي شرقي و غربي فرو رفتگي هايي وجود كه شايد براي هماهنگي با ديگر اضلاع و نيز رفع يكنواختي در پلان باشد  .

فضاي مقبره اكنون شبيه يك گنبد خانه است كه در زير گنبد بقعه و ضريح امامزاده قرار دارد.تكنولوژي تبديل ضريح به دايره در اين گنبد خانه توسط سكنج ها انجام مي شود كه به خوبي در گوشه ها و روي ستون ها بنا ساخته شده اند و با اندكي دقت مي توان مهارت معمار را در ساخت گنبد و سكنج ها ديد. داخل و حتي خارج اين بنا تزيينات عمده اي ندارد . بدنه داخلي بنا با اندود گچ پوشانده شده است و تنها در بالاي ورودي اصلي بقعه در ضلع جنوبي با خط خوش نوشته هايي وجود دارد كه قرائت انها به سختي صورت مي گيرد وليكن تاريخ آنها مربوط به سده هاي 1169ه.ق. 1043ه.ق. 1287ه.ق و 1241ه.ق مي باشد.

 

8-ويژگيهای خاص اثر:

از مهمترين ويژگي هاي اين اثر اسلوب معماري فاخر و بر جسته آن مي باشد . البته از ديگر ويژگي هاي اين بنا همان طور كه قبلا ذكر شد وجود نوشته هاي خوش است كه در ضلع جنوبي قرار دارد و محض استحضار عينا هويت اشخاص مدفون در بنا به نقل از كتيبه گچي محل نقل مى شود:" واضح بوده باشد اين اشخاص كه در اين بقعه مدفون مي باشند 2برادرند كه يكى شيخ على و ديگري شيخ حسن است و هر دو  از اولاد كميل مى باشند و در صندوق ديم (ثاني) شيخ محمدرضا و شيخ كمال مدفون مى باشد و بر صندوق ثالث شيخ محمد مومن كه ملقب به مضرتب مى باشد و در تذكرةالعرفا مشهور است و حاجي مومن مدفون مى باشند و بعد از ايشان كربلايی رضا و كربلايی عسگر است ." فى تاريخ الف ..... من هجرةالنبوة...... اقل النصاب . اقدام الفقرا مسالك راه خدا ابن محمد تقى غلام رضا نهم از اولاد كميل 1207ه.ق.

از ديگر ويژگي هاي شاخص اين امامزاده كه به اختصار قبلا ذكر شد رجوع زوج هاي جوان و نذر برای بچه دار شدن است داخل بنا گوشه شمال شرقي بيش از 50گهواره كوچك از جنس پارچه آويزان شده است كه در

اصطلاح محلي به آن "بانيج"گويند. داخل هر كدام 2عروسك,يكي زن و ديگري مرد قرار گرفته است. به نقل از خادم 83 ساله بقعه آقاي محمدشيخ قدرت اهل و ساكن روستاي استير كه پدرش به نام ملا عبدالحسين و پدربزرگش ملا محمد بوده است و همگي خادم بقعه بوده اند, مي گويد:جواناني كه مدتي از ازدواجشان كذشته است و صاحب  فرزند نشده اند با اين گهواره (بانيج Banij) به مراد دل خود مي رسند وكساني كه نذرشان براورده مي شود. گوسفند نذري خود را درمحل قرباني و بين اهالي بخش مي كنند. و بعد بچه دار شدن پيشوند پير را بر نام انها مي افزايند

 

9-نوع بهره برداري قبلي و فعلي از اثر:   

در سال هاي اوليه ساخت بنا و ايجاد بقعه براي نوادگان كميل بن زياد كه دراين محل دفن شده اند از اين بنا به عنوان خانقاه استفاده مي شده است وعده اي از عرفا در اين محل دفن شده اند. بقاياي معماري حوضي واقع در ضلع غربي بقعه به نام حوض خانقاه موجود است كه مويد اين موضوع است و امروزه به عنوان امامزاده و پير حاجات در بين مردم شناخته شده است.

 

10- اقدامات انجام شده در مورد حريم اثر (حريم پيشنهادي):

متاسفانه تا كنون هيچ گونه اقدامي براي تعيين حريم اين اثر انجام نشده است و با توجه به اهميت آن و اينكه اين بنا در ورودي روستا و در كنار جاده بين شهري واقع شده لذا هر چه سريع تر بايد اقداماتي براي تعيين حريم و جلوگيري از تجاوز به حريم اين مكان انجام شود.

 

11-دخل و تصرفات انجام شده و مشهود در اثر:

خوشبختانه به علت كاربري مذهبي اين اثر دخل و تصرفات چنداني در آن انجام نشده است و فضاي كلي گنبد خانه دست نخورده است. وليكن در نماي بنا شاهد درگاهها و پنجره هايي هستيم كه با گاهكل مسدود شده اند و در فضاي داخلي بنا هم اثري از اين درگاهها مشاهده نمي شود. نيز در فضاي خارجي اطراف گنبد خانه فضاهايي وجود دارد كه تخريب شده اند

 

12-تعميرات انجام شده در اثر:

از سوي سازمان ميراث فرهنگي مطابق ضوابط مرمتي تا كنون هيچ اقدامي براي اين اثر تاريخي انجام نشده است و متاسفانه از سوي متصديان اين بنا هم عملي صورت نپذيرفته است . اين در حالي است كه بنا نيازمند رسيدگي بيشتر و تعميرات مستمر مي با شد .

 

 

13- وضعيت ايستايي اثر:

خوشبختانه بنا از وضعيت ايستايي مناسبي برخوردار است. ستون ها, جرزها و ديوارهاي باربر سالم و بدون آسيب هستند و گنبد بنا نيز همچنان وضعيت خود را به خوبي حفظ كرده است.

 

14- شرح وضعيت موجود بنا و آسيب هاي وارده (آسيب شناسي):

خوشبختانه به علت كاربري  مذهبي بنا و مورد توجه بودن اثر و رسيدگي متولي آن آسيب زيادي ديده نمي شود . وليكن ديواره هاي خارجي بنا در اثر عوامل جوي آسيب ديده است و كليت اثر مخدوش شده است و اندود ديواره ها توسط باران شسته شده اند . و نيز قسمتهايي از فضاهاي خارجي بنا تخريب شده اند كه درين فضاها نشانه هايي از حفاري غير مجاز ديده مي شود .

 

15- هر گونه توضيح يا پيشنهادي درباره اثر داريد، ذکر نمائيد.

اين اثر متعلق به دوره ايلخانی – تيموری می باشد که ازين نظر حائز احميت است و نيز نه تنها از سوی مردم روستا که در بين مردم شهرستان سبزوار نيز مورد توجه می باشد.

فرم خاص و سبک فاخر معماری بنا که متعلق به سبک آذری است نيز دليلی برای حفظ اين اثر ارزشمند می باشد .لذا تقاضای ثبت اين اثر در فهرست آثار ملی را داريم باشد که قدمی برای حفظ ارزشهايمان برداريم.

  

16- منابع و ماخذ :

مطالعات ميدانی و استفاده از آرشيو اداره ميراث فرهنگی شهرستان سبزوار .محمد عبداله زاده ثاني

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1392ساعت 11:18  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

معرفی اب انبار مزینا ن شهرستان داورزن

1- موقعيت طبيعي اثر:

آب انبار مزينان در روستاي مزينان واقع شده است كه اين روستا در 84 كيلومتري غرب شهرستان سبزوار و در 9 كيلومتري بخش داورزن و در دهستان مزينان قرار دارد .

 

2- موقعيت مکاني اثر:

شهرستان سبزوار –  شهر داورزن - بخش داورزن – دهستان مزينان  - روستاي مزينان

مختصات جغرافيايي بنابه شرح ذيل مي باشد:

   0482668 s 40طول 4018143عرض و با ارتفاع 829متر از سطح آبهاي آزاد .

 

3- مشخصات پلاک ثبتي اثر:     

پلاک اصلي3

پلاک فرعي-

پلاک بخش10

 

4- تاريخچه و وجه تسميه اثر :

به دليل قرار گرفتن آب انبار مزينان در روستای مزينان اثر به آب انبار مزينان معروف شده است و اهالی محل نيز به همين نام بنا را می شناسند و از آنجايی که اثر همزمان با ساخت کاروانسرا و در واقع بررسی استفاده آب شرب و مصرفی کاروانيان و جزو ابنيه خدماتی کاروانسرا احداث گرديده و با توجه به ابعاد آجرهای بکار رفته در اثر و نوع معماری، می توان اين اثر را متعلق به عهد صفويه دانست.

 

5- سوابق پژوهشي اثر (شناسايي، بررسي، گمانه زني، حفاري):

متاسفانه تاکنون هیچ گونه اقدام مطالعاتی و يا پژوهشی شامل گمانه زنی و يا حفاری و ... بررسی اين اثر تاريخی انجام نشده و لذا انجام یکسری اقدامات و مراقبت براي شناخت بيشتر و حفظ اثر لازم است.

 

6- نوع مالکيت اثر: 

آب انبار مزينان با کاروانسرای مزینان که در اصل وابسته به هم و در یک زمان احداث شده اند مالکیت دولتي داشته و در حال حاضر متولی کاروانسرا اقدامات و مراقبت این اثر را نیز بر عهده دارد.

 

7- مشخصات اثر:     

آب انبار مزينان به تبعيت از معماری آب انبارهای ايران و تابع معماری عصر خويش و فضاهای اصلی آب انبارها بوده و عناصر فضايي و کالبدی اصلی يک آب انبار بخوبی در آن اجرا شده است عناصر ورودی، رازينه يا راهرو ورودی پله فضای پاشير، مخزن، مجراهای ورود و خروج آب و نيز عناصر کالبدی فرعی شامل بادگير. اجزاء تشکيل دهنده اين اثر ارزشمند تاريخی هستند. آب انبار روبروی ورودی کاروانسرا و در ضلع جنوبی آن با فاصله حدود 10 متر از کاروانسرا قرار دارد.

الف: ورودی آب انبار شامل يک سرور با قوس جناغی سه بخشی است که درون يک قاب مستطيل شکل بصورت گود و تو رفته اجرا شده است، قوس مذکور بصورت رومی چينی اجرا شده در دو طرف ورودی آب انبار مانند اغلب آب انبارهای دشت و مرکزی ايران سکوهای آجری جهت استراحت و نشستن و رفع خستگی استفاده کنندگان ساخته شده که از سطح زمين حدود 60 سانتی متر مرتفع تر است، دور تا دور سردر ورودی در قسمت رخبام يک هره آجری اجرا گشته، لچکی های دو طرف قوس ورودی فاقد تزيينات و آجر چينی ساده رج چينی دارند. ورودی راهرو روی اسپر طاق جناغی سردر واقع گرديده و بالای اين ورودی روی اسپر طراق جناغی سردر ورودی يک قاب تورفته مستطيل شکل کوچک بچشم میخورد که محل نصب وقف نامه آب انبار بوده که متاسفانه در حال حاضر اثری موجود نيست.

ب: راهرو ورودی راه پله: ورودی اين راهرو ورودی اسپر سردر ورودی به شکل يک طاق با قوس مازه دار بيضی خوابيده که درون يک قاب مستطيل شکل قرار دارد واقع شده، قسمت بالای اين فرم مستطيل شکل تزئين آجری دندان موشی دارد و قوس بيضی ورودی به شيوه رومی چينی اجرا شده است همين قوس روی راهرو تا قسمت پائين آن و قبل از اتصال به به فضای پا شير بچشم می خورد که به شيوه خفته راسته آجر چينی شده است پله های راهرو و بصورت هره آجری و به ارتفاع يک آجر با تعداد 12 پله امکان دسترسی به فضای پاشير را ميسر می سازد. در قسمت پائين راهرو و بعد از آخرين پله قبل از ورود به فضای پاشير يک تويزه با قوس جناغی سه بخشی اجرا شده است که يکی از چهار تويزه اجرا شده جهت پوشش اتاقک پاشير می باشد. پله های اين راهرو دارای دو پاگرد جهت رفع خستگی و استراحت يکی در وسط و يکی در آخر پله ها است.

ج- اتاقک پا شير: اين فضا بعد از راهرو ورودی قرار گرفته است. فضای پا شير شامل يک اتاق مربع شکل در پائين ترين قسمت راهرو است که پوشش آن شامل چهار تويزه جناغی شکل، با قوس سه بخشی است که شيوه رومی چينی اجرا گشته و سپس روی اين چهار تويزه طاق چهار ترک اجرا شده است. علت اجرای تويزه جناغي شکل انتهای راهرو پله دار نيز به علت اجرای همين پوشش بوده چون اولاً طاق و قویل بیضی شکل اجرا شده در راهرو قابلیت باربری مناسبی ندارد که بعنوان یکی از چهار تویزه جهت پوشش فضای پاشیر استفاده شود و ثانییاً به سه تویزه دیگر همخوانی نداشته و امکان اجرای پوشش وجود نداشت. روی اسپر اجرا شده زیر تویزه های سه طرف فضای پا شیر تزئینات آجری به شکل یک لوزی در وسط اسپر بچشم میخورد. پشت اسپر غربی فضای پاشیر مخزن آب انبار قرار دارد که دیوار حد فاصل مخزن و پاشیر در این قسمت به علت جلوگیری از تخریب در اثر فشار آب درون مخزن بسیار قطور ساخته شده و شیر برنجی که به واسطه آن آب مصرفی از فضای پا شیر برداشت می شده روی همین دیوار نصب بوده که در حال حاضر از آن اثری نیست. این شیر برنجس با فاصله ای حدود 50 سانتی متر از کف مخزن نصب بوده تا هم امکان برداشت بیشترین حجم آب را داشته باشند و هم این فاصله سبب عدم ورود گل و لای کف مخزن به درون شیر برنجی و آب مصرفی می شده.

د- مخزن آب انبار: (تنوره یا خزینه) در جبهه ی غربی فضای پا شیر و به عبارتی در ضلع غربی محور طولی آب انبار مخزن آب انبار که عبارتست از یک فضای مربع شکل شامل چهار چشمه طاق که به شیوه چهار ترک پوشش شده اند در وسط فضای مربع شکل مخزن یک ستون با قاعده مربع ساخته شده و در وسط هر ضلع مخزن نیز یک نیم ستون با قاعده نصف ستون مرکزی روی این ستونهای آجری تویزه هایی با قوس جناغی سه بخشی به شیوه رومی چینی اجرا گشته و بدین وسیله فضای مربع شکل مخزن به چهار چشمه طاق تقسیم و بین هر چهار تویزه در هر دهانه پوشش چهار ترک آجری احداث گردیده است. روی ضلع جنوبی مخزن و در ارتفاع پاکار قوس ها دو روزن وجود دارد که محل ورود آب بع درون مخزن و در ضلع روبروی آن بصرت قرینه دو روزن دیگر جهت خروج آب سرریز مخزن ایجاد گشته که البته این روزن ها کار نورگیری و تهویه هوای مخزن را نیز تا حدودی انجام می داده اند و نیز راهی بوده اند برای ورود به مخزن جهت لایروبی آن. بدنه مخزن از کف تا ارتفاع پاکار قوس ها اندود دساروج دارد و از ارتفاع پاکار قوس ها به بالا ونیز پوشش ها بدون اندود نمای آجری است. روی ضلع جنوبی مخزن زیر روزن های ایجاد شده تعدادی آجر بصورت بیرون زده از بدنه کار شده که بصورت یک پلکان امکان دسترسی به کف مخزن هنگام لایروبی آن را میسر می ساخته. پشت بام مخزن نیز بوسیله آجر مفروش گشته و در اضلاع شرقی و غربی بیرونی مخزن در هر ضلع سه مجرا که کار ناودان را انجام می دهند روی بدنه ایجاد شده تا آب های روی بتم را به بیرون هدایت نمایند.

هـ- بادگیر: روی ضلع جنوبی مخزن دو بادگیر بسیار زیبا و مرتفع با قاعده مربع ساخته شده که همانند دیگر آب انبارهای کویری و مرکزی ایران وظیفه رساندن بار مطلوب را به درون مخزن و خنک مردن آب درون آن در فصل گرم تابستان را بر عهده داشته اند. این بادگیرها چهار طرفه بوده و از هر طرفباد مطلوب را به درون مخزن هدایت می کرده اند. دیوارک های جدا کننده مجرای بادگیر بوسیله آجر و چوب بوجود آمده اند (تیغه ها). کانال میانی بادگیر که از کف بام تا ابتدای دهانه بادگیرادامه دارد آجری و ابعادی x مترر دارد، ارتفاع آن نیز تا ابتدای دهانه بادگیر     متر است. در حد فاصل این کانال و دهانه بادگیر یک ردیف تزئین آجری اجرا شده که به زیبائی دهانه بادگیر را از کانال میانی جدا کرده است.

بقایای چوب های کش و شمع، وادارهای عمودی و نیز وابندهای افقی بادگیرها هنوز پا بر جاست. دهانه های بادگیرها همانطور که بیان شد لز هر چهار طرف دارای مجراها و روزن های ورودی باد است که روی اضلاع شرقی و غربی هر بادگیر دو ورودی و روی اضلاع شمالی و جنوبی هر بادگیر سه ورودی ساخته شده است. البته تعدادی از این ورودی ها بخصوص در اضلاع شرقی و غربی با تیغه های آجری مسدود تا از ورود بادهای نامطلوب و شن دار جلوگیری نمایند. ورودی های باد روی دهانه های بادگیر به شکل تاق های کشیده و باریک و بلندی هستند که قوس هلالی و نیم دایره داشته و درون یک نغول (قاب) مستطیل کشیده آجری بصورت تو رفته از بدنه دهانه بادگیر اجراا شده اند. دهانه های بادگیر در قسمت بالا و قبل از شروع بام سازی بادگیرها دارای تزئین آجری به شکل دندان موشی هستند که به زیبائی و با ترکیب با تزئين دهانه بادگير، اين دهانه ها را تاکيد و از کانال ميانی، بادگير جدا کرده اند. پوشش اين دهانه نيز بصورت تخت و بوسيله آجر انجام شده است. کونال سازی اين بادگيرها در قسمت پائين و در محل اتصال کانال بادگير به ديواره مخزن با يک طاق آجری به شکل رومی چينی انجام شده است.

درين اثر ارزشمند تاريخی تمام عناصر کالبدی اصلی و فرعی آب انبارها و اصول معماری آنها را دارا است و تمام فضاهای کالبدی يک آب انبار را دارا است. اجزاء تشکيل دهنده آن شامل سردر ورودی، راهرو پله دار (راه پله)، پا شير، مخزن، بادگير بوده و به ترتيب واقع شده اند با این تفاوت که مخزن آب انبار روی محور طولی  اجرا و در يک راستا با ورودی و راهرو نمی باشد بلکه در جبهه غربی فضای پاشير واقع شده است.

 

8-ويژگيهای خاص اثر:

1- سالم بودن اثر که بجز تخريب ها وآسيب های جزئی و مقطعی آن هم در کف تنوره آب انبار و بخش کوچکی در ديوارهای اتاقک پاشير بقيه بنا کاملاً سالم و پا برجاست. 2- داشتن دو بادگير بسيار زيبا و سالم که تقريباً در آب انبارهای منطقه کمتر بچشم میخورد يا حداقل اگر هم بوده در حال حاضر اثری از آن ها نيست آن هم با اين ابعاد و ويژگی ها 3- همجوار بودن با کاروانسرای مزينان و آثار ارزشمند ديگر مزينان مثل مسجد جامع مزينان و مسجد پائين ده و ... که می توان همه آنها را در قالب يک فضای گردشگری قوی و حائز اهميت بحساب آورده و منطقه مناسبی را برای بازديد و استفاده گردشگران بوجود آورد. 4- داشتن تزئينات آجری زيبا. 5- آمادگی برای ايجاد هر نوع کاربری جديد. 6- وار داشتن در روستايی که بعنوان روستای هدف گردشگری شناخته شده و در پر ترددترين جاده مواصلاتش کور با فاصله کمی از آن واقع شده است.

 

9-نوع بهره برداري قبلي و فعلي از اثر:

بهره برداری و کاربردی اصلی و قبلی اثر بعنوان آب انبار و محل ذخيره آب و استفاده آب شرب اهالی بخصوص در فصول گرم کوير بوده ولی در حال حاضر متروکه و بدون استفاده رها شده

 

10- اقدامات انجام شده در مورد حريم اثر (حريم پيشنهادي):

متاسفانه تاکنون اقدام مثبت جهت تعيين حريم اين اثر صورت نگرفته است ولی با توجه به نزديکی آن با کاروانسرای مزينان می توان آن را درون حريم کاروانسرا و با ضوابط آن در نظر گرفت.

 

11-دخل و تصرفات انجام شده و مشهود در اثر:

خوشبختانه با توجه به حساسيت و بالا بودن سطح فرهنگ اهالی و ساکنين روستای مزينان و عشق و علاقه آنها به مواريث فرهنگی دخل و تصرفاتی در اين اثر ارزشمند صورت نگرفته است.

 

12-تعميرات انجام شده در اثر:

سال 1384 شمسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سبزوارکه قصد ايجاد کاربری دانشکده معماری را برای کاروانسرای مزينان داشت يکسری اقدامات مرمتی با هماهنگی و نظارت اداره میراث فرهنگی سبزوار بر روی کاروانسرا و آب انبار آن انجام داد که اقدامات انجام شده در مورد آب انبار عبارتند از: تعويض آجرهای فرسوده و مستهلک با آجر سالم و جديد در بدنه خارجی آب انبار سردر ورودی، راه پله، بارگیرها و .... آجر فرش روی تنوره يا مخزن آب انبار- تعمير و مرمت ناودان های بدنه- بند کشی کل بدنه بيرونی شامل سردر، ديواره، راه پله، ديواره های خارجی تنوره، بدنه بارگيرها- محوطه سازی پيرامون آب انبار بوسيله قلوه سنگ و خطوط آجری با الگو برداری از باغ های سنتی و تاريخی همچون آرامگاه خيام و عطار در نيشابور و ايجاد باغچه هايی با هره چينی آجری که متاسفانه نيمه تمام مانده و اقدام به ايجاد فضای سبز آن معلق ماند.

13- وضعيت ايستايي اثر:     

همانطور که بيان شد خوشبختانه وضعيت استايی و استحکام اثر در وضعيت بسيار مناسبی است و بجز چند آسيب جزئی که هيچ لطمه ای به ايستايی بنا نزده اند و فقط روی بدنه و پله ها می باشند کل بنا از وضعيت ايستايی و استحکام مناسبی برخوردار است. هيچ گونه نشست، رانش، ترک و شکاف، سرکن شدن ديوارها و ... در بنا مشاهده نمی شود.

الف: تخريب پله های ورودی در چند نقطه شامل فرسايش آجرها و پاشير شامل تخريب اسپر تويزه های اتاقک بصورت مقطعی

 

14- شرح وضعيت موجود بنا و آسيب هاي وارده (آسيب شناسي):

آسيب های وارده به اين اثر تاريخی را به دو گروه طبيعی و انسانی می توان تقسيم نمود، به عبارتی آسيب ها و لطماتی که در اثر عوامل جوی و نيروهای طبيعی به اثر وارد گشته و عارضه هايی که توسط افراد ناآگاه يا سودجو بر پيکره اين اثر ارزشمند حارث گشته.

الف- عواملل طبيعی: گذشت زمان و کهولت و اضمهلال مصالح در اثر مرور زمان و از بين رفتن خاصيت و چسبندگی مواد و مصالح تشکيل دهنده سبب تشديد فرسايش عوامل فرساينده طبيعی مانند باد، باران، برف، رطوبت و ... گرديده است. از جمله اين آسيب ها می توان به از بين رفتن بند کشی بين آجرها بخصوص در پوشش ها و نيز بدنه های بنا، خوردگی آجرهای بدنه و پوشش و بعضاً لق شدن و افتادن تعدادی از اين آجرها، تخريب تعدادی از آجرهای پله های راهرو ورودی تخريب لايه های بام سازی که اخيراً مرمت شده، فرسايش و تخريب بدنه های خارجی تنوره و سردر و راهرو که اخيراً مرمت شده است تخريب و افتادن تعدادی از آجرهای بدنه بادگير بخصوص تزئينات روی دهانه بادگير اشاره نمود.

ب- عوامل انسانی: متاسفانه و همانطور که همه می دانيم سودجويی و ناآگاهی افرادی که اخيراً به خيال واهی به قصد دستيابی به گنج و اشياء عتيقه باعث تخريب تعداد زيادی از آثار با ارزش در سطح کشور گشته که اين اثر نيز از اين مقوله در امان نمانده و آسيب ها و لطماتی را متحمل گشته از آن جمله می توان به حفاری و تخريب ديواره های جبهه شمالی و شرقی اتاقک پاشير و تخريب آجرهای روی اسپر در قسمت های مذکور و نيز تخريب ديواره غربی  همين فضا به قصد درآوردن شير برنجی اتاقک پاشير، تخريب های موضعی آجرها در نورگيرهای مخزن، تخريب کف اتاقک پاشير، اشاره نمود.

ولی بطور کلی بدون در نظر گرفتن اين آسيب های موضعی که خوشبختانه بر ايستايي و سازه بنا تاثيری ندارد می توان گفت سازه و اسکلت بنا بسيار سالم و قابل اطمينان است و با اقدامات مرمتی اخير که از سوی دانشگاه آزاد سبزوار اعمال شده روند فرسايش اين اثر بخصوص در بدنه های بيرونی تقريباً متوقف شده است.

 

15- هر گونه توضيح يا پيشنهادي درباره اثر داريد، ذکر نمائيد.

همانطور که بيان شد با توجه به وضعیت ايستايی و استحکام بنا که بسيار مناسب و در حد قابل قبول است و با توجه به واقع شدن آن در يک سايت باچند اثر تاريخی ارزشمند با فاصله کم از آن و همچنين قرار داشتن آن در يکی از روستاهای هدف گردشگری و نيز واقع شدن در شاهراه اصلی کشور و جاده  پر تردد تهران- مشهد که همه ساله محل تردد و عبور چند ميليون زائر و گردشگر است اهميت ثبت اين اثر در فهرست آثار ملی و متعاقبت آن حفاظت مرمت و در نهایت احياء اين اثر ارزشمند تاريخی تاکيد می شود. 

 

16- منابع و ماخذ :

مطالعات ميدانی و استفاده از آرشيو اداره ميراث فرهنگی شهرستان سبزوار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


تصوير موقعيت آب انبار نسبت به كاروانسرا ، روستاي مزينان، شهرستان سبزوار،ديد ازجنوب به شمال ،تاريخ زمستان 87 ،

دفتر ثبت ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري خراسان رضوی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


تصوير موقعيت اب انبار نسبت به كاروانسرا ، روستاي مزينان، شهرستان سبزوار،ديد از غرب به شرق ،تاريخ زمستان87 ،

دفتر ثبت ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري خراسان رضوی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


   

 

    

تصوير آب انبار مزينان ، روستاي مزينان، شهرستان سبزوار،ديد از شمال به جنوب،تاريخ زمستان 87 ،

دفتر ثبت ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري خراسان رضوی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   

    

              تصوير آب انبار مزينان، روستاي مزينان، شهرستان سبزوار،ديد از شرق به غرب ،تاريخ زمستان 87  ،

 دفتر ثبت ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري خراسان رضوی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


              تصوير ضلع شمالي آب انبار، روستاي مزينان  ، شهرستان  سبزوار،ديد ازجنوب به شمال ، تاريخ زمستان 87 ،

 دفتر ثبت ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري خراسان رضوی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


              تصوير ضلع جنوبي آب انبار، روستاي مزينان ، شهرستان سبزوار،ديد ازشمال به جنوب ، تاريخ زمستان 87 ،

 دفتر ثبت ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري خراسان رضوی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


   

 

 

 

              تصويرضلع شرقي آب انبار ، روستاي مزينان ، شهرستان سبزوار،ديدازغرب به شرق ، تاريخ زمستان 87  ،

 دفتر ثبت ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري خراسان رضوی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

          

 

              تصوير ضلع غربي آب انبار ، روستاي مزينان ، شهرستان سبزوار،ديد ازشرق به غرب ،تاريخ زمستان 87 ،

 دفتر ثبت ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري خراسان رضوی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

      

              تصوير سردر آب انبار ، روستاي مزينان ، شهرستان سبزوار،ديد از جنوب به شمال،تاريخ زمستان 87 ،

 دفتر ثبت ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري خراسان رضوی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


    

 

 

 

 

 

 

              تصوير راه پله و پاشير آب انبار ، روستاي مزينان ، شهرستان  سبزوار،  ديدازجنوب به شمال، تاريخ زمستان 87  ،

 دفتر ثبت ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري خراسان رضوی

 

 

 

 

 


          

 

 

 

 

 

 

 

                  تصوير مخزن آب انبار ، روستاي مزينان، شهرستان سبزوار،ديد ازجنوب به شمال ، تاريخ زمستان 87  ،

 دفتر ثبت ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري خراسان رضوی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


                  تصوير داخل مخزن آب انبار ، روستاي مزينان ، شهرستان سبزوار، ديدازشمال به جنوب ، تاريخ زمستان 87  ،

 دفتر ثبت ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري خراسان رضوی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

17.00

13.00

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگری خراسان رضوي

تاريخ :  زمستان 87

مقياس :      

 

 

 


 

برداشت : کوشکی-ابراهيميان

 

شمارة پروژه :

عنوان پروژه : آب انبار مزينان

 

ترسيم :   کوشکی

واحد :  cm

عنوان نقشه :  پلان

تصويب :

شمارة نقشه :

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1392ساعت 11:5  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

تذكـــر چنــــد مــــاده قانــــوني مهــــم در باره میراث فرهنگی

 

تذكـــر چنــــد مــــاده قانــــوني مهــــم

 

1- ماده 558 قانون مجازات اسلامي :  هر كس به تمام يا قسمتي از ابنيه، اماكن ، محوطه‌ها ومجموعه‌هاي فرهنگي – تاريخي يا مذهبي كه در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است، يا تزئينات، ملحقات ، تأسيسات،  اشياء و لوازم و خطوط ونقوش منصوب يا موجود در اماكن مذكور، كه مستقلاً نيز واجد حيثيت فرهنگي – تاريخي يا مذهبي باشد، خرابي وارد آورد علاوه بر جبران خسارت وارده به حبس از يك الي ده سال محكوم مي‌شود.

 

2- ماده 559 قانون مجازات اسلامي : هر كس اشياء و لوازم وهمچنين مصالح وقطعات آثار فرهنگي – تاريخي را از موزه‌ها ونمايشگاه‌ها، اماكن تاريخي و مذهبي وساير اماكن كه تحت حفاظت يا نظارت دولت است سرقت كند يا با علم به مسروقه بودن اشيا مذكور را بخرد يا پنهان دارد در صورتي كه مشمول مجازات حد بسرقت نگردد علاوه بر استرداد آن به حبس از يك تا پنج سال محكوم مي شود.

3- ماده560 قانون مجازات اسلامي :  هر كس بدون اجازه از سازمان ميراث فرهنگي كشور يا با تخلف از ضوابط مصوب واعلام شده از سوي سازمان مذكور در حريم آثار فرهنگي – تاريخي مذكور در اين ماده مبادرت به عملياتي نمايد كه سبب تزلزل بنيان آنها شود، يا در نتيجه آن عمليات به آثار وبناهاي مذكور خرابي يا لطمه وارد آيد، علاوه بر رفع آثار تخلف و پرداخت خسارت وارده به حبس از يك تا سه سال محكوم مي‌شود.

 

4- ماده 562 قانون مجازات اسلامي : هر گونه حفاري وكاوش به قصد بدست آوردن اموال تاريخي – فرهنگي ممنوع بوده ومرتكب به حبس از شش ماه تا سه سال وضبط اشيا مشكوفه به نفع سازمان ميراث فرهنگي كشور و آلات وادوات حفاري به نفع دولت محكوم مي شود.

 

5- ماده 564 قانون مجازات اسلاميهر كس بدون اجازه سازمان ميراث فرهنگي و برخلاف ضوابط مصوب اعلام شده از سوي سازمان مذكور به مرمت يا تعمير، تغيير، تجديد وتوسعه ابنيه يا تزئينات اماكن فرهنگي – تاريخي ثبت شده در فهرست آثار ملي مبادرت نمايد به حبس از شش ماه تا دو سال و پرداخت خسارات وارده محكوم مي گردد.

 

موادي از قوانين مرتبط با ثبت آثار در فهرست آثار ملي

قانون حفظ آثار ملي مصوب 12 آبان ماه 1309 شمسي

     ماده اول : كليه آثار صنعتي و ابنيه و اماكني كه تا اختتام دورة سلسله زنديه در مملكت ايران احداث شده اعم از منقول و غيرمنقول با رعايت ماده 3 اين قانون مي توان جزء آثار ملي ايران محسوب داشت و در تحت حفاظت و نظارت دولت مي باشد.

     ماده دوم : دولت مكلف است از كليه آثار ملي ايران كه فعلاً معلوم ومشخص است و حيثيت تاريخي يا علمي يا صنعتي خاصي دارد، فهرستي ترتيب داده و بعدها هم هرچه از اين آثار مكشوف شود ضميمه فهرست مزبور بنمايد. فهرست مزبور بعد از تنظيم طبع شده و به اطلاع  عامه خواهد رسيد.

قانون ثبت آثار ملي مصوب اول آبان ماه 1352

     ماده واحده : به وزارت فرهنگ وهنر اجازه داده مي شود علاوه بر آثار مشمول قانون حفظ آثار ملي مصوب آبان ماه 1309 آثار غيرمنقولي را كه از نظر تاريخي يا شئون ملي واجد اهميت باشد صرفنظر از تاريخ يا پيدايش آن با تصويب شوراي عالي فرهنگ و هنر در عداد آثار ملي مذكور در قانون مزبور به ثبت برساند. آثار مذكور در اين ماده مشمول كليه قوانين و مقررات مربوط به آثار ملي خواهد بود. قانون فوق مشتمل بريك ماده پس از تصويب مجلس شوراي ملي در جلسه روز سه شنبه اول آبان ماه 1352 در جلسه روز دوشنبه دوازدهم آذرماه  يكهزار و سيصدوپنجاه ودو شمسي به تصويب مجلس سنا رسيد.

قانون تشكيل سازمان ميراث فرهنگي كشور

بند 6 – ثبت آثار ارزشمند منقول و غيرمنقول فرهنگي – تاريخي كشور در فهرست آثار ملي و فهرست هاي ذيربط.

قانون معافيت ابنيه و اماكن ثبت شده در فهرست آثار ملي از پرداخت عوارض شهرداري

     ماده واحده_ كليه ابنيه ، اماكن و محوطه هاي تاريخي كه در تصرف يا مالكيت سازمان ميراث فرهنگي كشور مي باشند و بناها و اماكني كه در تصرف يا مالكيت اشخاص حقيقي يا حقوقي است و طبق قوانين مربوط در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده اند يا مي رسند و همچنين موزه هاي تحت پوشش سازمان مذكور، از پرداخت كليه عوارض شهرداري معاف مي باشند  قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه علني روز چهارشنبه مورخ بيست و هشتم بهمن ماه يكهزار و سيصد و هفتاد ويك مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 2/12/1371 به تأئيد شوراي نگهبان رسيده است .

تذکـــر چنـــد مـــاده قانـــوني مهــــم

 

1- ماده 558 قانون مجازات اسلامي:  هر کس به تمام يا قسمتي از ابنيه، اماکن، محوطه ها و مجموعه هاي فرهنگي _ تاريخي يا مذهبي که در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است، يا تزئينات، ملحقات، تأسيسات، اشياء و لوازم و خطوط و نقوش منصوب يا موجود در اماکن مذکور، که مستقلاً نيز واجد حيثيت فرهنگي _ تاريخي يا مذهبي باشد، خرابي وارد آورد علاوه بر جبران خسارت وارده به حبس از يک الي ده سال محکوم مي شود.

 

2- ماده 559 قانون مجازات اسلامي: هر کس اشياء و لوازم و همچنين مصالح و قطعات آثار فرهنگي _ تاريخي را از موزه ها و نمايشگاهها، اماکن تاريخي و مذهبي و ساير اماکن که تحت حفاظت يا نظارت دولت است سرقت کند يا با علم به مسروقه بودن اشيا مذکور را بخرد يا پنهان دارد در صورتي که مشمول مجازات حد سرقت نگردد علاوه بر استرداد آن به حبس از يک تا پنج سال محکوم مي شود.

 

 

3- ماده 560 قانون مجازات اسلامي: هر کس بدون اجازه از سازمان ميراث فرهنگي کشور يا با تخلف از ضوابط مصوب و اعلام شده از سوي سازمان مذکور در حريم آثار فرهنگي _ تاريخي مذکور در اين ماده مبادرت به عملياتي نمايد که سبب تزلزل بنيان آنها شود، يا در نتيجه آن عمليات به آثار و بناهاي مذکور خرابي يا لطمه وارد آيد، علاوه بر رفع آثار تخلف و پرداخت خسارات وارده به حبس از يک تا سه سال محکوم مي شود.

 

4- ماده 562 قانون مجازات اسلامي: هر گونه حفاري و کاوش به قصد بدست آوردن اموال تاريخي _ فرهنگي ممنوع بوده و مرتکب به حبس از شش ماه تا سه سال و ضبط اشيا مکشوفه به نفع سازمان ميراث فرهنگي کشور و آلات و ادوات حفاري به نفع دولت محکوم مي شود.

 

 

5- ماده 564 قانون مجازات اسلامي: هر کس بدون اجازه سازمان ميراث فرهنگي و بر خلاف ضوابط مصوب اعلام شده از سوي سازمان مذکور به مرمت يا تعمير، تغيير، تجديد و توسعه ابنيه يا تزئينات اماکن فرهنگي _ تاريخي ثبت شده در فهرست آثار ملي مبادرت نمايد به حبس از شش ماه تا دو سال و پرداخت خسارات وارده محکوم مي گردد.



برچسب‌ها: موضوع قانون
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1392ساعت 10:51  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

غارهای شهرستان سبزوار . جغتای و خوشاب و روداب

غار درفک

این غار از یکی از خانه های قدیمی به دل زمین راه دارد من خود نرفته ام نقل و قول معتبری از زبان انانکه رفته اند الله و اعلم

غار علیک

این غار بیشتر به ابراه می ماند تا غار تا جائیکه راهرو غار اجازه ورود تن من را می داد رفتم غار در سنگ اهک ایجاد شده ممکن است در عمق هم راه باشد .

غار روداب

در ارتفاعات کوههای سیمان روداب ابراهی ست  که شکل غار بوجود اورده در وضعیت موجود نمی توان گفت غار است . مخصوصا هیچکدام از غارها با قوری قلعه و غار همدان قابل مقایسه نیست بجز غار درفک اگر توصیفات صحیح باشد .

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1392ساعت 10:41  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

معرفی ابشارهای شهرستان داورزن

ابشار سارق

حدودا به فاصله ۲ کیلومتری شمال روستای سارق در مسیر راه شملق مجاور کوه خاکستری  رفیعترین ابشار شهرستان سبزوار قبل از اخرین تقسیمات کشوری قرار دارد این ابشار حدودا ۵۰ متر ارتفاع دارد و فضای مناسبی برای اتراق .این ابشار از نوع فصلی ست ودر ماههای بارندگی  تا اردیبهشت ماه جاری ست .

ابشار اتشکده اذر برزین مهر ریوند داورزن

بفاصله حدودا ۱۰۰۰ متری شمال غرب اتشکده در مسیر ردوخانه بطرف شملق دو ابشار دائمی وجود دارد که حدودا ۴ متر ارتفاع ان است و حوضچه ای  سنگی از فرسایش سنگ در اثر ابریز  بوجود امده است این حوضچه حدودا ۵/۱ متر عمق دارد . برای اب تنی مخصوصا در تابستان اب خنکی ست اگر رفتید لطفا نظافت را رعایت نمائید و به طبعت احترام بگذارید .

ابشار کوه پلنگ

این ابشار به فاصله حدودا ۳ کیلومتری شمال غرب شملق است  که رودخانه بفره از ان سرچشمه می گیرد در محل موسوم به کوه پلنگ اس دارای چند حوضچه است و در وع خود بی نظیر است .

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1392ساعت 10:35  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

معرفی ابشارهای شهرستان خوشاب

ابشار نوراباد

این ابشار دائمی ست و از کوههای اطراف روستای نور اباد شهرستان خوشاب سرچشمه می گیرد در اطراف ابشار بقایای معماری اسهای ابی مشهود است و معماری دستکند یا بو م کند که محل استقرار اسیابان بوده است از شوتگاه ( ابریز ) ابشار تا سطح زمین حدودا ۵متر ارتفاع وجود دارد  اب این ابشار پس از طی ۹ کیلومتر به روستای زعفرانیه از توابع بخش مرکزی سبزوار می رسد در طول مسیر چندین  اس ابی قرار دارد داستان " الک " یکی ار جنیان که حضور هیچ اسیابانی را در محل تحمل نمی کرده مشهور است تا اینکه یک اسیابان قوی و قدر با او میجنگد و او را شکست می دهد و اسیابان زخمی را ه رودخانه را در پیش می گیر تا اینکه کاروانیان در مسیر او را پیدا می کنند این داستان را به خاطر ان اوردم که خوانندگان گرامی  اگاه باشند علاوه اینکه مردم نیروی طبیعت را در جهت اهداف انسانی مهار می کردهاند  غلات ارد شده را به مسافران هم می داده اند که این داستان گواه ان است . به هر خال " الک " کوشه ای از هزاران مهرورزی مردمان کویر است  و خلق معماری پایدار بدون تجاوز به طبیعت .

 ابشار روستای عادل اباد یا ظلم اباد از دیگر ابشارهای شهرستان خوشاب است .

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1392ساعت 9:36  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

معرفی قلاع کوهستانی شهرستانهای سبزوار جغتای روداب و داورزن و جوین و خوشاب

در یک تقسیم بندی کلی شاید بتوان گفت قلاع به دشت و کوهستان به لحاظ قرار گیری در اقلیم  منقسم می شوند . تا کنون بر اساس بررسیهای باستان شناختی که نگارنده انجام داده چندین قلعه کوهستانی  در شهرستانهای زیر شناسائی شده که بر اساس مواد فرهنگی پراکنده در لایه سطحی  تماما مربوط به دوره اسلامی ست .

شهرستان داورزن .

پاقلعه واقع در معدن پاقلعه صدخرو که بسیار صعب العبور است و از تراکم معماری  زیادی برخوردار است دارای چندین اب انبار  جهت ذخیره اب می باشد .

قلعه شاهوار  صدخرو بر سر راه معدن پاقلعه از دیگز قلاع دوران اسلامی ست که بقایای اب انبار ان بر بلاندای صخره شنی قرار دارد .

پا قلعه بهنگر از دیگر قلاع کوهستانی و نه چندان رفیع شهرستان داورزن است .

قلعه کوکو کمیز از نوع قلاع کوهستانی داورزن

قلعه سارق این قلعه به نا حق قلعه دزدان نامیده اند که جا دارد به ان پرداخته شود . سارق در گویش سبزواری به معنی گستردنی و در معنی خاص یعنی سفره و چون مردمان این محل مهماندار بوده اند و این روستا سوای اینکه بر سر راه ابریشم قرار دارد در محل زیارتگاهی بنام شملق قرار دارد که مردم صبح زود یا عصر که به محل می رسند طعام خود را میل می کنند و سپس به سمت و سوی زیازتگاه می روند . لذا نام سارق با این توصیف صحیح است .

قلاع کوهستانی شهرستان سبزوار

قلعه دزدان باغجر گروهی راه زن در این قلعه استقرر داشته لند که چندان معماری با اهمیتی ندارد .

قلعه دختر روداب این قلاع به دلیل دسترسی سخت در هنگام تهاجم توسط دشمنان و چون قابل تسخیر نبوده و یا سخت تسخیر می شده بنام قلعه دختر مشهور است  و باکره بودن را از دختران  ارث گرفته است .

قلاع کوهستانی شهرستان جغتای

قلعه شادمان یکی از قلاع سنگی این شهرستان است که از نوع نظامی ست و بقایای معماری سنگی در ورودی قلعه حکایت از دژی مستحکم دارد.

کمر قلعه فریمانه از دیگر قلاع کوهستانی شهرستان جغتای است .

شهرستان جوین

اوغلن قز قلعه یکی از قلاع کوهپایه ای شهرستان جوین است که در روز سیزده بدر مردم در انجا به سیزده می روند

شهرستان خوشاب

تنها قلعه قبل از اسلام در شهرستان خوشاب است

قلعه بابا لنگر مجموعه است از زندان اب انبار و سرا  و امازاده که به لحاظ باتستان شناختی منطقه بسیار حائز اهمیت است .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1392ساعت 9:24  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

باستان شناسی و تاریخ و معماری و زیبا شناسی میل خسروگرد سبزوار

 

باستان شناسي ،تاريخ ، معماري و زيبا شناسي ميل خسروگرد

 ميل خسرو گرد نماد مهر ورزي كويريان

 

براساس كاوشهاي باستان شناسي محرز گرديد مناره ي خسرو گرد ميل تك و منفردي است كه به منظور راهيابي كاروانيان بر سر راه جاده ي موسوم به ابريشم احداث گرديده لذا اين ميل نمي تواند بقاياي بجا مانده از يك مسجد عظيم باشد .

تاريخ ميل خسرو گرد :

اين ميل به سال 505 هـ ق به دستور تاج الدوله ابوالقاسم بن سعيد همدوره با حكومت سلجوقيان احداث گرديده است .

معماري ميل خسروگرد :

ميل خسرو گرد از سه جزء شامل : الف:پايه ب:بدنه ج:راس  تشكيل گرديده است و كلاً سازه اي آجري است .

پايه ي آن مستطيل شكل است كه محاط در يك سازه ي آجري نيم هشت است و در پخي هاي اين هشت ضلعي چهار حجره ي اطاق مانند تعبيه شده است .

بدنه ميل مدور است و قطر آن از سطح  قاعده نسبت به راس كم مي شود بدنه داراي تزئينات آجري با آرايه هاي: لوزي. نيم بيضي و دو رشته كتبيه كوفي كه اطراف آن با آجر كاري تذهيب شده است .

راس ميل بر روي تونگان[1] يا نعلبكي قرار داردكه بدنه آن داراي تزئينات آجر كاري موسوم به سوستيكا يا گردونه ي مهر مي باشد ارتفاع مناره 28 متر است

زيباشناسي ميل خسرو گرد

تنها بناي قديمي شهرستان سبزوار كه مراحل سفت كاري و نازك كاري آن همزمان اجرا گرديده  ميل خسرو گرد است كه به شيوه استادانه ي سبك رازي [2]در قرن ششم ه. ق كار شده است اجراي آجرهاي قالب زده با تكنيك سايه روشن و كم شدن از قطر ميل تا به راس باعث ايجاد  ريتم و حركت در بنا گرديده چرخش و هارموني ناشي از تكرار و توالي نقش هندسي لوزي. تن نازي و چشم نوازي ويژه اي را به رهگذران  مي دهد اجراي سايه روشن آجرها باعث گرديده گزند آفتاب كمتر به بدنه بنا برخورد كند د رنتيجه بنا در شلاق سوزان آفتاب كوير محو نشده و قابل رويت از فواصل دور باشد در قلب هر شمسه  نقش لوزي  سوستيكا به شكل + وجود دارد كه اين نقش تحت عنوان گردونه ي مهر در بسياري از نقاط جهان از هزاره سوم قبل از ميلاد شناسايي گرديده از آن جمله در تپه ي باستاني موسوم به دامغاني سبزوار و در قديمي ترين بناي تاريخي سبزوار- يعني اتشكده آذر برزين مهر - اين نقش موجب شكل گيري حجم بنا شده است. مهر برخواسته از انديشه هاي متعالي انسانها سواي: رنگ. پوست. نژاد. خون. مليت و مرزهاي جغرافيايي. مهري كه سفره خود را در دامان كوير از فواصل دور براي مسافران گسترده است و كاروانيان را به سمت و سوي خود فرا مي خواند: به سمت مهر به سمت آبادي اين ميل نشانه اي از هزاران محبت و دوستي انسانهاي مانده در كويرند كه عاشقانه و عالمانه به زندگي در اين كوير پرداخته اند به هنگام شب با روشن كردن مشعلي بر بالای بلنداي راس ميل كاروانيان شبرو را به سمت خود فرا مي خواند.  باشد كه به تاسي از انديشه ي مهر گستري و مهرورزي اين ميل در قالب انسانيت انسانها شاهد رشد و تعالي مهر ورزي در عصر  حاضر باشيم. در هيچ كجاي ايران پيدا نخواهي كرد كه  جسمي در بدو ورودي شهر شبانه روز اماده خوشامد گوئي به مهمانان خوانده يا ناخوانده باشد . شايد گوشه اي  از اوج مهر ورزي را بتوان در اين مناره ديد در شيوه تفكر و انديشه ي سازنده ي ان. مسافران خسته از راه و اب وهوا را در نظر بگيريد كه پياده در سرما و گرماي كوير 40 كيلومتر روزانه بايد راهپيمائي كنند و با برداشتن هر گام نويد رسيدن به منزل و ابادي دارند  ناگهان از دور دست ها  يكي آنان را به سوي خود مي خواند: برادر. خواهر. همشهري. همولايتي.مسافر گرامي به اين سمت بيائيد ابادي اينجاست اين مناره از هيچ كس پرسش نمي كند : نام و نشانت چيست؟  دين و مسلكت كدام است؟  مبدا و مقصد  تو كجاست ؟ رنگ و پوست  و ن‍‍ژاد مليتت چيست؟ و به قول امروزيها پاسبرد. گرينكارت. و ويزا نمي خواهد به صرف مسافر بودن آغوش به روي تمام مسافران مي گشايدو از همه به گرمي استقبال مي كند اما در كويري كه شلاق آفتاب سوزان كوير و سيلي شنهاي روانش بر جبين تكاتك اين كوير نشينان حك شده با روحي مالامال از انديشه هاي  خوب انساني  خالق بزرگترين. ظريفترين و در نوع خود زيباترين  نماد مهر ورزي   كويريان هستيم. تداوم اينگونه انديشه هاي پاك انساني در طول تاريخ سبزوار و به گستره ي قنواتش جاري و ساري بوده و هست و انشاءال.... تداوم آن  با معمارانی که روح و جسم معماری را شناخته اند تداوم خواهدداشت. جهت اطلاع بیشتر به پژوهش میل خروگرد تحقیق عبداله زاده ثانی مراجعه فرمائید . استفاده از این مطالب با ذکر ماخذ بلامانع است .

محمد عبدالله زاده  ثاني – باستان شناس


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1392ساعت 8:44  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

معرفی خاتدان معماری در اعتلا و رشد و شکوفائی معماری سبزوار در اواخر دوره قاجاریه و پهلوی


 
معماری یا مهراز سنتی ایران : . بناهایی كه به دست انسان ساخته می شود، جلوه هایی از نگرش او به جهان هستی است كه مبین قوّهٔ فكری و ساختار فرهنگی ـ اجتماعی افراد آن جامعه است.         معماری سنتی ایران ،تجلی نمادین جهانی ابدی و ازلی است كه این جهان را محلی گذرا و واسطه ای برای رسیدن به مرتبه ای والاتر به منظور وصول به آرامش درونی می داند ؛ برای همین است که مردم در آن خانه ها احساس آرامش داشته اند معماری ایران كه به صورت های گوناگون در بناهای مختلف متجلی گشته ، جایگاه خاصی را داراست كه در آن ،عقاید و رسوم و آیین ها در شرایط جغرافیایی و اقلیمی نمود بارزی دارد چه در شمال کشور با خانه هایی با سقف شیروانی ودیوارها وستونهای چوبی وچه در مرکز ایران ومناطق کویزی با خانه های گلی وخشتی وآجری وچه درغرب کشور باخانه های سنگی وچه در جنوب وساحل خلیج فارس ودریای عمان باخانه هایی ازجنس گل و سنگ و چوب وبرگ (کپرها) اینها همه  حاصل دسترنج هنرمندانی است كه برای اعتلای این هنر با تكیه بر ایمان خویش ، در این راه از هیچ كوششی دریغ نورزیده اند. همراه با اساتید معماری هر زمان ، استادان صنایع دستی وسنتی محلی هرمنطقه نیز با همان تفكر فوق اما تجلی یافته در هنرِ خاص خویش ، تكامل بخش و اثرگذار بر معماری سنتی ایرانی بوده اند . معماری سنتی ما همچون موسیقی سنتی ما است که هیچوقت ازبین نرفته ونمی رود هم خواننده وهم نوازنده وآهنگ ساز آن انسانهای بااصالت وفرهیخته ای می باشند وهمیشه ودر هر دورانی در نزد مردم محترم می باشند واز همه مهمتر اشعار آن است که ازشاعران وعارفان ودانشمندان ایرانی  همچون مولوی وسعدی وحافظ وخیام و......است که از افتخارات ایرانیان است . برعکس معماری جدید ما همخوان با موسیقی جدید موجود است هرچند وقت یکبار تغیر پیدا می کند. نماها در حال تغیر است دکراسیون داخلی در حال تغیر ودگرگونی است این از آن تقلید می کند وآن از این  وبه عبارتی دل را می زند وزودازآن خسته می شد وهمه در سرگردانی وسردر گمی هستند واکثرا از محل سکونت خود راضی وخوشنود نیستند  وبه سراغ خانه ای دیگر می روند . کمتر کسی است که این خانه های سنتی را مشاهده کند ولب به تحسین وتمجید از آن نگشاید وآرزونکند که همچین خانه ای داشته باشد . معماری سنتی قبل از پیدایش تکنولوژی و مصالح جدید ساختمانی در تمام نقاط کشور و به هر شکل و به هر کیفیت با هویت بشمار می رفت که در طی سالیان دراز و قرنهای متمادی مصالح و شیوه های فنی ویژه خود را داشت. این نوع ساخت و ساز بومی بسیار بجا می نمود و به موقع و کاملا ارزنده و منطقی و گاه نیز بس شکوهمند بود و هنوز هم بعنوان یک معماری شریف و برخوردار از مقیاس انسانی دارای همان ارزش و اعتباراولیه  است . تحلیل معماری ایرانی نشان می دهد که به رغم کثرت و تنوع و پیچیدگی بناها ، اصول و مفاهیم و الگوهایی در طول زمان به گونه های مختلف در این معماری بکار گرفته شده اند افزون بر آن این نتیجه بدست آمده که تکامل معماری ایران بیشتر بر تعالی اصولی و مفاهیم معماری استوار بوده است. با پذبرش این امر ، میتوان در معماری امروز ایران نیز به همان اصول و مفاهیم و الگوها پرداخت و آنها را در جریان یک فعالیت خلاق تکامل بخشید و به پیش برد. با نگرشی بر سایر سبکها و مکاتب معماری ، معماری مدرن امروزی بدون هویت و بدون گذشته تاریخی و ریشه فرهنگی قادر نیست که پاسخگوی باور های فرهنگی این مرز و بوم باشد و همچنین ناساختارها و ضد ساختار برای جامعه پایبند به سنتها و میراث فرهنگی ، قابل درک نیست چون هنر معماری اصیل کشورمان هیچگاه با نسل حاضر همراه نشده و متانت و سنگینی بیان خود را حفظ کرده است . پس ضرویست که معماران این زمان با شناخت ، پالایش و بهره گیری مناسب از محاسنات سایر مکاتب و سبک های معماری و عجین نمودن آنها با فرهنگ خودی ، معماری ایران را که همواره مورد توجه بوده احیاء نموده و در این برهه از زمان ، معماری کنونی را تجلی نموده که همانا از اهداف قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان می باشد. ( بند 1 ماده 2 ) امید است طرح این موضوع ، انگیزه ای برای سایر معماران جهت ادامه بحث و همچنین ادامه منطقی و تکاملی تاریخ معماری بسیار با ارزش گذشته مان و مناسب معماری امروزکه میراث دار معماری بااصالت ایرانی است باشد . معماران در گذشته درون گرا بودندوحال برون را می نگرند. اين را درون خانه هاي قديم به خوبي ثابت مي کند.معماران نظر به دید درونگرائی که داشتند سعي مي کردند ظاهر بنا را همگن با بناهاي ديگر بسازند؛ درست برعكس امروز كه نماهی مختلفی که مربوط به نقاط مختلف جغرافیایی واقلیمی است در یک راسته خیابان مشاهده می شود یکی سنگی است یکی آجری یکی یکی شیشه ای یکی پلاستیکی یا فلزی و.... ساختمان ها با هزينه هايي زیاد ساخته مي شود اما وقتي داخل آن مي شويد با فضايي تنگ و تاریک و غيرقابل زندگي مواجه ايد.اتاق خواب کوچکترین روزنه ای به بیرون ندارد وبا بستن در تاریکی مطلق براتاق حاکم می شود وباعث ترس ووحشت صاحب خانه می گردد. به همين خاطر است که برخي از شهرهايي که براساس معماري قديم ساخته شده اند محيطي دلنشين را فراهم کرده اند. ظاهر خانه ها شبيه هم بود و هر كس براساس توان و شخصيت و نياز خود براي داخل اش فضاسازي مي کرد.  وقتي مي خواهيم وارد اين خانه ها شويم، سلسله مراتبي وجود دارد. بنابراين حريم صاحب خانه کاملاً امن بوده است. اما حالاوقتي در خانه باز مي شود همه چيز آن پيدا است. معماري ايراني فکر زيادي پشت خود دارد. براي تابستان يك فضا دارد، براي زمستان يك فضا. چيزي که خيلي مهم است، هر منطقه يا شهر براساس اقليم خود، سيستم نورگيري ها را طراحي مي کرده است. مثلاً در منطقه معتدل يا گرم، پنجره ها کوچک اند و در مناطق سرد، پنجره ها بزرگ. اما حالاپا در هر نقطه اي از کشور که مي گذاريم، خانه ها شبيه به هم هستند در منطقه کویری نمای تمام شیشه کار می شود واگر در تابستان گذرتان به این ساختمانها بیفتد هنگام عبور از راه پله انگار در سونای خشک قرار گرفتی وکلی عرق خواهی ریخت که البته برای وزن کم کردن خوب است وبرعکس در مناطق دیگر و توجهي به جغرافيا و موارد اقليمي شهرها نمي شود. به خاطر همين است که درصد اتلاف انرژي در کشور ما بالا است. بايد بگويم آنچه به عنوان هنر در غرب تعريف شده است، ما در ايران نداشته ايم. چون غربي ها نگاهي شيء گرايانه به هنر دارند به همين خاطر است که بت پرستي در آنجا رواج زيادي داشته است. اما ايرانيان به مفهوم نظر داشته اند و در نتيجه مي بينيم که ما همواره يگانه پرست بوده ايم و هيچ گاه بت پرستي در ايران زمين رواج نداشته است.     از اين لحاظ ما ايراني ها چيزي به اسم هنر كه سر تاقچه بگذاريم، نداشته ايم. هر چيزي که ساخته مي شد كاربرد داشت.     فرش و قالي وقلیچه وگلیم  ايراني که به چشم غربي ها يک هنر محسوب مي شود، ما آن را زير پای خود مي اندازيم و با آن زندگي مي کنيم. همين طور بسياري موارد ديگر که مي توان مطرح کرد. به همين علت است که با زندگي جديد و به اصطلاح مدرن امروزی ودور شدن از سنت ها يمان که حاصل هزاران سال فرهنگ غنی این مرز وبوم است ، در این دوران  صنايع دستي ما كاربرد گذشته خود را ديگر ندارد و اکنون در حال نابودي است. ما اگر مي خواهيم شرايط خوبي در زندگي مان حاکم باشد بايد به درون و فضاي خانه مان اهميت بيشتري بدهيم. معماران داخلي در اين زمينه کمک هاي شاياني خواهند کرد. متاسفانه هنر از زندگي ما خارج شده و تبديل به دکور شده است. ايراني بايد روي قالي بنشيند نه روي موكت. بايد روي ميزش پارچه قلمكار باشد و از پشتي استفاده کند. اينها تاثير رواني بسيار مثبتي بر انسان دارد. مردم ما به حوض ها و حوضچه ها علاقه زيادي دارنداما در خانه های کنونی خبری ازآن نیست  اگر فرهنگ سازي درباره شيوه درست زندگي به خوبي انجام شود، مردم هم از آن استقبال ميکنند. شهرستان سبزوار،همچون اکثر نقاط ایران دارای بافتی درون‌گرااست و متاثر از شرایط آب و هوایی این منطقه می‌باشد، از بررسی خانه های سنتی در سبزوار، می‌توان به ویژگی‌هایی دست یافت که به تعدادی از آنها اشاره می شود. از جمله آنها می‌توان، به جهت و امتداد کوچه‌ها و راسته‌ها اشاره کرد که بیشتر شمالی – جنوبی بوده،وتعدادی نیز شرقی وغربی است .معبرو کوچه‌ها و گذرها سنگ فرش بودند جهت اصلی خانه‌ها، با تبعیت از شیب ملا یم  زمین شمالی و جنوبی است هر چند که اکنون نیز با تبعیت از همان زمان جهت خانه ها به همان شکل باقی مانده است . همچنین نمای خانه ها رو به جنوب بوده است چرا که در زمستان، برای استفاده از آفتاب وتامین گرما اهمیت داشته است در و پنجره‌ها کوچک بوده است ودرها بااینکه عرض آنها کمتر یک متر بوده است دولت بوده وباز شد دربها در کنا قطر دیوارها بوده است بنا براین دربها از داخل اتاق بیرون نمی زده است. معمولا مصالح به کار رفته‌در بناهای این شهر بسیار همگون و متناسب با طبیعت و اقلیم یک شهر حاشیه کویرو عمدتا از آجر و خشت و گل و چوب بوده است. بیشتر خانه‌ها معمولا در اطراف حیاط ساخته می‌شد، خانه‌های سنتی سبزوار، ناشی از فرهنگ وهنر اصیل ایرانی همچون حفظ حریم خصوصی رعایت حقوق همسایه ها واحترام به یکدیگر بوده است. این بناها نوعی حس رضایت و خشنودی روحی و روانی را ایجاد می‌کرده، رضایتی که حاصل زندگی فرهنگ اصیل ایرانی می باشد. آنچه که در معماری سنتی ایران می توان یافت و همیشه مورد توجه بوده و می باشد وجود روح معماری در ابنیه ها ی سنتی است.از آنجایی که معماران سنتی ایرانی در ساخت و اجرای این بناها از هیچ تلاشی فرو گذار نکردند.دقت و نظم موجود در اجرای این بناها و وجود عناصر معماری زیبا که با دستان استادانه ی خالق آن به اثری ماندگار بدل گشته.   معماری یا مهرازچیست: واژه «معماری» در زبان عربی از ریشهٔ «عمر» به معنای عمران و آبادی و آبادانی است و «معمار» ، بسیار آباد کننده می باشد. در قرآن نیز در مواردی به ساختن و معماری و یا عمارت که ریشه معماری دارد اشاره شده است. هنگامی که خداوند می‎فرماید “عمروالارض” یعنی زمین را آباد کنید و زمین بنایی والا می باشد. تعمیر هم از همین ماده است و همچنین عمر نیز به معنای تعمیر بدان  بواسطه روح است واگر زیارت خانه خدا هم عمره می گویند باز به همین خاطر است که زیارت مردم مایه آبادانی بیت الله الحرام است. در زبان فارسی معماری در لغت به معنای علم بنایی و ابعاد سازی آمده است و معمار به معنای بسیار عمارت کننده آنکه عمارت کند وموجب رونق و تعالی گردد وعمارت نیز به معنی آبادی است. لغات هم ریشه معماری و عمارت نیز همه معنایی از آبادانی و زندگی و حیات را درخود دارند. در زبان پارسی برابرهایی گوناگونی برای معمار ومعماری آمده‌است مانند :‌ «والادگر» ، «راز» ، «رازیگر» ، «زاویل» ، «دزار» ، «بانی کار» و «مهراز». مهراز، واژه‌ای است که از «مه» + «راز» درست‌شده و مه برابر مهتر و بزرگ بنایان است. بنابراین از دو بخش « مه » ، به‌معنای بزرگ و «راز» به‌معنای سازنده درست شده‌است. این واژه برابر مهندس معمار به تعبیر امروزی است. در زبان لاتین نیز واژه «architect» از دو بخش archi به معنای سر، سرپرست و رئیس و tecton به معنای سازنده درست شده که کاملاً همتراز با واژه مهراز می باشد. مفهوم دقیق واژه معماری ریشه در واژه یونانی archi-tecture به معنای ساختن ویژه دارد. دایره المعارف معماری تعریف معماری را به این شکل بیان می کند که : «معماری باید علم و هنری تعریف شود که طراحی ساختمان را توام با کیفیت زیبایی ، هندسی و عاطفی ، نیروی معنوی و روحانی رضایتمندی اندیشمندانه و پیچیدگی، سازه سالم و برنامه ریزی ساده و انواع مختلف ویژگی های هنری از قبیل دوام و ماندگاری مواد و مصالح مطبوع ، رنگ آمیزی خوشایند و دلپذیر و تزئینات وآراستگی و پویایی و تناسبات خوب و مقیاس قابل قبول و بسیاری از تداعی های خاطره آمیز و پیوند با سنت های پیشین به همراه داشته باشد .» که اینها همه در معماری سنتی ما موجود وملموس می باشد. معماری به عنوان یکی از قدیمی ترین علوم ، از پیشینه ای کهن برخوردار است . از زمانی که انسان پا به عرصه حیات نهاد،خود را آغاز نمود و تا به امروز پا به پای بشر و سایر پدیده های بشری روند تکاملی خود را طی کرده و دگرگونی های بسیاری را به خود دیده و به واسطه همین دگرگونی ها در طی زمان تعاریف آن نیز تغییر کرده است . معماری پدیده ای است که طی هزاران سال وجود داشته است و نمونه های آن به شکل بناها و ساختمانهای متعدد در جهان پراکنده می باشد . معماری زندگی است. معماری هنر ساختن است. معماری دفتر ثبت تاریخ بشری است. معماری هنر افراشتن و آراستن بنا توسط انسان است. اخلاق در معماری سنتی:در میان بافتهای قدیمی شهرهای ایران زمین چه در شمال وجنوب ومرکز آن یکی از با شکوه ترین مشخصه های معماری سنتی ایران را در طراحی خانه ها میتوان کاملا" مشاهده کرد و آن پایبندی معماران  به اصول و اعتقادات مردمی می باشد. انسانی که از میان خود مردم آمده،تا صادقانه خانه ای بسازد که محلی برای زندگی اها لی آن خانه باشد ودنبال کسب در آمدوسود نبوده است و این سادگی وسالمی و صداقت معمار است که حیات به این بناها می بخشد . معماران ما همچون کارهایشان درون گرا بودند. معماران سنتی  بساز وبفروش نبودند وهیچ معماری خانه ای برای فروش نمی ساخت یابرای سکونت خود می ساخت یابرای دیگری وبه سفارش او واحتیاجات صاحب خانه راخوب می شناخت وآن را برای او تامین می کرد.با عبور از کوچه های قدیمی، ساختار درونگرائی خانه ها به منظور حفظ حریم خصوصی صاحبان خانه  را میتوان دید و آرامشی که حاکم بر داخل این خانه ها است رااز بیرون خانه نیز میتوان احساس کردودید. در اکثر حانه هاسکویی در کنار در ورودی به منظور نشستن و رفع خستگی کسانیکه در پشت در منتظرند یا عابرانیکه اندکی جهت رفع خستگی برآن می نشینند اینها همه بیانگر احترامی است که ساکنین آن خانه به رهگذران وهمشهریان خود می گذاشتند.   در طراحی درهای ورودی که در آن آشنا بودن معمار را درفن خود نشان می دهد قرار دادن دو کوبه با دو شکل وصدای متفاوت که حتی اگرآن شخص نابینا هم باشد آنراتشخیص می دهد، یکی درکوب چکشی که در سمت لنگ چپ در قرار داشت که مردان توسط آن حضور خود رادر پشت درب اعلام می کرده و دیگری حلقه ای که مخصوص زنان بود وآن هم درسمت لنگه  راست درب که باز شو درب هم بود قرار می گرفت تا شخصی که برای باز کردن در می آید بداند  که پشت در مرد است یا زن( وبه عبارتی دیگر استفاده از اف اف های امروزی وآیفونهای تصویری رادر آن زمان را نشان می دهد) درهای ورودی به داخل ساختمان واتاقها ارتفاعی کمتر ازدو متر داشته اند وباتوجه به اینکه محدودیت ارتفاع نداشته اند وارتفاع درها بیشتر از آن قابل اجراء بوده است ولی با این حال ارتفاع را کوتاه می گرفتند تاهم بی اختیار  کسیکه وارد می شود سر خود را خم می کند واین تواضع را نشان می دهد وهم از تکبر محدود متکبران جلو گیری می کند وخضوع وخشوع را به آنها یادآور می کند . بعد از ورود ابتدا وارد فضای هشتی میشویم که معمولا اضلاع آن برخلاف اسمش هشت ضلعی نمی باشد واکثرا مربع یا مستطیل شکل است و به همین جهت به این قسمت معمولا" مکث گاه یا توقف گاه کوتاه گفته میشودــ محلی برای خوش آمد گویی و انتظار،که در اطراف  آن سکوهایی قرار گرفته همانند نیمکت جهت نشستن افراد ، زیرا وسعت برخی از خانه ها آنقدر بود که مدتی طول میکشید تا صاحب خانه واهالی آن برای خوش آمد گویی نزد مهمانها برسند. سقف این فضاها دارای آجرکاری و کاشی کاری یا گچ بریهای زیباییبوده  تا مهمان در مدتی که در آنجا منتظر است خسته ناراحت نشود واین مدت برایش سخت نگذرد.اخلاق و احترام در معماری ایرانی به اوج خود می رسد. انسان از همان لحظه که به خانه پا می گذارد مجبور می شود چشم خود را از پلیدی ها دور کند.            هشتی درخانه شریعتمداری دارای دوطاقچه جهت نشستن واستراحت مهمان درزمان انتظاروسقفی خونچه پوش وزیبا باآجرکه مهمان راتامدتی بازیبایی خود بخودمشغول می کند. مرد ایرانی در ابتدا که کوبه ی در خانه را به صدا در می آورد با صدای مردانه ی آن به خود می آید که مرد ایرانی شخصی است دارای اخلاقیات انسانی و همان است که در نبرد با دشمن نهایت جوانمردی را رعایت می کند. وارد خانه که می شود باید از هشتی عبور کند این مکان مرد را دوباره به خود آورده که رعایت اخلاق را داشته باشدودر این مکان منتظر صاحب خانه بماند تااو به پیشوازش بیاید وهیچگاه صاحب خانه او راپشت در نمی گذارد. وارد میانسرا می شود شیشه های رنگی علاوه بر اینکه به حیاط و فضای اتاق زیبایی خاص داده است و نور را پولاریزه می کند، مانع دید شخص به درون اتاق می شود. از پله ها بالا می آید به در اتاق که می رسد برای اینکه به علت وجود آستانه به زمین نخورد باید سر را پایین اندازد و کفش خود را در پشت آن رها کند و با کفش وارد اتاق نشود. بر اثر ارتفاع کم در باید سر خود را خم کند و نهایت احترام را در آخرین لحظه نیز به جا آوردوهرچند که او آدم مغرور وخود خواهی باشد بالاجبار سر را خم می کند ود حالت تعظیم واحترام به خانه وارد وی شود. با این وجود هنگامی که وارد اتاق می شود به گونه ای از او پذیرایی می شود که گویی سال های سال است که در آن خانه می زیسته و با مردمان آن هم سفره بوده است. این است اشاره ای کوچک از آن معماری اصیلی که بیش از هزاران سال زنده مانده است و همانند هر هنروآداب ورسوم اصیل دیگر ایرانی پایدارمانده و خواهد ماند انشاء الله.     معماری سبزوار: سبزوار:   سَبْزِوار یکی از شهرهای بزرگ استان خراسان رضوی است که در غرب خراسان، در شمال شرق ایران درمسیر جاده تهران به مشهد قرار دارد.  سبزوار در اصل‌ساسويه‌آباد بوده‌است‌و گفته‌اند از پسران‌ساسويه يزجرد بود . تاریخ سبزوار با بیهق پیوند خورده‌است. پس ازحمله مغول به سلطنت خوارزمشاه به دلیل دلاوری محلی موسوم به سربداران برای مدتی به نام سربداران شناخته می‌شد.   شهر سبزوار با 950 متر ارتفاع از سطح درياي آزاد، در عرض جغرافيايي 36 درجه و 12 دقيقه شمالي و طول جغرافيايي 57 درجه و 40 دقيقه شرقي ، در حاشيه شرقي دشت كوير واقع شده است.   شناخت تاریخی  سبزوار:   درباره نحوه تطور و دگرگونی نام شهر، يعني اينكه چرا شهر مورد بحث،(ساسویه)و (بيهق) و  بعد(سبزوار) نام گرفته، نوشته ها تقریباً يكنواخت است.  براي آگاهي بيشتر، از قلم مورخان  اين نظريات را مي خوانيم:   سبزوار نام شهري است از اقليم چهارم بخراسان الان به تشيع معروف به محبت اهل بيت معشوف و سبزوار در اصل‌ساسويه‌آباد بوده‌است‌و گفته‌اند از پسران‌ساسويه يزجرد بود (دهخدا- 1364 - 265). دكتر مهدوي دامغاني چنين اظهار   نظر مي كند: ظاهراً كلمه بيهق معرب  است، در اينكه اصل كلمه چه بوده است  ميان دانشمندان اختلاف عقيده وجود دارد؛ برخي از كتابهاي لغت اظهارنظركرده اند كه اصل اين كلمه«بيهگ» بوده است وگاف فارسي درعربي مبدل به قاف شده است. به هرحال از مطالعه مجموعه نوشته ها وتحقيقات چنين برداشت مي شود كه«بيهق»نام ناحيه و منطقه اي بوده است بسيار قديمي!! در پاره اي ازمأخذ سبزوارو در برخي ديگر بيهق نوشته شده است و اين بستگي دارد به قدمت تاريخي و زمان نگارش كتب و منابع كه اگر از گذشته هاي دور باشد«قصبه»و .گذشته هاي نه چندان دور«سبزوار» و صحيح نيز چنين است بنياد شهر سبزوار را برخي مربوط به عهد اشكانيان و همزمان با پيدايش و رونق راه بين المللي شرق به غرب مي دانند و بعضي براين عقيده اند كه تاريخ احداث اين شهر درحدود سال سيصد ميلادي با آغاز تشكيل سلسله ساساني است ولي متأسفانه در ميان آثار معدود دوره ساساني اشاره اي نيست كه دلالت به اين موضوع كند. ابوالحسن بيهقي در تاريخ بيهق نقل مي كند كه سبزوار را ساسان بن بهمن بن اسفنديار بنا كرده است. قول ديگري را هم بيهقي ياد مي كند كه بناي سبزوار را ساسان ديگري نهاده و او ساسان بن بابك بن ساسان بن مهربن ساسان بن بيهق اسفنديار بوده است. اين محقق روايت  ديگري را هم نقل مي كند، بدين گونه كه گفته اند: «سبزوار را ساسويه بن شاپور الملك بنا كرده است و شاپور آن بود كه نيشابور بنا كرد.» و بنابراين گفته: «پسر اين ساسويه يزد خسرو بوده كه خسروشيرجوين و خسرو آباد و خسروگرد را بنا كرده است.» همچنين بيهقي مي نويسد: مردي بوده   در روزگار بهمن الملك كه او را بيهه خوانده اند و آنجا كه مقابل آمناباد است ديهي بنا كرده است اين نيز بنا نمود و اينجا بيهق نام گرفته است. حمدالله مستوفي در مورد كسي كه دستور بر احداث بيهق نموده از بيهقي پيروي كرده و بنياد آنرا در حدود 300 ميلادي مقارن با تشکيل سلسله ساساني دانسته است. ياقوت درمعجم البلدان آورده كه: بيهق ناحيه ايست بزرگ وكوره اي وسيع داراي شهرهاي بسيار وآباداني مشتمل بر 321 قريه است و حدود آن از ناحيه نيشابور به انتهاي حدود ريوند تا نزديك دامغان محدود است.   محمود بيهقي در کتاب سبزوار شهر ديرينه هاي پايدار بيان مي کندکه: سبزوار جزو تقسيمات پارتيها بوده و از زمان سلوکيه به بعد دستخوش تحولاتي شده است(بيهقي1375-42). از نظر بيهقي، پيدايش بيهق به 2500 سال پيش مي رسد( همان- 157) . مرحوم حسن پيرنيا در كتاب ارزشمند «تاريخ ايران باستان» جوين و سبزوار را جزء قلمرو پارتيان آورده كه قبل از تشكيل دولت اشكانيان توسط پارت‌ها جزو سرزمين خاصه آنها بوده است؛ در نتيجه واضح است که اين منطقه‌ در قبل از اسلام‌هم حيات‌داشته است.           معرفی معماران خانواده معماری :            خانواده معماری در سبزوار یکی از خانواده های اصیل وقدیمی دراین شهر می باشند که بیش از یکصد سال است دراین شهر زندگی می کنند. ودر چندین نسل در این شهر زندگی کرده ومی کنند وآنطوریکه از فامیل ایشان پیداست نسل اندر نسل اکثرا ومخصوصا در گذشته نه چندان دور معمار بوده وانشاء الله در آینده هم تعدادی از ایشان معمار خواهند بود وراه پدران خود را ادامه خواهند داد.       تاریخچه خاندان معماری : سفر خانواده معماری وهمراهان از کرمان به مشهد وسبزوار :                در اواخر دوران قاجاربود که استاد علی وشعبان وحسین به همراه خانواده های خود واقوام وآشنایان وعده ای دیگر ازدوستان وهمسایگان  به قصد سفروزیارت امامرضا(ع) با کاروانی همراه شده وشهر رفسنجان در استان کرمان را به سوی مشهد ترک کرده وراهی دیار خراسان بزرگ می شوند .           عده ای از آنها دررفسنجان ساکن بوده اند وعده ای در خلیل آباد رفسنجان که اکنون جزء شهر رفسنجان و متصل به شهر است . آنان روزها وهفته ها در راه بودند تا بتوانند فاصله 1000 کیلو متری بین رفسنجان تا مشهد را طی کنند .  نوروز سال 1280 فرا می رسد در آن زمان استاد علی بیست وهفت سال بیش نداشت وبرادرش شعبان نیز بیست وچها رساله بود ودر این ایام بود که با مشورت بزرگان فامیل پدر وپدر بزرگشان تصمیم می گیرند تا به این سفر بروند .          آنان پس ازنوروزکه هوا گرمتر شده وبرفهای باقیمانده از زمستان سال قبل بر زمین مانده آب شده وزمین سرسبزوخرم شده در اوایل اردیبهشت ماه درسحر گاهان یک روز بهاری عده ای ازدروازه رفسنجان وعده ای دیگر ازقلعه خلیل آباد خارج شده وبه سمت شمال که منطقه ای کوهستانی است حرکت می کنند. ابتدا می بایست به زرند بروند چند روزی در راه بوده تابه زرند برسند .بین رفسنجان وزرند کوههای بلندی قرار دارد که رفسنجان در جنوب این کوهها قرار دارد وزرند در شمال آن وبرای عبور ازاین کوهها از شیارها ودره هایی که آب بوجود آورده بود می بایست  گذشت فاصله بین این دو شهردر راههای کاروانی آن زمان حدود یکصد کیلومتر بوده است که می بایست از رشته کوهی در این بین عبور کرد . ولی فاصله اکنون رفسنجان به زرند حدود هفتاد کیلو متر است البته با عبور از سه تونل که یکی از آنها یکهزارو دویست متر طول آن است .          آنان پس از رسیدن به زرند که چند روزی در راه بوده اند در زرند توقف می کنند چراکه هم در زرند اقوام وآشنایانی داشته اند وهم اینکه عده ای ازاین اقوام خواستا ر همراهی در این سفر بوده وبه این کاروان ملحق می شوند. پس از زرند آنها می بایست در مسیر حرکت به سوی شمال وبطرف مشهد بسوی راور رفته ودر مسیر راه کاروانی بسوی راور حرکت می کنند این مسیر نیز چند روز طمل می کشد چرا که می بایست از مسیری کوهستانی خود عبور کرد که بین این دو شهر قرار دارد البته کوهستانهای این منطقه کم ارتفاع تر از مسیر رفسنجان به زرند است ولی وسعت آنها بیشتر وفاصله بین دوشهر نیز اندکی طولانی تر است .فاصله کنونی زرند تا راور حدود هشتاد کیلومتر می باشد. بعد از رسیدن به راور وتوقف در آنجا آنها به سخترین مسیر خود می رسند که عبور از کویر لوت شمالی است . قبل از ادامه داستان میبایست جهت روشن شدن موقعیت ومسیر عبور آنان توضیحاتی در خصوص کویر لوت یاکویر مرکزی ایران بدهم. کویر لوت : در مورد لوت کتابها می توان نوشت ولی باتوجه به اینکه مورد بحث ما نمی باشد وفقط جهت آشنایی به خلاصه ای از خصوصیات آن اکتفا می شود .         کویرلوت ایران با وسعتی برابربا ........کیلو متر مربع در مرکز وشرق ایران قرار دارد کویر لوت منطقه ای خشک وکم آب یا بی آبی است که بعلت شوری خاک آن اگر هم بارندگی می شود آب آن قابل استفاده برای هیچ موجود زنده ای نیست ودر بعضی ازقسمتهای آن اثری از زندگی مشاهده نمی شود حتی شاخه خشکیده درختی به اندازه چوب کبریت هم در آن یافت نمی شود وتنها خاک است وشن وماسه های بادی انگار درکره ای دیگری همچون مریخ واز این نظر در جهان منحصر بفرد است وجازبه گردشگری غنی داردکه حیف است که از آن بهره برداری مناسبی نمی شود . نمایی از کویرلوت درکلوتها  هم اکنون در مسیر مشهد به کرمان فاصله دو شهربین این کویر که فردوس در شمال لوت وراور در جنوب آن است چهارصد کیلومتر می باشد . که بیشترین فاصله بین دوشهردر کشور ما است . البته در این فاصله دو آبادی وجود دارد که یکی نایبندان است ودیگری دیهوک که چندان ازنظر خدمات رسانی مناسب نمی باشد.          لوت منطقه ای دارد بنام گندم بریان که گویند دمای آن دربعضی از روزهای تابستان به صد درجه هم می رسد که هیچ موجود زنده ای راتوان استقامت نیست چه انسان باشد چه حیوان وچه گیاه . درمورد این نام حکایتی است که می گویند درروزگاران گذشته کاروانی با بار گندم از این منطقه می گذشته که به دلیل تشنگی یا بیماری حیوانات تلف شده وگندمها در همانجا به زمین می ریزد . صاحبان گندم پس از مدتی برگشته تاگندم خود راببرن درکمال تعجب مشاهده می کنند تمامی گندمها برشته شده وبه اصطلاح تف خورده است وبریان شده است وبه همین خاطرنام آن منطقه راساکنان شهداد گندم بریان نهادند. گندم بریان درکویرلوت – هیچ موجود زنده ای وجود ندارد نه گیاه نه حیوان    لوت دارای کلوتهای زیبایی است که ازجازبه های گردشگری کرمان است که در امتداد شمال به جنوب بطول سیصد کیلومتر می باشدوبه شهر کلوتها مشهور است وبراستی که شهری است با برجهای کلوتی زیبا ودل انگیز که خیابانها و محوطه اطراف آن باشنهای روان پولکی دست نخورده توسط بادبه شکل زیبایی فرش شده است. کلوتها درکویرلوت    در روز وشب در آن سکوتی حکم فرما است که باعث آرامش انسان می شود شبهای آن آسمان چنان صاف وروشن است که کهکشان راه شیری در امتداد شمال به جنوب هویداست واز دیدن آن بی اختیار به خداوند عالم سپاس می گویی  انگار ستارگان با ملیونها ومیلیاردها سال نوری فاصله در نزدیکی توقرار دارند اینها همه از زیبایی های لوت است . در بعضی از نقاط لوت ودر کنار کلوتها درختان ودرختچه هایی برروی تپه های کوچک ماسه ای روئیده است که به گلدان معروف است .           دوآبادی در لوت قرار گرفته است که سابقه ای دیرینه دارد یکی نایبندان در شمال ودر مسیر کرمان به مشهد قرار دارد وشهداد وآبادیهای اطراف آن که در لوت مرکزی است             نایبندان که از قدیم در مسیر کرمان به مشهد قرار داشته است دارای قلعه ای قدیمی با برج وباروهایی که هنوز هم پا برجاست ونشان از زندگی واستقامت وپایداری وسازگاری انسانهایی است که با لوت همجوارند وبا آن زندگی می کنند.   قلعه نای بند دروسط لوت- سالهای سال است که دراینجا زندگی هست هم برای انسان وهم گیاه وهم حیوان    در نایبندان چشمه هایی از آب داغ وآب خنک وگوارا در کنار هم وجود دارد که موجب تعجب بیننده است .کوههای نایبندمنطقه ای حفاظت شده است و  زیستگاه پلنگ ایرانی است  دراین آبادی کوچک دردل کویر لوت درختانی همچون خرما وانواع مرکبات (پرتغال ولیمو ونارنگی و گرفورود) کشت می شود. در شهداد این آبادی زیبا در کنا کلوتهای زیبا وگندم بریان منحصر بفرد مردمانی خون گرم ومهربان زندگی می کنند که در آمد ومخارج زندگی خود را از کشاورزی وباغداری درختانی همچون خرما وپرتغال و نارنگی و لیمو وگرفروت و.....تامین می کنند که برای دیگران باعث تعجب است.         کویر لوت توسط رشته کوههای بلندی از کرمان وشهرهای آن جدا شده است واین باعث محافظت شهرها درتابستان از گرمای شدید وشنهای روان لوت شده است بطوریکه اختلاف دما دربیشتر فصول سال بین منطقه ییلاقی وسرسبز سیرچ بارودخانه ای دائمی دربیست کیلومتری شهداد به سی درجه هم میرسد وچه بسا اختلاف دما در گندم بریان در تابستان با سیرچ به پنجاه درجهوبیشتر هم برسد.    اکنون با شرح وتوضیحات مختصری که از کویرلوت داده شد به ادامه داستان کوچ استاد علی وهمراهان از رفسنجان به سبزوار می پردازیم .             صبح زود قبل از طلوع آفتاب از راور حرکت کرده ودر مسیر راه کاروانی مالروبسمت کویر لوت پیش می روند . تا ابتدای کویر لوت وخارج شدن از منطقه کوهستانی پنجاه کیلومتر باقیست که این مسیر را در دو روز طی می کنند تا به ابتدای لوت برسند . در ابتدای کویر لوت برج وبارو وکاروانسرایی است و اطراق می کنند وشب را در آنجا بسر می برند تا روز بعد . یکی ازقلعه های مسیرلوت    روز بعد نیز همچون روزهای گذشته قبل از طلوع آفتاب حرکت کرده و وارد کویرلوت میشوند .در این موقع از فصل کویر چندان گرم نیست وقابل تحمل است ولی مشکلی که ازاین قسمت به بعد است اینست که در این مسییر از آب خبری نیست ومی بایست به اندازه کافی باخود آب همراه داشت چرا که تا آبادی بعدی که نای بندان می باشد حدود یکصدو سی کیلومتر مسافت باقی است که با توجه به مسیر ونوع زمین  بعضی جاها ماسه زار ورمل می باشدوهمچنین براثر طوفانهای محلی مسیر راه در زیر ماسه ها مدفون می گردد وگاهی هیچ اثری از راه بجا نمی ماند وتنها مهارت وتجربه ساربانهاست که کاروان از مسیر خود خارج نمی گرددودرکویر گم نمی گردند چرا که اگر دراین بیابان تفدیده وخشک گم گردند سرنوشتی جزء مرگ ترریجی نخواهند داشت.به هر حال بعد از سه چهار روز به نای بندان می رسند که بنا براین نیمی از کویر لوت را طی می کنند.به نای بندان که می رسند چون مسیر سختی را طی کرده اند برای تجدید قوا وآماده شدن برای گذر از قسمت دوم لوت چند روزی در آنجا می مانند وسپس راهی میشوند . البته این قسمت از مسیرقبلی بهتر است چراکه همانند آن زیاد خشک وبرهوت نیست وفاصله آن هم تا آبادی دیگر که قبل از دیهوک میباشد کمتر است وحدود یکصد کیلومتر می باشد یعنی یک روز کمتر از مسیر قبلی در راه می باشند . به هر حال به آبادی دیهوک که می رسند تقریبا راه نصفه می شود ونصف دیگر ازمسیر باقیست ولی بهر هال قسمت سختتر مسیر بپایان می رسد ونیمه دوم راه پیش روست وآن مسیر هم در روزهای آینده طی خواهد شد .         تارسیدن به مشهد می بایست ازشهرهای فردوس وگناباد و تربت حیدریه وآبادیهای بین آنها گذشت وبهر حال این مسیرها هم با مشکلات وسختی های فراوانی که پیش می آید همچون خستگی گرسنگی ومریضی ودزدان وراهزنان به اتمام می رسد وبعد از هفته ها به مشهد می رسند وچند ماهی در آنجا می مانند زیارت وسیاحت خود را می کنند. البته در طول این سفر باتوجه به اینکه ایشان اکثرا معمار وبنای ماهری بودند هرجا کاری پیش می آمد آنرا انجام می دادند تاهم اثری ازخود بجای گذارند وهم کمک خرج سفر خود وهمراهانشان باشد. بعد ازهفته ها که در مشهد هستند(درآن زمان سفرما هها طول می کشید) بایکی ازشهروندان سبزوار آشنا ودوست می شوند وچون آن شهروند سبزواری که ازخانواده محترم وسرشناس سبزواربوده وایشان رامعمارانی ماهر می بیند ازآنان دعوت می کندهمراه اوبه سبزوار بروند ومدتی مهمان آنان باشند.وایشان هم پس ازمشورت بادیگران قبول کرده واستادعلی بابرادرانش وخانواده به سبزوار می روند . دیگران از همان مسیرقبلی بطرف کرمان برمی گردند . در آنجا مدتی می مانند ومهمان آن شخص سرشناس سبزواری می شوند. وچون آنجا رامناسب زندگی وکار می بینند همانجا ساکن شده وهمگی باهم زندگی را درسبزوارشروع می کنند  وچیزی نمی گذرد که در این شهرشناخته شده وبعنوان معماران واستادان چیره دستی درنزد مردم سبزوارمعرفی شده وخانواده های معروفی درسبزوارازجمله خانواده های شریعتمداری وغفوری وعلوی وبقراط و.....به آنها مراجعه کرده وسفارش ساخت خانه می دهند هنوز چند سالی نگذشته که استاد علی وبرادرانش معمارانی بزرگ خوانده می شوندو خانه ها ومکانهای سنتی زیادی راشروع به ساخت می کند ازجمله خانه های آجری که  تعدادی از آنها هنوز پابرجاست که به شرح آنها خواهیم پرداخت .         استادشعبان بعنوان معمار به بلدیه(شهرداری) سبزوار دعوت می شود وشهرداری سبزوار پا می گیرد وشهر سبزواربه شکل امروزی پایه ریزی می گردد.در آن زمان است که خیابانهای چهار گانه سبزوار همچون بیهق واسرار وکاشفی واسدآبادی (پهلوی) ساخته می شود.   باتوجه به اینکه استاد شعبان معمار شهرداری میشود لازم است اندکی از گذشته شهر سبزوار وآن زمانیکه او کارخود رادرشهرداری شروع کرد بگویم .   سبزوار درزمان ورود معماران به شهر(1280 خورشیدی) سبزوار در دوره قاجار:      در دوره قاجاريه راه‌هاي ارتباطي شرق ايران بسته شد و ايران ديگر تسلطي بر افغانستان و مناطق آنسوي سرخس نداشت به همين دليل سبزوار و ديگر شهرهاي شمالي خراسان فاقد عوامل و محرک‌هاي ترقي و توسعه اقتصادي بودند و به تدريج رکود اقتصادي بر آنها چيره گشت . پس از کشته شدن شاه افشار با آنکه بخش عمده خاک ايران در تب نفاق و جنگ‌هاي داخلي مي‌سوخت ولي خراسان در دست بازماندگان نادر تقريبا آرامشي نسبي داشت . در اين دوره سبزوار به تصرف اللهيار خان قليچي درآمد و او به جبران خرابي‌ها و خسارت‌هاي ازبکان و افغان‌ها پرداخت طرح شهر در اين دوره همان طرح قديمي بوده است.از بناهاي اوايل قاجار مسجد و آب انبار متصل به يکديگر واقع در کوچه حمام حکيم مي‌باشد که توسط حاج ملامهدي سبزواري پدر حاج ملاهادي سبزواري بنا شده است . به گفته هوتوم شيندلر مسئول ايجاد تلگراف درخط تهران – مشهد ، شهر سبزوار در اين دوره چهار دروازه بنام‌هاي دروازه عراق ، ارگ نيشابور و سبريز داشته و داراي يازده محله بوده بنام‌هاي نقابشک ، حمام حکيم ، مزار سبز ، سرده ، کوچه قاضيان مشهورمحله آقا ،ارگ ، حاجي مقلو ، الداغي ، زرگر ، سبريز و کوچه نو . شهر دو مدرسه بنام‌هاي مدرسه نو و مدرسه کهنه و پنج کاروانسرا داشته که عبارت بوده‌اند از : کاروانسراهاي شريعتمدار ، کاروانسراي ميدان ،کاروانسراي پاي منار کاروانسراي محمدحسينخان و کاروانسراي محمدرضا لر . از ديگر بناهاي اين دوره حمام قيصريه است که توسط حاج ملامحمد فرزند حاج ملاهادي سبزواري در مقابل مدرسه فخريه ساخته شده بناي کاروانسراي حاجي فرامرزخان يوزباشي سبزواري مقابل مقبره حاج ملاهادي سبزواري نزديک دروازه نيشابور در اين زمان پي‌ريزي شد کاروانسراي حاج ميرزا ابراهيم شريعتمدار که امروزه در ضلع جنوب غربي فلکه دروازه عراق قرار دارد نيز از بناهاي اين دوران است همچنين بناي آرامگاه حاج ملاهادي سبزواري واقع در بيرون دروازه نيشابور توسط ميرزا يوسف مستوفي الممالک در اين دوره بنا نهاد شده است. طبق نوشته هاي اعتمادالسلطنه در کتاب مطلع الشمس در اين دوره خانه‌هاي سبزوار تماماً با خشت خام مسقف شده است و کوچه‌ها اغلب سنگ فرش بوده آب‌هايي که وارد شهر مي شود از سه رشته قنات معروف به آب عبدالرحمن و آب قصبه و آب عميدآباد است . کاروانسراهاي سبزوار در اين دوره عبارت بوده‌اند از کاروانسراي حاجي ملامحمد معروف به سراي پامنار ، کاروانسراي حاجي ميرزا ابراهيم شريعتمدار ، کاروانسراي دو در ، کاروانسراي حاجي فرامرزخان دم دروازه نيشابور ، رباط حاجي ميرزا ، ابراهيم شريعتمدار دم دروازه عراق و سراي حاجي محمد زمان.. حمام معتبري مشهور به حمام حکيم نيز از بناهاي اين دوره است . در اين دوره امامزاده يحيي که در نزديکي چهارسو واقع بوده بناي محقري داشته ولي تزئينات قديمي آن هنوز باقي بوده است. طبق نوشته هاي وي ارگ شهر بسيار خراب و در جلوي آن امامزاده شاهزاده ابوالقاسم واقع است. هانري رنه داالماني جهانگرد فرانسوي نيز ضمن توصيف سبزوار از قبرستان وسيعي در بيرون از دروازه عراق نام مي‌برد که امروزه بجاي آن خانه‌هاي مسکوني بنا شده است.   سبزوار در دوره پهلوي:   از سال 1300 خورشيدي به بعد اقدامات و حوادثي که در دگرگوني بافت قديمي و بناهاي تاريخي شهر تاثير داشته بدين شرح است : بقاياي ارگ سبزوار که بر روي خرابه‌هاي سپيد دژ کهن بنا شده بود در اواخر دوران قاجار به کلي ويران گشت در سال 1919 ميلادي ارگ و اراضي جانب شمالي آن توسط دکتر قاسم غني تسطيح و درختکاري و تبديل به باغ عمومي گرديد . وي با مساعدت امير ارفع حشمت ديوان حاکم وقت سبزوار و اهالي در مجاورت ارگ اقدام به تاسيس بيمارستان حشمتيه نمود . سبزواردراوایل دوران پهلوی – مسجد جامع درعکس دیده می شود.                 سردرب بیمارستان حشمتیه از آثار خاندان معماری (استادعلی) در سال 1317-1318 شمسي خيابان‌هاي بيهق و اسرار بر روي دو بازار قديمي عمود بر هم که به چهار دروازه شهر ختم مي‌شد احداث شده که لازم به ذکر است بخشي از مدرسه فخريه که مربوط به عهد ديليمان است و مدارس شريعتمدار و فصيحيه در هنگام احداث خيابان بيهق ويران و ازبين رفته . کوچه قديمي سرديه (سرده) که از مقابل مدرسه فصيحيه تا باره شمالي شهر ادامه داشته و از سده‌هاي نخستين هجري به همين نام شناخته مي‌شده تعريض و برجاي آن خياباني احداث گرديده است . بر اثر تعريض کوچه قديمي سبريز و احداث خيابان رضوي بخش عمده مقبره علي بن ابي طيب مشهور به پير حاجات واقع در ضلع جنوبي اين خيابان ويران شده است صدمه ديگر احداث اين خيابان از بين رفتن قسمت اعظم مزار سبز واقع در انتهاي کوچه نقابشک بوده که بناي اوليه آن متعلق به سده پنجم هجري است.خانه استادعلی واستادشعبان درداخل کوچه ای نزدیک پیرحاجات بوده. مقبره منسوب به ملاحسين واعظ کاشفي واقع در بيرون دروازه نيشابور بوسيله انجمن آثار ملي با طرحي بديع بازسازي شده است در محل ميدان کارگر فعلي (زند) قبرستاني وجود داشت که حدود سال 1330 خورشيدي در 15 بهمن و روز جشن نهالکاري اين قبرستان هموار و بجاي آن ميدان زند به نام فرماندار وقت (باغ رضوان) ايجاد گشت . بفاصله کمي در سال 1332ساختمان پيشاهنگي در حاشيه ميدان ساخت شد و به فاصله اندکي به سمت ميدان پست و تلگراف باشگاه ورزشي تأسيس گشت . در کوچه مجاور باشگاه مرده شويخانه قرار داشت که از آنجا به گورستان همگاني محل مصلي انتقال يافت . برج و باروي شهر که مثل کمربندي شهر را محصور مي‌کرد و قسمتي از آن روبروي در پستخانه و در ضلع جنوبي ميدان پست و تلگراف قرار داشت در حدود سال 1330 خورشيدي خراب شد . آرامگاه حاج ملاهادي سبزواري فيلسوف شرق که در آن زمان يک بقعه گچي بيش نبود وحياطي سنگ فرش شده داشت در سال 1340 خورشيدي به سبک جديد و به صورت فعلي بنا شد . خندق شهر در قسمت جنوب و نزديک امامزاده شعيب بوسيله خاک باروهاي خراب شده پر شد . سقف اصيل و سنتي بازار که به روش طاق و تويزه و با آجر بنا شده بود و به مرور زمان تا حدودي تخريب شده بود تبديل به سقفي آهني همراه با شيشه گشت. شکل وفرم شهر کهندژ يا مهندژ:  به معنی دژ قديمی- دژ يعنی ساختمان- قلعه مهم شهر بوده است. کهندژ گاهی در درون شهر و گاهی اوقات بيرون باروی شهر و معمولاً در کوی ارگ بوده است (ارگ يعنی محله فرمانروايي). محافظ آنجا ارگ بُد بوده و  برای خودش خندق و  بارو داشته است. كهندژ يا ارگ سبزوار از دوره ساسانيان در سمت شمال شهر و نزديك به دروازه ارگ واقع بوده است. قلعه مزبور در حوادث گوناگون بارها صدمه ديده و باز مرمت يا تجديد بنا شده است.     برج وبارویی مشانه قلعه سبزوار   سبزواردراواخرقاجارواوایل پهلوی                                                                      منارخسروگردسبزوار خود نوعی برج دیدبانی وراهنمایی است. قلعه حکومتی درمحل فعلی باغ ملی مشاهده می شود . شهرداری یابلدیه دراین زمان درقلعه حکومتی بوده است واستاد شعبان معمارآن برج وبارو:  قديمي ترين اشاره اي كه در تاريخ بيهق به حصار و دروازه شهر سبزوار شده مربوط به سده دوم هجري است. اين شاه ديواربه علل نامعلوم دستخوش ويراني شده است، چه در تاريخ بيهق مي خوانيم كه شاه ملك بن علي البراني چون از خوارزمشاهي بيفتاد بهزيمت به سبزوار آمد و در سال433 هجري بر پيرامون شهر حصار كشيد. در تجديد بناي حصار سبزوار  به سال538 هجري، برجهاي شاه ديوار را كه مهاجمين ويران كرده بودند ميان تهي بنا كردند.     آثاربرج وباروی سبزواردرعکس هوایی سال 1335 خورشیدی   سبزوار دارای چهار دروازه در چهار جهت اصلی جغرافيايي بوده، به نامهای دروازه ارگ  در شمال، دروازه سبريز در جنوب، دروازه عراق در غرب، دروازه نيشابور در شرق. ديوارهايي اين چهاردروازه را به هم متصل مي كردند كه در فاصله هاي منظم برج هاي ديده باني داشتند. دركنار هر دروازه نيز دو برج در دو طرف آن وجود داشت. از ابعاد اين برج و باروها در دورهاي مختلف اطلاعي در دست نيست اما در عصر ناصري دوره قاجار طول بارو را 3500 ذرع و تعداد برج هاي كوچك و بزرگ را مجموعاً144 عدد ذكر كرده اند.                                نمونه برجهای قلعه ها مربوط به رفسنجان محل سکونت خاندان معماری دریکصدسال گذشته کاراستاد یوسف واستا دمحمد ارتفاع برج سمت راست حدود12متر بوده وبرج سمت چب 9متر   هسته مرکزی شهر شارستا ن يا شهرستان بوده است و معمولاً از کنار دروازه مهم آن بازار شروع می شده و به مرکز شهر می رسيده است. بيرون شارستان را پروست و  بعدها ربض می گفتند. بيرون ربض (حومه) سواد و  بعد از سواد بياض بوده است. پس از اسلام در توسعه شهر ترجيح داده می شد که بناهای جديد را در بيرون شارستان بسازند.   محله های سبزوار(براساس سفرنامه مطلع الشمس): محله ها بر اساس مشترکاتی مثل هم شهری بودن يا بر اساس فعاليتهای مشترک شکل می گرفته است. محله يا کوی، يک شهرک کوچک در دل شهر بوده و برای خودش بازارچه مسجد و مدرسه و ديگر چيزهای مورد نياز را داشته است. بازارچه در اين اواخر معمولا شامل نانوايی– قصابی – عطاری و ميوه فروشی بوده و برای خريدهای ديگر به بازار بزرگ می رفته اند اگر شغل غالب مردم محله يکی بود کارگاهی نيز در آنجا داشتند. محله ها بوسيله کوچه هايی به ارس بازار يا دل شهر وصل می شده است. شهر سبزوار هم از اين قاعده (محله داشتن ) مستثنی نبوده و بنا به قولی يازده محله معتبر در سبزوار وجود دارد ( به اين دليل گفته می شود: وجود دارد!! زيرا که تمام اين محلها هنوز در بافت شهر وجود دارند و جزئی از بافت قديمی محسوب می شوند؛ هر چند که اکثر خانه های قديمی را به عمد خراب کرده و جای آن آپارتمان ساخته اند عرض محله ها هم در ساخت و ساز جديد بيشتر شده چون بايد ماشين رو باشند ! ) - نقابشک:  نقاب به معنی نه آب که در تغييرات دگرگونی لفظ به نقاب تغيير شکل داده است و چون توزيع آب بر اساس اشک صورت می گرفته به نقابشک که تطور يافته نه آب اشک است معروف شده است. اين محله از قرن 5و6 در سبزوار بوده .          محله قنبرسیاه                                 محله کلاه فرنگی                         کوچه نقابشک - محله گود انبار: از محله های قديمی که به دليل تعداد زياد انبار های تجاری و همچنين گود بودن به محله گود انبار مشهور شده است. اين محله در قرن 5و6  ه-ق نيز به همين نام معروف بوده است. از اين محله رجال سياسی و مذهبی بزرگی همچون دکتر غنی- عبدالعلا سبزواری برخاسته اند. - محله سرسنگ: چون در مظهر قنات موجود در اين محله سنگ بزرگی قرار داشته در نتيجه اين محله به نام سرسنگ شهرت يافته است. اين محله در قرن 5و6 ه-ق نيز به همين نام مشهور بوده است. - محله غرشمار ها: این محله جزء محله های قديمی است که در تاريخ بيهقی ذکر آن امده است. و همجوار محله ميدان و هيزمی ها بوده است. اما بسياری معتقدند که لفظ غرشمارها در حقيقت تطور شده غير شمارها است که بعد از اولين سرشماری صورت گرفته اين گروه به سبزوار مهاجرت کردند. - محله الداغی ها: الاداغ نام قسمتی از شمال ايران است که طايفه ای در آنجا سکونت داشتند و عده ای از اين طايفه پس از مهاجرت در سبزوار سکنی گزيدند  و اين محله نام خود را از اين طايفه گرفته است. در دوران معاصر وجود زندان الداغی ها در اين محله تداوم اين اسم را بدنبال داشته است. - محله کلاه فرنگی: بعد از اينکه سير کلاه ها از قزاقی به رضاخانی و  بعد پهلوی دوم و سپس به کلاه فرنگی رسيد چون افرادی که در اين محل زندگی می کردند غالباً کلاه فرنگی به سر داشتند در نتيجه اين اسم به اين محله اطلاق شد. البته بعضي نيزوجه تسميه آن را به خاطر وجود كلاه فرنگي هايي كه در بالاي خانه ها قرار داشت مي دانند. - محله ارگ: چون ارگ سبزوار در اين محل قرار داشته مردم اين محله را به نام ارگ می شناسند. - محله سبريز:بعد از حمله تيمور و جانشينانش به سبزوار و قتل و غارت مردم به دستور تيمور در محل ميدان از سر کشته شدگان مناره پيروزی ساختند که بعدها به دليل همين اتفاق تاريخی اين محله به نام سربريز مشهور شد و در دگرگونی لفظی به سبريز تغيير يافت. - محله دروازه عراق: در مورد اين محله سه نقل قول وجود دارد: الف- چون مردم برای رفتن به اتبات عاليات در آن محل جمع مي شدند.ب- چون دروازه خروجی به سمت عراق از ابن سمت بوده ج- زمبنهای زراعی بيرون شهر را عراق مي گفتند و دروازه عراق دروازه ای بوده به سمت زمينهای زراعی بيرون شهر. - محله دروازه نيشابور: چون مسير تردد به نيشابور بوده به اين نام مشهور شده است.  - محله سروستان: به دليل وجود درختان سرو به اين نام مشهور شده است.  - محله پادرخت: به دليل وجود درخت چنار تنومندی در اين محل به اين نام معروف گشته است. - محله آقا: نام اين محل برگرفته از نام فقهای قديم سبزوار مانند فقيه سبزواری- سيادتی- افتخار- علوی و... بوده است. - محله قنبر سياه(سراشغنبر): مشهور است که غلام مولا علی (ع) به نام قنبر در اين محله سکنی گزيده و اين نام از آن اخذ گرديده است.ظاهراً مخفف و محرف سراچه قنبر است، و در سبزوار هنوز كوچه اي منسوب به قنبر سياه هست . - محله حمام حکيم: بدليل سکونت حاج ملا هادی سبزواری در اين محل نام گذاری شده است برخي نيز وجه تسميه آن را به خاطر ساخته شدن حمامي توسط محمدكاظم شريعتمدار در اين محله مي دانند. - محله سرديه: نام يكي ازمحلات سبزوار و داراي مدرسه اي موسوم به سرديه بوده و اكنون هم كوچه اي بدين نام در سبزوار هست - محله شهرنو(كوي نو): در سبزوار اكنون كوچه اي بنام كوچه نو معروف است و شايد نوكوي باشد كه در تحولات زبان نام آن تغيير يافته است و مطابق فارسي اين عصر كوچه نو خوانده شده است - محله ميدان: نام يكي از محلات سبزوار غير از اسفريس بوده و اكنون كوچه اي بدين نام در سبزوار هست - محله شاد راه: معلوم نيست كه در اصل شاه راه بوده و تحريف شده است يا اينكه شاه راه را در آن زمان شادراه مي گفته اند. - محله زرگرها: در وجه تسميه آن مي گويند كه: به خاطر وجود زرگرها در اين محله به اين نام معروف شده است.   بافت قدیمی سبزواردرکوچه افتخار   شجره نامه :            خانواده معماری در سبزوار یکی از خانواده های اصیل وقدیمی دراین شهر می باشند که بیش از یکصد سال است دراین شهر زندگی می کنند. آنطوریکه از فامیل ایشان پیداست نسل اندر نسل اکثرا ومخصوصا در گذشته نه چندان دور معمار بوده وانشاء الله در آینده هم تعدادی از ایشان معمار خواهند بود وراه پدران خود را ادامه خواهند داد.   شجره نامه خانواده معماری شهرداری درآن زمان(دردوران معماری استادشعبان )  : نقشه سبزوار درسال 1335 – برج وباروی شهر درعکس دیده می شود ( عکس از سازمان نقشه برداری کشور)   در شهر از برق خبری نبود وومردم برای روشنایی خانه های خود ازچراغهای نفتی استفاده می کردند برای نمونه در خانه شریعتمداری محلهایی برای چراغ نفتی درداخل دیوار درنظرگرفته شده است که هم خانه را روشن می کرده وهم حیاط را البته برای رفت وآمد درداخل حیاط ازفانوس ودیگر چراغهای دستی استفاده می شده است. محل چراغ نفتی در خانه شریعتمداری( کار استاد علی اواخردوران قاجار) این محل چراغ هم بداخل حیاط نورمی دهد وهم اتاق   در آن روزگاران بلدیه در داخل ارگ حکومتی که بربلندی تپه ای در محل فعلی باغ ملی قرارداشته قرارداشت . مامور یا مسئول روشنایی معابر شخصی بود بنام محمد ابراهیم . اوهرروز قبل از تاریک شدن هوا می بایست فانوسها را روشن کند ودر محل آن بربرروی تیرچوبی یا دیوار آویزان نماید. او هرروز فانوسها رابا پارچهای پنبه ای که به کمر خود بسته بود تمیز می کرد سپس آنراازنفت یاروغن پر می کرد وآنرا روشن می کردوبا نردبان کوچکی که همراه داشت بالا می رفت ودر جای خود قرار می داد. ساعتی بعد که ازشب می گذشت برمی گشت وفانوسها را خاموش می کرد تاقبل از اذان صبح که برمی گشت ومجدد فانوسها روشن می شد تا مردم در زیر نور کم سوی آن راه خود را بسمت مسجد ویا حمام بیابند. وهنگامی که هوا روشن میشد فانوسها را مجدد خاموش می کرد تاشب بعد واین کاری بود که هرروز تکرار می شد ومحمد ابراهیم آنرا انجام می داد.  برای اولین بار شرکت پنبه برای خود مولد برق خریداری کرد و شبها به مغازه ها برق می داد ویا به عبارتی برق می فروخت . بعد از مدتی برق غنی آمد یک شب در میان به خانه ها برق می داد. وبرق دولتی هم درسال 1333 مورد استفاده مردم قرار گرفت آن هم کسانیکه توان مالی خرید برق را داشتند.   یکی ازوظایف شهرداری درآن زمان نظافت وجمع آوری زباله ها درسطح شهر بوده است واین کار توسط چند نفرانجام میشد که سرپرست آنها شخصی بنام نایب رسول بوده انجام می شد وبا یک سطل ویک بیل کوچک هرکدام قسمتی از شهررا نظافت می کردند البته کارهای دیگری هم انجام می دادند از جمله آبپاشی خیابانها وکوچه ها باسطل وبیل وتقسیم آب به منازل وآب انبارهای عمومی شهر. مردم آب خود راازآب قناتها که در جوی ها جاری بوده تهیه می کردند وآن را درداخل حوضهای خانه ذخیره می کردند وکسانیکه برای آب شرب در خانه های خود آب انبار داشته آنرا نیزاز همان آب پر می کردند ویا آب انبارهای عمومی شهر که توسط رفتگران یا( میرآب) پر میشد وبعد توسط مردمی که آب انبار نداشته استفاده می شد.البته بعضی از آب انبارها وقفی بوده وتوسط افراد خیری وقف می شد ودر اختیار مردم قرار می گرفت همچون آب انبارحاج کریم  واقع درخیابان بیهق شرقی کنار مقبره بقراط روبروی رباط فرامرز خان می باشد. یخدانها:   یخدانها گونه‌ای ساختمان است که در معماری قدیم ایران برای تولید و نگه‌داری یخ ساخته می‌شد. معمولاً هر یخ‌چال دارای یک استخر و یک دیوار بلند (بنام حصار) و یک مخزن گنبددار بود. حصار طوری ساخته می‌شد که تمام روز سایه آن بر استخر می‌افتاد و از گرم شدن آب استخر جلوگیری می‌کرد. یخی را که در زمستان در استخر یخ‌چال درست می‌شد می‌شکستند و در خزانه انبار می‌کردند و در فصل گرما آن را به کار می‌بردند.         وظیفه شهرداری یابلدیه تهیه وجمع اوری یخ مورد نیاز مردم درتابستان بود سبزواردارای تعدادی یخدان درجنوب وشمال شهربود که ازیخدانهای شمال شهر برای ساکنین شمالی آن استفاده می شد وازیخدانهای جنوب برای ساکنین جنوبی آن. و بدین منظور در طول زمستان عده ای از طرف شهرداری به کوههای نزدیک شهرهمچون ششتمد وطبس رفته ودر چاله ها وشیارها وگودالهای موجود برف ریخته وآنرا می کوبیدند ودر اخرفصل زمستان یااوایل بهار روی آنراباکاه وسپس خاک می پوشاندند تادر فصل تابستان وگرمای زیاد آن از این برف ویخ ذخیره شده استفاده کنند.     یخدان مرمت شده ابرکوه دراستان یزد البته بعداز مدتی درمجاور شر یخدانهایی ساختند ویخ مورد نیاز تابستان را در این یخدانها ذخیره می کردند . سبزواردارای تعدادی یخدان درجنوب وشمال شهربود که ازیخدانهای شمال شهر برای ساکنین شمالی آن استفاده می شد وازیخدانهای جنوب برای ساکنین جنوبی آن.البته اکنون تعدادی یخچال درجنوب شهر باقی مانده است ویخدانهای شمال سالها قبل تخریب شده است. در زمستان در داخل چاله یخدانها ودراطراف آن به مقدار کمی  آب می ریختند ودرشب هنگام یخ می بست  سپس در شبهای بعد در طول زمستان این کار تکرار می شد تا یخدان پراز یخ گردد روی آنرا باکاه وخاک می پوشاندند ودرب یخدان راهم باگل می بستند تا درتابستان مورد استفاده قرار گیرد واین کار توسط همان کارگران شهرداری یا بلدیه که چند نفری بیش نبودند انجام می شده است. تعدادی ازاین یخدانها اکنون در جنوب شهردرکنارکمر بندی شهر موجود می باشد که ثبت میراث فرهنگی شده است امید است مورد توجه قرار گیرد وبدرستی مرمت ونگهداری گردد.     نمای تعدادی ازیخدانهای سبزواردرجنوب شهر   دریخدانها(شش یخدان سبزوار) در زمین گودالی ایجاد می کردند و بر آن بنای مخروطی شکل می ساختند. در زمستان یخ را در آن انبار می کردند و در تابستان به مصرف می رساندند. تهیه یخ با آب انداختن در یخدان و برکه هایی مجاور یخدان در شب های سرد زمستان صورت می گرفت.     در آن زمان ماشینی وجود نداشت وتمام کارهای عمرانی شهر توسط کارگران وبا وسائل دستی همچون بیل وکلنگ و....انجام می شد. مصا لح مورد نیاز با قاطر والاغ حمل می شد وخاکبرداری وحاکریزی خیابانها وکوچه ها ومعابربا دست کارگران انجام می شد.   تمام کاهای عمرانی شهر بدست کارگران وبابیل وکلنگ وبصورت دستی انجام می گرفت     استاد شعبان نیز درکنارکارگران شهرداری وبا آنها این امور را انجام می داد .   تمامی کارهای عمرانی چه شهری وبرون شهری توسط تعدادکثیری از کارگران انجام می گرفت    معماران خانواده معماری :    بدون شک می توان گفت بیشتر بناهای بجا مانده  از سال 1280خورشیدی به بعد یعنی اواخر دوران قاجار و  دوران پهلوی اول (رضا شاه)  در سبزواروقبل از آن دررفسنجان  از آثار این خانواده می باشد چرا که ایشان حداقل از این سالها در سبزواردر امر ساخت وساز شهر ( توسط استاد علی واستاد شعبان واستاد حسین  وفرزندان ایشان  )  حضور فعال داشته اند وقبل از آن نیز پدران آنها در کرمان .وهرچه اینجانب بیشتر تحقیق می کنم  به آثار وبناهای بیشتری بر می خورم  که از آن ایشان است و اگر این تحقیق لااقل بیست سال جلوتر انجام می شد این  رزومه کاملتر وجامعتر می شد. به هر حال به این بسنده می شود وآنچه را یافته ایم ودیده ایم بیان می کنیم  انشاء الله که کاملتر گردد. حال به معرفی  ایشان می پردازیم . در ابتدا بصورت خلاصه به معرفی ایشان می پردازیم سپس به شرح ومعرفی آثاری که به یقین از ایشان است می پردازیم هرچندآثار دیگری نیز درسطح شهر رفسنجان وسبزوار می باشد که ساخته دست ایشان است ولی چون مطاله ای در این خصوص صورت نگرفته انشاء الله در نوشته های بعدی به آنها خواهیم پرداخت .   1- استاد میرزا محمد خلیل آبادی (1120 خورشیدی درکرمان)) دوران افشاریه 2- استاد شعبان ( 1160خورشیدی درکرمان) دوران زندیه 3- استاد حسن یاکربلایی حسن فرزند میرزا محمد(1200 خورشیدی درکرمان)دوران زندیه 4- استاد حسین یا ملا حسین فرزند شعبان( 1208 خورشیدی درکرمان)دوران قاجاریه 5- استاد محمد یا کربلایی محمد فرزند شعبان (1205 خورشیدی درکرمان)دوران فاجاریه 6- استاد اکبر فرزند شعبان (1210 خورشیدی درکرمان)دوران قاجاریه 7- استاد محمد یا حاج محمد فرزند استاد حسن(واقف موقوفه در رفسنجان) ( 1225 خورشیدی درکرمان)دوران قاجاریه 8- استاد یوسف یا کربلایی یوسف فرزند حسن (1230 خورشیدی درکرمان)دوران قاجاریه 9- استاد علی معماری  فرزند محمد (1325- 1253 خورشیدی متولد کرمان ووفات درسبزوار)دوران قاجارودوران پهلوی 10- استاد شعبان فرزند محمد ( 1334-1256خورشیدی متولدکرمان وفات درسبزوار) دوران قاجارودوران پهلوی 11- استاد حسین فرزند محمد (1320 – 1259 خورشیدی متولد کرمان وفات درسبزوار) دوران قاجارودوران پهلوی 12- حاج شاه ابراهیم معماری  (فرزند استاد شعبا  ن     -     متولد  سبزوار    1295  -  وفات    1375    خورشیدی) 13- حاج  شاه محمد معماری  (فرزند  استاد شعبان   -   متولد  سبزوار    1298  -   وفات   11377   خورشیدی) 14- حاج  غلامرضا معماری (فرزند   استاد شعبا ن   -     متولد  سبزوار      1301    -   وفات  1365  خورشیدی) 15- حاج  غلامحسین  معماری (فرزند استاد شعبا  ن      -       متولد   سبزوار    1335  -   وفات   1367   خورشیدی) 16- حاج  حسین  معماری (فرزند  شعبان  -   متولد  سبزوار      1311   -  وفات   1388  خورشیدی) 17- استاد  حمزه  معماری ( فرزند استاد علی متولد 1302 وفات 1373 خورشیدی) 18- استاد   حسین  معماری (فرزند  استاد علی  متولد  سبزوار  1314  -وفات   1379  خورشیدی) 19- استاد   علی اصغر معماری (فرزند ابراهیم  متولد   سبزوار  1302  وفات  1373 خورشیدی) 20-حاج علی اکبر طاهری سبزوار ( فرزند استاد حسین متولد     وفات    ) 21-حاج علی اصغر طاهری سبزوار ( فرزند استاد حسین متولد     وفات    ) 22-حاج طالب طاهری سبزوار فرزند علی اکبر متولد     ) 23-استا ابولقام غلامزاده ( فرزنداستاد اکبر- متولد 1301 – وفات 1388 خورشیدی) 24-استاد غلامحسین معماریان ( فرزند استاد علی اکبر متولد 1314 وفات 1389 )     کرمان – رفسنجان :    رفسنجان یکی از شهرهای مهم استان کرمان در ایران است. این شهر مرکز شهرستان رفسنجان است. شهر رفسنجان دارای آب و هوای نیمه کویری است. تابستان های نسبتا گرم و زمستان های سردی دارد. البته در اطراف این شهر مناطق کوهستانی زیادی نیز وجود دارد. ارتفاع شهر رفسنجان از سطح دریا تقریبا زیاد و حدود ۱۴۶۹ متر از سطح دریاست. البته مناطقی با ارتفاع حدود ۲۳۰۰ متر و بیشتر نیز در اطراف شهر رفسنجان قرار گرفته اند. 1-      استاد میرزا محمد خلیل آبادی (1120 خورشیدی) او حدودا در سال 1120 خورشیدی دردوران نادرشاه افشارمتولد شده است ونام پدرش حسن بوده است. در وقف نامه ای که از این خاندان درسال 1300 هجری خورشیدی موجود می باشد در قسمتی از آن در معرفی واقف چنین مرقوم شده است (لهیذا بتوفیق حضرت باریتعالی موفق گردید گرامی منزلت خیر الحاج حاج محمد ابن مرحوم کربلایی حسن ابن  میرزا محمد خلیل آبادی وقف موئبد وحبس مخلد نمود حاج محمد مذکور تمامی موازی نیم حبه از مزرعه خلیل آباد) واو اولین شخص از این خاندان است که نام ونشانی از او ذکر شده است ومکتوب است .باتوجه به اینکه نوادگان اوبنام استاد یوسف واستاد محمد که ازمعماران واستادان بنام رفسنجان بوده اند ایشان نیز که پدر بزرگ آنها بوده است بدون شک خود استادی بنام ومعماری ماهر بوده که چنین فرزندانی درحرفه وهنر معماری تربیت کرده وبه جامعه آن زمان تحویل می گردند چرا که در آن زمان فرزندان کار وکسب خود را نزد پدرشان می آموحتند وپدران نیزوظیفه خود می دانستند که هنروحرفه خود را به فرزندانشان بیاموزند . استاد میرزا محمد خلیل آبادی  او اولین استادی از این خاندان است که شناخته شده است هرچند که بدون تردید پدر اونیز معمار واستاد دوران خود بوده است ونام او نیز استاد حسن بوده چراکه رسمی نیک پسندیده در این خاندان بوده وآن هم این است اگر فرزندان پسر این خاندان فرزند پسری متولد میشد نام پدر خود  را برآن فرزند می گذاشت واین رسم رسوم زیبا تا چند سال گذشته انجام می گرفت ونام پدر خانواده را برای یکی از فرزندان آنان انتخا ب می کردند. در آن دوران به بنا لقب (گل کار) می دادند چرا که تمام مصالح بکار رفته در ساختمان از گل وخشت وگاهی هم از آجر بوده است وحتی پس ازگذشت سالها هم اکنون هم بعضی در رفسنجان اگر بنایی ویا تعمیراتی در خانه خود دارند می گویند گل کاری داریم واین از همان گذشته های دور مانده است .به هر حال در آن روزگان استادان فن ساختمان سازی را گل کار می گفته اند ومیرزا محمد گل کار هم یکی از آنان بوده است. اوپدر استاد حسن وپدر بزرگ استادیوسف واستاد محمد که واقف موقوفه حاج محمدی در رفسنجان است می باشد. بنا های ساخته در آن زمان خشتی وگلی بوده است وآنان از گل وخشت خام بنا های زیبایی می ساختندکه مورد توجه مردم آن دوران بود . 2-استاد شعبان 1160 او حدودا در سال 1160 خورشیدی اندکی پس ازقتل نادرشاه افشار متولد گردیده است . استاد شعبان باتوجه به شجره نامه که با همکاری وهمیاری بزرگان فامیل سالها قبل تهیه شده است پدر بزرگ استاد شعبان که اولین معمار شهرداری سبزوار بوده است می باشد . استاد شعبان استاد شعبان نیزهمانطوریکه از نامش پیداست از استادان بنام دوران بوده است وآثار زیادی از گل وخشت در دیار خود کرمان ساخته است که اکنون از آنها چیزی نمانده است . 3-استاد حسن یاکربلایی حسن فرزند میرزا محمد(1200 خورشیدی) اوپدر استاد محمد واستاد یوسف است که صاحب بناهای خشتی زیبایی در خلیل آباد می باشند وازاستادان ومعماران دیاربا فرهنگ وهنرکهن  کرمان بوده است.   4-استاد حسین یا ملا حسین فرزند شعبان1208 اوعموی استاد علی واستاد شعبان واستاد حسین است که فرزندان فرزندان برادرش شعبان در سبزوار صاحب آثار زیبایی از بناهای آجری اواخر دوران قاجار واوایل دوران پهلوی هستند وخودش نیز صاحب بناهای زیبایی در رفسنجان وکرمان بوده است. به او ملا می گفته اند چون به مکتب خانه رفته وخواندن ونوشتن می دانسته است وبه قولی سواد قرآنی داشته است.   5 استادحسین یا ملا حسین   5- استاد محمد یا کربلایی محمد فرزند شعبان1205 اوبرادر استاد حسین یا ملا حسین است وهمچنین پدر استاد علی وشعبان که از معماران بنام سبزوار بودند وهمزمان با برادرش استاد حسین باپدر خود استاد شعبان بزرگ کار می کرده ودر نزد او استاد شده اند وهمچنین او فرزندان خود رانیز استادان ماهری تربیت کرده است وبه جامعه معماران سنتی ایران تحویل داده است که اکثر کارهای یکصدو بیست سال گذشته در سبزوار ازفرزندان اوست.   6-استاد اکبر فرزند شعبان1210 او نیز فرزند سوم استاد شعبان بزرگ است وهمچون برادرانش استاد محمد واستاد حسین معمارواستادی بزرگ درکرمان بوده است همچنین فرزندان اوهمراه استاد علی وبرادرانش راهی سبزوار می شوند ودرسبزوار ساکن می شوند.   7- استاد محمد یا حاج محمد فرزند استاد حسن(واقف موقوفه در رفسنجان) او نیز همچون پدرش استاد حسن یا کربلایی حسن از معماران واستادان بنام زمان خود بود وبناهای زیادی را دررفسنجان ساخته است . اکثر بناهای آن زمان ازگل وخشت خام بوده است وکمتر ازآجر استفاده می شده ومعمولا در سر بنا وروی دیوارها وپشت بامها برای جلو گیری ازشستن دیوار وزیبایی نما از آجر استفاده می شد. استاد محمد یا حاج محمدی واقف موقوفه حاج محمدی به کلاسه شماره                     در اوقاف رفسنجان می باشد. اوچون فرزندی نداشته است املاک خود شامل خانه وباغات وزمین کشاورزی در خلیل آباد ودر روستای محمودیه بهرامی را وقف میکند وتولیت آنرا بعد از خودش به استاد یوسف برادرش وفرزندان او می دهد.درزیر به این وقف نامه اشاره می شود .     بسم الله الرحمن الرحیم وبعد مخفی نماند براولو الا  الباب  وذوی النهی که هر موجودی که از کتم عدم پا به دایره وجود نهاد لابد است از اینکه شربت نا گوار مرگ را بنوشد واین سفر پر خوف  خطر دار باقی را بپوید و تحصیل زادی بر این سفر خود نماید وخیر الزاد تقوی ومحبت وولایت اعمه هدی وبکا وابکا وتعزی بر خامس آل عبا سلام الله علیه است  لهیذا بتوفیق حضرت باریتعالی موفق گردید گرامی منزلت خیر الحاج حاج محمد ابن مرحوم کربلایی حسن ابن  میرزا محمد خلیل آبادی وقف موئبد وحبس مخلد نمود حاج محمد مذکور تمامی موازی نیم حبه از مزرعه خلیل آباد من جمله نودو شش حبه مع جمیع توابع ولواحق وخوانه نشیمن  خود واقف غیر از اشجار واقع در آن به قدر الحسه  بر کافه شیعیان محبان اعمه الهدی صلوات الله علیهم که هر ساله مادام الحیات  واقف  از منافع آن مبلغ  یک  تومان فضی صرف تعزیه داری حضرت سید الشهدا  سلام الله علیه نماید  ومبلغ  یک  تومان فضی  مال سلطانی  عددی  یک هزاز دینار  رایج  خزانه خرج  تعمیر  مسجد  خلیل آباد وتعارف به امام جماعت آن مسجد نماید  وبعد از فوت واقف منافع آنرا  بعد از اخراج  مایلزم اخراجه  از بعونه زراعت  ونفقه قنوات و وجوه دیوانی یک ربع حق التولیه ویک ربع دیگر به جهت تعمیر مسجد مذکور وتعارف به امام جماعت  آن مسجد  و دو ربع دیگر خرج تعزیه داری حضرت عبا عبدالله الحسین  سلام الله نماید وتولیت آن مادام الحیات با خود واقف  وبعد از آنکه لبیک  حق  را اجابت نمود امر تولیت مفوض است به زوجه دائمه بنت دو عمش کربلایی شرف النساء وبعد از آن با اکبر اولاد زوجه اش ما توالدوا وتناسلوا  وبعد از انقراز اولاد و احفاد او با امام جماعت بهرام آباد به نظارت اخوی عالیقدر واقف کربلایی یوسف و بعد از کربلایی یوسف به ارشد اولاد ذکور کربلایی یوسف ما توالد و ا   وتناسلو ا  وایضا  وقف موئبد  وحبس مخلد نمود حاج محمد سابق الذکر موازی  دو حبه  از مزرعه  حسین آباد  جدید الاحداث  مشهور به محمودیه را  بر شیعیان  حضرات اعمه هدی  سلام الله علیهم  از جمله  نود وشش حبه  مع  جمیع  توابع  ولواحق  از اراضی وسحاری  وبراری  و آبار  وانحار  وبنا  وبنگاه  وغیر ذالک  منالمتعلقات  که مادام الحیات  خود  واقف  موفق  از منافع  آن هرساله  مبلغ  دوهزار دینار  فضی  ریال  یک  هزار  دینار  رایج  خزانه  در یوم عید  غدیر  انفاق  بر فقرا نمایید  با تقدیم  ارحام  بر غیر  وبعد از فوت واقف منافع آنرا  بعد از اخراج  مایلزم اخراجه خمس از منافع آنرا متولی به جهت حق التولیه خود برداشته  ودو خمس آنرا در یوم عید غدیر  انفاق به فقرا نمایید . باتقدیم ارحام بر غیر  وبعد از فوت واقف منافع آنرا بعد از اخراج مایلزم اخراجه خمس از منافع آنرا متولی  به جهت  حق التولیه  خود برداشته  ودو خمس آنرا در یوم عید غدیر  انفاق به فقرا  نمایید به هر نحویکه متولی  مصلحت داند وخمس دیگر صرف  خرج تعزیداری حضرت سید شهدا سلام الله علیه نماید از قبیل اتعام بر تعزیه داران  وتعارف  ذاکرین  منوط  به رای متولی  وتولیت  این دو حبه م مفوض  است  مادام الحیات  به خود واقف  وبعد  از فوت  واقف  مفوض  است امر  تولیت  به اخوی  عالیقدر  خود گرامی منزلت  کربلایی یوسف  وبعد  ازکربلایی یوسف  امر تولیت  با اولاد ارشد کربلایی یوسف  مفوض  است با تقدیم ذکور بر اوناث وبعد از آن بر احفاد ذکور  از نسلا بعد نسل و عقبا بعد عقب با توالدوا وتناسلوا وید ید طبقات ذکور مقدم بر اوناث است ودر صورت عدم ذکور امر تولیت  مفوض است به ارشد اولاد اوناث  با تقدم اولاد از اوناث بر اوناث  با توالدوا  وتناسلوا  وبعد انقراض اولاد واحفاد متولی  مذکور امر تولیت مفوض است با امام جماعت  بهرام آباد وبا عدم مفوض  به  مجتهد جامع الشرایط بلده کرمان به نظارت اکبر اولاد خود واقف  از جمیع طبقات  وسیغه  هردوقف مرقوم  بر ذمه جاری وهردو رقبه مرقومه را تخلیه نمود وبه تصرف وقف  داد وقفا صحیحا شریعا  و تخلف  کننده به لعنت خدا ورسول واعمه هدی وملائکه مقربین گرفتار وایظا قرارداد وشرط نمود که چنانچه وتولی هر یک از رقبات موقوفه ملک وقف را به اجاره زیاد دهد زیاده از چهار عام اجاره ندهد مگر آنکه متولی اجاره صلاح در زیاده از چهار عام داند که در ان وقت ماذون است در زیاده از چهار عام وعلی هاذا هر دو سیغه  وقف جاری گردید  . وکان ذالک توافقین فی یوم الخمس ثالث والعشرین من شهر  رجب المرجب سنه 1300 قمری    . متولی موقوفه : عباسعلی معماری بجز خانه های مسکونی مانند خانه های میرزای وجلالی ها که برای مردم می ساختند ایشان به همراه برادرش استاد یوسف برج وحصار گلی وخشتی خلیل آباد را ساخته اند.   8- استاد یوسف یا کربلایی یوسف فرزند حسن   او فرزند کربلایی حسن وبرادر استاد محمد واقف موقوفه می باشد و همچون برادرش وپدر وپدر بزرگش از استادان بنام رفسنجان بود که آثاری از او هم اکنون موجود می باشد . اومردی بسیارمهربان مومن وباتقوا وازمعتمدین محل وشهر بوده است. او درسفر به مشهد همراه فرزندانش بوده ولی از مشهد به کرمان دیار خود برمی گردد وبافرزندانش به سبزوار نمی رودودر شهر ودیار خود رفسنجان فوت می کند ودر قبرستان قدیمی خلیل آباد درکنار برادرش وپدرش به خاک سپرده می شود.(روحش شاد باد) بجز خانه های مسکونی که برای مردم می ساختند ایشان به همراه برادرش استادمحمد که به قول اهلی محل (خلیل آباد رفسنجان)به او کربلایی یوسف گل کار می گفتند برج وحصار گلی وخشتی خلیل آباد را ساخته اند وحتی تا چند سال گذشته تعدادی از کارگران که در آن زمان در کار ساخت برج با ایشان کار می کردند زنده بودندویکی از آنان سید علی طباطبایی است که درسال 1389 فوت کرده وبه گفته اطرافیان حدود 100 سال عمر او بوده و اینجانب با او در اداره اوقاف رفسنجان آشنا شده واطلاعاتی در خصوص بناهای خشتی رفسنجان خصوصا خلیل آباد از اوگرفته وخود او درجمع عده ای از کارمندان اوقاف می گفت که من در جوانی با کربلایی یوسف گل کار کارکرده واونیز بنایی را نزد اوفراگرفته است. سید علی سالها در خانه میرزایی که استاد یوسف ساخته است زندگی می کرد وهم اکنون که دو سالی است که فوت کرده همسر او درهمان خانه قدیمی میرزایی که ثبت میراث فرهنگی نیز شده به همراه یکی از فرزندانش زندگی می کند. از آثاراو برج خلیل آباد وخانه های جلالی ومیرزایی و.... که از اقوام نزدیک استاد یوسف می باشند می باشد که در ادامه به برسی آن می پردازیم.           رفسنجان یکی از شهرهای مهم استان کرمان در ایران است. این شهر مرکز شهرستان رفسنجان است. شهر رفسنجان دارای آب و هوای نیمه کویری است. تابستان های نسبتا گرم و زمستان های سردی دارد. البته در اطراف این شهر مناطق کوهستانی زیادی نیز وجود دارد. ارتفاع شهر رفسنجان از سطح دریا تقریبا زیاد و حدود ۱۴۶۹ متر از سطح دریاست. البته مناطقی با ارتفاع حدود ۲۳۰۰ متر و بیشتر نیز در اطراف شهر رفسنجان قرار گرفته اند. برج خلیل آباد مربوط به دوره قاجار است و در رفسنجان، محله خلیل آباد، خیابان ۱۵ خرداد، کوچه برج واقع شده و این اثر در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۳۱۲۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.   9-   استاد علی معماری   ( کربلایی علی  )    فرزند استاد محمد    -       متولد  1253      -       وفات   1325   هجری شمسی استادعلی فرزند  استاد  محمد واونیز فرزند استاد  شعبان بوده ونام پدر اونیز  استاد   محمد  بوده است   که هردو از معماران بنام کرمان(رفسنجان) در دویست سال گذشته بوده اند. اوحدودا درسال 1280در سفری که از کرمان به مشهد دارند به همراه برادرانش وعدهای ازاقوام وآشنایان به سبزوار می آیدو دراین شهر دیرینه ساکن می شوند وازدواج می کند وصاحب فرزندانی می شود . اودرسبزوار صاحب سه فرزند بنامهای حمزه وحسن وحسین میشود . اگر باشند کسانیکه سال 1325خورشیدی وقبل از آن را بیاد داشته باشندوآن دوران را درک کرده باشد  صدای رسای او را در صبح گاهان در چهاراه رضوی که محل تجمع کارگران وبناها (سرگذر)بوده است بیاد دارد که کارگران وبناها را سرپرستی ومدیریت می کرده وبه کار می گرفت. در آن زمان اواخر دوران قاجار است و سبزوار دارای برج وبارو وحصار بوده است خانه ها اکثرا خشتی وگلی وبه صورت باغ بوده است وکمتر خانه آجری درشهر یافت می شد. برق نبوده ومردم خانه های خود را با چراغ نفتی روشن می کرده اند.   چهره ای ازاستادعلی در سبزوار بالباس محلی دوران قاجار کسانیکه اورا دیده انددراین لباس بوده است  او معماری واستادی بزرگ وماهر بوده است که با توجه به سکونت او برادرانش در سبزواراز سال 1280 بیشتر بناهای مسکونی قدیمی شهردر اواخر دورا ن قاجار واوایل دوران پهلوی یعنی  ازسال 1280 تا  1325 خورشیدی که فوت می کند در کوچه ها ومحله های قدیمی شهر وحتی باغهای اطراف  کار اوبوده است .  و پل دو دهانه سنگی  در سال 1320 در مسیر جاد ه سبزوار به مشهد نرسیده به باغجر که از زیبایی واستحکام خاصی برخوردار است  و مقبره بقراط حکیم که به دستور و سفا رش خود بقراط به استاد شعبان  ساخته شده است   از کارهای او وبرادرش  بوده است  . یکی از پلهای سنگی درجاده قدیم مشهد که بدست استاد علی واستاد شعبان ساخته شده است   او مردی درشت هیکل و بلند قدبا ریشی بلند و سفیدگون بوده باشالی سفید رنگ برسر وبسیار مومن وشوخ طبع بوده است  ا ودر کارش وهنگام کار بسیار جدی ودقیق بوده است . وسیله کار او یک عدد شاغول وریسمانکاری که همیشه به کمرش بوده ودرهنگام  کار اکثرا  از این  وسیله استفاده می کرده  واز شاگردانش استاد حمزه ( فرزندش ) واستاد علی  می باشند  که دارای آثار زیبایی از معماری درشهر سبزوار هستند که بعضی از آنها هنوز موجود می باشد.                                      مقبره بقراط ساخته شده بدست استاد علی واستاد شعبان  همانطور که اشاره شد اکثر کارهای  مسکونی  ساخته شده در  1280 تا 1325  در بافت قدیم شهر همچون کوچه افتخا رو سرسنگ وکلاه فرنگی ونقابشک وکوچه حمام حکیم و.... مانند منازل  شریعتمداریها ( حاج میرزا محمد علی  و  حاج محمد ابراهیم)  وخانه های غفوری مخصوصا ضیاء الحق غفوری وخانه شیخ الاسلام و منزل اسکوی ومنزل صدر زاده ومنزل نصر الله زاده و.....که بعضی تخریب شده اند وبعضی هنوز پابرجاست  از آثار اوست .وهمچنین چندین حمام قدیمی شهر  همچون حمام قیصریه و شهرزاد و حمام بقراط و حمام تبریزی و....از آن  هنراوست .   بنای جنوبی خانه شریعتمدار ازحیاط جنوبی   10- استاد شعبان فرزند محمد (1256خورشیدی) فرزند استاد  محمد   -    متولد  1256   -   وفات   1334  هجری شمسی استاد شعبان درسال1330 درکناردرب ورودی شهرداری قدیم سبزوار                                                                                                                                                                                                                                                         استادشعبان فرزند  استاد  محمد وبرادر استاد علی است که به همراه برادرش ودیگر آشنایان به سبزوار آمده است . آنان پس از ورودبه سبزوار در خیابان رضوی واطراف آن ساکن شده وشروع بکار می کنند. پس از مدتی که با همسایه ها واهالی آشنا شده وپس از گذشت چند سالی که کارهایی را بصورت خرد وکلان درسطح شهر وحومه آن انجام می دهند ودر شهر بعنوان معماران واستادان ماهروباذوق وهنر معرفی می شوند مورد توجه اهالی شهر ومسئولین حکومتی قرار می گیرند واستاد شعبان بعنوان معمار شهرداری دعوت به همکاری درامورشهر می شود. درآن زمان شهرداری بلدیه نام داشت ومحل آن هم در ارگ حکومتی واقع در باغ ملی کنونی بود.  . از بناهای ساخت او می توان به ساخت پل درمسیر جاده سبزوار به مشهد وسبزوار به تهران نام برد که یکی از آنها در مسیر جاده قدیم مشهد نرسیده به باغجرمی باشد که پلی است سنگی با دودها نه قوسی شکل  که فعلا موجود می باشد  و بنای هتل شهرداری سبزوار که متاسفانه نمای زیبای آن بدست عده ای معمار نما  تخریب شده  ومدفون گردیده  و حمام شهرزاد و بنای شهرداری قدیم در باغ ملی و ده ها منزل مسکونی زیبا  درسطح شهر مخصوصا در کوچه افتخار  دربین سالهای  1280 تا 1330   بوده اسست .او معمار رسمی  خانواده بقراط حکیم بوده است  وبا ایشان رفت وآمد خانوادگی داشته است ومقبره بقراط را بدستور اووبا همکاری استاد علی برادرش ساخته است وخود استاد شعبان نیز بنا بر وصیت وسفارش  بقراط در کنار مقبره اش بخاک سپرده شده است . بعضی از کارهایی که توسط استاد شعبان دراین مدت درشهرداری انجام شده است به شرح زیر می باشد. 1-احداث خیابانهای بیهق 2-احداث خیابان اسرار 3-احداث خیابان کاشفی 4- احداث خیابان اسد آبادی(پهلوی) 5-شهرداری قدیم سبزوار واقع در باغ ملی شهرداری سبزوار سمت راست –سینما شهرزاد چپ (عکس 1335)   تعدادی از معماران خانواده معماری درجلوشهرداری سبزوار سال1330 این بنا نیزدرزمان حضوراستادشعبان درشهرداری وبدست اووفرزندانش ساخته شده است.         هتل شهرداری سبزوار ساخته شده بدست استاد شعبان معماروقت شهرداری سبزوار نمای این بنا بااین زیبایی وهیبت خاص خود که نشان ازفرهنگ ومعماری آن دوران(اوایل پهلوی اول) می باشدمتاسفانه بدست کسانی تخریب شده وضربه جبران ناپذیری به آن واردشده که ادعای معماربودن رادارند ولی به نظراینجانب ایشان نه معمارهستند ونه معمار می شوند حتی اگرمدرک دکترای معماری را هم داشته باشد چراکه معماربودن به مدرک نیست .استاد شعبان معمار واستاد این بنا شاید سواد خواندن ونوشتن نداشت ولی دارای درک وفهم وشعور عمیقی  ازمعماری بودوهرشخص منصفی به این واقعیت واقف است.      درآن زمان پدر فرزند خود را از همان نوجوانی یعنی حدود 12-10 سالگی بکار می برد تادر جوانی استاد کاملی گردد بنابراین فرزندان آنها حداکثر در25 سالگی استاد ماهری می شدند ودرکنارپدر ویا جدای ازاوکارمی کردند. با توجه به اینکه استاد شعبان حد اکثر در سی سالگی به سبزوار آمده است بیش از سی سال در شهرداری مشغول بکار بوده است چرا که در یکی از نامه ها اشاره می کند که سالها است که در شهرداری مشغول کار است .لازم به ذکر است چون درآن زمان استخدامی وبیمه ای نبوده است بیشتر سالهای خدمتش را همچون دیگران روزمزد بوده است.  او براساس نامه هایی  که ازبایگانی راکد شهرداری   سبزوار  بدست آمده است  تا اندکی پس از سال 1330 معمار شهرداری سبزوار بوده است وپس از آن درخواست بازنشستگی می کند.                 نامه هایی از استاد شعبان در شهرداری سبزوار درسال 1330 درسن 74 سالگی     متاسفانه در شهرداری سابقه ای از شروع بکار اوپیدا نشد فقط چند نامه در پایان خدمت درسن 75 سالگی که درخواست بازنشستگی می کند پیدا شده ودرآن تاکید کرده که سالهاست درشهرداری خدمت می کند که سه برگ از آن نامه ها دراینجا روئیت می شود.   نامه ای دیگر از استاد شعبان دربایگانی شهرداری درسال 1330خورشیدی   استاد شعبان در سال 1334 در سن 78  سالگی پس از یک روز بستری در خانه فوت می کند وطبق سفارش بقراط استاد شعبان درکنار مقبره اوکه باتفاق برادرش استاد علی این معمار بزرگ ساخته اند بخاک سپرده می شود .(روحش شاد)   مقبره بقراط ساخته شده بدست استاد شعبان وبرادرش که محل دفن استاد شعبان نیز است   12- استاد حسین ( کربلایی حسین  )  فرزند استاد محمد متولد         1259    -      وفات 1320  خورشیدی  برادر کوچکتر استاد علی  و استاد شعبان او نیز از معماران واستادان بنام بوده است  که در کنار وهمره برادرانش مشغول بکار بوده است . استاد حسین دارای  دو پسر بنامهای  استاد علی اکبر واستاد علی اصغر بوده است  که هردو از معماران بنام بوده اند ودر تهران ساکن شده اند .   3-      حاج ابراهیم معماری   فرزند استاد شعبا  ن     -     متولد  سبزوار    1295  -  وفات    1375 خورشیدی  او بعد از استاد شعبان ودر  سال 1330 به شهرداری سبزوار می رود ومعمارشهرداری می شود . اوهمچنین بنایی رانزدپدرش استادشعبان می آموزد وسالها درکنارپدردرشهرداری مشغول بکارمی شود وپس ازفوت پدرباتوجه به سابقه کاری اودرشهرداری ومهارت کاریش معمارشهرداری می شود ودرسال 1360 پس ازبیش ازسی سال خدمت درشهرداری سبزوار بازنشست می شود . 4-      حاج  محمد معماری   فرزند  استاد شعبان   -   متولد  سبزوار    1298  -   وفات   11377   خورشیدی      اونیزبنایی رانزدپدرخود استادشعبان می آموزد وسالها درسبزوارمعماری شناخته شده ومعروفی بوده است وبناهای زیادی ساخته وبناهای ماهری در شهرسبزوارپرورش داده است وخانه اودرکوچه حمام حکیم یکی ازبناهای زیبای سنتی سبزوار بود که متاسفانه سالهاقبل تخریب شد . 5-      حاج  غلامرضا معماری   فرزند   استاد شعبا ن   -     متولد  سبزوار      1301    -   وفات  1365 خورشیدی  معماری بنام درسبزواربوده ودارای بناهای ارزشمند زیادی دراین شهرودیگرشهرها می باشد. اوبنایی رانزدپدرخوداستادشعبان می آموزد.                    6 -      حاج  غلامحسین  معماری                                                          فرزند استاد شعبا  ن  - متولد   سبزوار    1305  -   وفات   1368  خورشیدی     سالها کارشناس دادگستری وکارشناس املاک درقبل ازانقلاب سال 57 بود وزمینهای زیادی رااوتفکیک کرده ویکی ازآنها تفکیک واگذاری زمینهای محله پمپ بنزین سبزوار می باشد. اوهمچنین معماری بنام وشناخته شده ومورداعتماد مردم بوده وبناهای زیادی درسطح شهرساخته است .اوهمچون دیگربرادرانش بنایی رانزد پدرخوداستادشعبان می آموزد.                                             7 -حاج  حسین  معماری                                        فرزند  شعبان  -   متولد  سبزوار      1311   -  وفات   1388 خورشیدی    اونیز بناهای زیادی رادرشهرسبزوارساخته ازجمله ساختمان دادگستری – اداره دارایی – اداره پست وتلگراف – وده هامدرسه ودبیرستان وهنرستانو.....   8 -  حاج  حمزه  معماری    فرزند      استاد  علی  -   متولد  سبزوار    1302    -   وفات   1373 خورشیدی  اوفرزند ارشد استاد علی وبنایی رانزدپدرش آموخته است  دارای بناهای زیبایی در سطح شهر میباشد که بین سالهای 1320 تا سال 1354 مانندخانه شریعتمداریها وغفوریها و دکتر متولی ودکتر قاسمی و خانه علوی و منزل کوثری ونصرالله زاده وابراهیمی و.....ده ها خانه زیبای دیگر . البته کارهای دیگری نیزداشته است که آثارمعماری وسنتی شناخته نمی شود همانند هتل جهانگردی سبزوارودبستان کاشفی ودبستان غفوری وده ها خانه ومدرسه وبنای عام المنفعه دیگرتاقبل ازسال 1355 خورشیدی.   9-   استاد   علی اصغر معماری (استادعلی)      فرزند     ابراهیم     -     متولد   سبزوار      1302     -    وفات      1373 خورشیدی  از معماران بنام سبزواربوده  است .   او نیز مانند استاد حمزه دارای بناهای زیبایی در سطح شهر بوده مانند سردرب جنوبی بیمارستان حشمتیه و ساختمان هلال احمر و بیمارستان امدادی و بیمارستا حشمتیه  و ...... مرحوم محمد رضا اخوان که مدتی شهردارسبزواربوده است ودارای طبع شعرسرایی بوده واشعارش بیشتر به لهجه سبزواری است پس ازفوت ایشان درسال 1373 اشعارزیررا درخصوص اوسروده است که برمزاراومی باشد. اینکه می بینی بخاک اندراسیر          بوده استادی به کشوربینظیر کرده خدمت سالهادرسبزوار            بوده معماری به استادی شهیر درهلال احمربه خدمت روزوشب      بوده بربیچاره مردم دستگیر بس بناها مانده ازاویادگار                هم به شهروروستا ازاین خبیر هست امدادی وهلال احمرازاو          دوبنای سودمند ودلپذیر اوعلی اصغر معماری بنام               یادکن ازاوبحمدی درمسیر 10-   استاد   حسین   معماری     فرزند   استاد    علی   ( کربلایی علی  )     -   متولد  سبزوار  1314    -وفات  1379 خورشیدی   اوفرزند کوچک استاد علی است  که هنگام فوت پدر ده ساله بوده است  وپس از فوت پدر در کنار برادر بزرگش استاد حمزه مشغول بکار شده است ودرکنار اوبناهای ارزشمند زیادی را ازخود بجای گذاشته اند.   11- حاج علی اکبر طاهری سبزوار (فرزند استادحسین برادرکوچکتر استادعلی واستاد شعبان متولد    )     12- حاج علی اصغرطاهری سبزوار (فرزند استادحسین برادرکوچکتر استادعلی واستاد شعبان متولد    )       13- حاج طالب طاهری سبزوار (فرزند علی اکبر –  متولد       )     14- استاد غلامحسین معماریان ( فرزند استاد علی اکبر متولد 1314 وفات 1389 ) اوهم ازاستادان بنام سبزواربوده است وبنایی رانزد پدرش استاد علی اکبرآموخته است.     یکی ازخصوصیات اوتنددستی وسریع کاری اوبوده است بطوریکه کمتر کارگری درکناراو دوام می اورد. دراین مورد می گویند درساختمان پلاسکو تهران روزی 120 مترمربع تاق ضربی می زده درحالیکه یک نفربنا معمولا درروزبیش از40 مترمربع نمی تواند انجام دهد.   15- استاد ابولقاسم غلامزاده ( فرزنداستاد اکبر- متولد 1301 – وفات 1388 خورشیدی)     ایشان نیزبنایی رادرنزد پدرخود که استادی ماهربوده آموخته وسالها درشهرداری سبزوارمشغول بکاربوده است. تعدادی از معماران خانواده معماری درسال 1335 ابراهیم-محمد-غلامرضا-غلامحسین-حسین-حمزه-علی اصغر-علی اکبروابولقاسم درعکس دیده می شوند.   جلسه مناقصه درفرمانداری دهه چهل خورشیدی درعکس استادحمزه وحاج غلامرضا واستادعلی اصغردیده می شوند.   بنا های بجا مانده از این معماران:   الف     :     بناهای بجا مانده از استاد علی واستاد  شعبان معماری در  هشتاد سال گذشته   1-      ساختمان شهرداری قدیم واقع در باغ ملی طبقه زیرین سینما شهرزاد  ( این بنا در قبل ازانقلاب تخریب شده است واکنون اثری از آن نیست ومحل آن هم ورودی شهرداری مرکز میباشد) 2- احداث خیابانهای بیهق واسراروکاشفی واسد آبادی ومیادین قدیمی شهرتوسط استادشعبان وفرزندانش به عبارتی پی ریزی شهرسبزوار به شکل کنونی درآن دوران توسط این خانواده صورت گرفته است.   3- ساختمان هتل شهرداری قدیم یا  (مونی کی پال هتل    C-L-M- ) درباغ ملی  جهت اسکان آلمانیهایی که دراحداث راه آهن مشهد تهران مشغول بوده اند که در محل ورودی شهرداری مرکز بوده وبعدازتخریب آن هتل شهرداری واقع درچهاراه دادگستری ساخته شد وآنرانیز (c-l-m) می نامیدند. 4- ساختمان هتل شهرداری واقع در خیابان بهار چهار اه دادگستری محل فعلی شورای شهر که دارای معماری زیبایی بوده است ولی متاسفانه نمای آن تخریب شده است  وزیبایی آن ازبین رفته است .   5- مقبره بقراط واقع در بیهق شرقی نرسیده به فلکه کارگر  ساخته شده به سفارش شخص بقراط حکیم توسط استاد علی واستاد شعبان  1320 6- احداث پل قوسی سنگی در مسیر جاده قدیم سبزوار به مشهد        1310 7- احداث حمام شهرزاد واقع در خیابان   نواب   جنب سینما سعدی  در محل فعلی نیروی انتظامی  که تخریب شده است . 8-      وساختمانهای مسکونی  در سطح شهر   ساخته شده در سال   1275 تا 1325  مخصوصا در کوچه افتخار همچون منازل  شریعتمداریها ( حاج میرزا محمد علی  و  حاج محمد ابراهیم و حاج ضیا الحق شریعتمداری  )  و منزل اسکوی ومنزل توفیقی ومنزل صدر زاده ومنزل نصر الله زاده و.....که بعضی تخریب شده اند وبعضی هنوز پابرجاست  . 9-      ساختمان شهرداری قدیم واقع در باغ ملی طبقه زیرین سینما شهرزاد  ( این بنا در قبل ازانقلاب تخریب شده است واکنون اثری از آن نیست ومحل آن هم ورودی شهرداری مرکز میباشد) 10-  ساختمان هتل شهرداری قدیم یا  (مونی کی پال هتل    C-L-M- ) درباغ ملی  جهت اسکان آلمانیهایی که دراحداث راه آهن مشهد تهران مشغول بوده اند که در محل ورودی شهرداری مرکز بوده است  . 11-  ساختمان هتل شهرداری واقع در خیابان بهار چهار اه دادگستری محل فعلی شورای شهر که دارای معماری زیبایی بوده است ولی متاسفانه نمای آن تخریب شده است  وزیبایی آن ازبین رفته است . این ساختمان سالها در برابر باد وباران ودیگر عوامل جوی مقابله کرده است وتکان نخورده است ولی بدست معمار ان ومهندسین  آسیب دیده وزیبایی آن در زیر ذوق ونبوغ اینان مدفون گردیده است . 12-  مقبره بقراط واقع در بیهق شرقی نرسیده به فلکه کارگر  ساخته شده به سفارش شخص بقراط حکیم توسط استاد علی واستاد شعبان  1320 حسین وغلامرضا وعلی اصغر دردهه 40 13-  احداث چندین  پل سنگی در مسیر جاده قدیم سبزوار به مشهد        1310 14-  احداث حمام شهرزاد واقع در خیابان   نواب   جنب سینما سعدی  در محل فعلی نیروی انتظامی  که تخریب شده است . 15-  ساختمانهای مسکونی  در سطح شهر   ساخته شده در سال   1275 تا 1325  مخصوصا در کوچه افتخار همچون منازل  شریعتمداریها وغفوریها وشیخ الاسلام وعلویها و.........  ب: بناهای احداث شده توسط فرزندان ایشان ازدهه بیست به بعد 1-   ساختمان  حلال احمر  ( شیروخورشید) واقع در چهاراه دادگستری در سال 1338 2-   ساختمان دادگستری سبزوار 3-   ساختمان اداره دارایی واقع در خیابان عطاملک  ( حاج حسین ) 4-   ساختمان سیلوی گندم سبزوارکه توسط شرکتهای روسی انجام می شدومعمارآن ازخانواده معماری بوده اند. 5-   بیمارستان امداد         6-     ساختمان اداره منابع طبیعی واقع در ابتدای خیابان 7-     ساختمان اداره پنبه  واقع در خیابان عظمیان  8-   هتل جهنگردی سبزوار  واقع درمیدان مادر                                         بیمارستان امداد                                                  بیمارستان حشمتیه                                  هتل جهانگردی   9-   سردرب جنوبی بیماستان حشمتیه وبیمارستان حشمتیه  10-    دبیرستان گوهرشاد  11-   ساختمان ماکرویو (تلویزون )    12-   ساختمان پیش آهنگی واقع در فلکه کارگر 13-   دبیرستان 22 بهمن ( ششم بهمن ) واقع در خیابان 22بهمن 14-   دبیرستان ابن یمین واقع در خیابان ابن یمین 15-   دبیرستان اسرار واقع در میدان حکیم 16-   هنرستان فنی دکتر علی شریعتی (اولین هنرستان سبزوار) 17-   ساختمان معلولین ذهنی امیرالمومنین (ع) واقع در بلوار کشاورز 18-   راه اندازی اولین شن شویی سبزوار در سلیمانیه 19-   فلکه سی هزار متری سبزوار                           خانه دکترقاسمی                                                                                        اداره پست سبزوار 20-   احداث کارخانه آجرفشاری هفمان 21-   حمام تبریزی واقع در خیابان بیهق 22-   حمام بقراط واقع در فلکه اسرار 23-   حمام صفاری واقع در اسرار جنوبی 24-   حمام فصیحی واقع در خیابان اسرار جنوبی 25-   ساختمان مسکونی منزل حاج میرزا محمد حسین علوی واقع در فلکه سه گوش 26-   ساختمان مسکونی آقای محمد ابراهیم شریعتمداری 27 – منزل مسکونی حاج  میرزا محمد حسین شریعتمداری 27 –منازل  حاج  ضیاالحق غفوری  28 – منازل  حاج محمد ابراهیم شریعتمداری 29-   ساختمان مسکونی منزل آقای میرزاحسن قاسمی واقع در خیابان کاشفی روبروی بیمارستان مبینی (تخریب شده) 30-   ساختمان مسکونی آقای نصرالله زاده واقع در خیابان 14متری 31-   ساختمان مسکونی آقای دکتر حسن قاسمی واقع در خیابان اسد آبادی 32-   منزل دکتر محمد متولی واقع در نجا آباد 33-   باغ متولی 34-   ساختمان مسکونی آقای علوی  خیابان اسدآبادی روبروی بیمه ایران 35- منزل اسکویی 36 – خانه محمد حسین علوی درکوچه حمام حکیم(تخریب شده)                          خانه علوی درفلکه سه گوش                                          قسمتی ازنمای خانه علوی درکوچه حمام حکیم 37- بنای دبستان قدیمی کاشفی 38 – خانه شیخ الاسلام درخیابان استادحمزه وحاج غلامرضا وحاج غلامحسین معماری درآرامگاه فردوسی دهه سی خورشیدی وده ها اثر وبنای زیبای مسکونی وعمومی دیگر درسطح شهر واطراف آن  که یا تخریب شده ویا موجود می باشد . استادعلی اصغر واستاد حسین دراوایل دهه چهل     تعدادی از بناها  ومعماران که در کنار ایشان  معمار یا بنا شده اند . عده ای از  کسانی که در کنار  ایشان  به استادی  رسیده اند   حد اقل   بیش از 50 نفر  هستند  که تعدادی از آنها عبارتند از : 1-      حاج جعفر تاتاری 2-      استاد اسدالله سالاری 3-      استاد سیف الله سالاری 4-      حاج عباس ذولجلالی 5-      حاج میرضا ابراهیم دولت آبادی 6-      حاج غلامرضا هلاک آبادی 7-      استاد احمد ریوندی 8-      استاد احمد کوشکی 9-      حاج  محمد رضاذبیهی پور 10-  حاج حسین ذبیهی 11-  حاج عباس کوشکی 12-  استاد حسن صفری 13-  استاد علی وجدانی 14-  استادابراهیم وجدانی 15-  استاد احمد ریوندی 16-   استاد  ذولفقار    ابراهیمی   وده ها  معمار وبنای دیگر آیا معماران اکنون  نیز شاگردانی خلف پرورش می دهند . آیا خود چیزی آموخته اند تا بدیگری منتقل کنند.  به امید روزی که معماری ما سامان گیرد .   تعدادی ازمعماران خانواده معماری درسال 1335   آثارمعماری خاندان معماری   آثارمعماری ازاین خانوتده در دومرحله ودومکان می باشد یکی درکرمان دریکصد سال گذشته( قبل از سال 1300خورشیدی) ودیگری درسبزوار ازسال 1280تا 1340خورشیدی . ابتدا به برسی آثاراین خانواده درکرمان می پردازیم.   آثار معماری درکرمان  : همانطور که در ابتدا بیان شده است عده ای ازاین خانواده ازسال 1280 ازاستان کرمان شهرستان رفسنجان عازم خراسان شده ودرشهرستان سبزوار ساکن شدند باتوجه به برسیهایی که انجام شده است تعدادی از آثارآنان دررفسنجان محله خلیل آبادشناسایی گردیده است مانند برج خلیل آباد وخانه های مسکونی میرزایی وجلا لیها که هردو ازاقوام وخویشان خانواده معماری (استاد یوسف واستادمحمد)می باشند که مورد برسی قرار می گیرد وانشاء الله درآینده نیز برسی بیشتری درخصوص دیگر کارهای ایشان دررفسنجان وکرمان انجام خواهد شد . باتوجه به پیشینه معماری دراین خاندان بدون تردید بنا های بسیاردیگری ازخشت وگل وآجردراین شهر وجودخواهد داشت که می بایست شناسایی ومعرفی گردد.             آثارمعماری این خانواده درکرمان 1-    برج محله خلیل آبادرفسنجان : برج وباروها   :سرزمین ایران در گذشته ، به علت وضعیت جغرافیایی خاص اقوام و طوایف مختلف برای دسترسی به غرب و شرق مجبور بودند ازاین سرزمین عبور کنند و در نتیجه همواره مورد توجه و تهاجم به ویژه از طرف شرق و شمال شرق بوده است. نارین قلعه نارین قلعه یا كهندژ در شهر باستانی میبد بر فراز تپه ای بلند بنا شده و بر تمامی ‌شهر میبد و پیرامون آن دید دارد. كهندژ یا قهندژ نام دژهای كهنی است كه در آغاز پیدایش شهرها بنا شده اند. این دژها در پیش از اسلام و بیشتر در دوران ماد، هخامنشی و اشكانی ساخته شده و بناهایی تك و پر تراكم بودند كه بر فراز تپه‌های طبیعی یا مصنوعی می‌ساختند. نارین قلعه میبد یك كهندژ است و از بناهای باستانی خشتی بازمانده در ایران است علی رغم گزندهای روزگار هنوز پا برجاست و می‌توان آن را نمادی از هویت تاریخی و فرهنگی ایران دانست. یورش مغولان ،ازبک ها و ترکمن ها ودیگرقبایل اطراف  دائما کشور ما را مورد تاخت و تاز قرار می دادند و از غرب،تهاجم اسکندر و عربها و حملات مکرر رومیان و عثمانی ها دائما امنیت ما را تهدید می کردند زندگی در چنین منطقه نا امنی ایرانیان را به ساختن ارگ،قلعه،برج و بارو ودیگربناهی حفاظتی مجبور کرد. برج وباروی سبزوار: کهندژ يا مهندژ به معنی دژ قديمی- دژ يعنی ساختمان- قلعه مهم شهر بوده است. کهندژ گاهی در درون شهر و گاهی اوقات بيرون باروی شهر و معمولاً در کوی ارگ بوده است (ارگ يعنی محله فرمانروايي). محافظ آنجا ارگ بُد بوده و  برای خودش خندق و  بارو داشته است. كهندژ يا ارگ سبزوار از دوره ساسانيان در سمت شمال شهر و نزديك به دروازه ارگ واقع بوده است. درتاريخ بيهق و ديگر منابع و سفرنامه ها ضمن بيان وقايع تاريخي كراراً از اين دژ، نام برده شده است. بيهقي مي نويسد: اين قلعه را كه در ميان قصبه(سبزوار)است سپيد دژ خواند ه اند كه هرسالي بيرون آنرا به گچ سپيد مجصص گردانيدندي و در قصبه بيش ازآن خلق نماند كه در حصار قديم و اين قلعه آرام گرفتند(بيهقي-1375-46). قلعه مزبور در حوادث گوناگون بارها صدمه ديده و باز مرمت يا تجديد بنا شده است. بيهقي مي نويسد كه در سال488هجري شاه ديوار(بارو) و قلعه سبزوار به دست ارسلان ارغو فرزند آلب ارسلان سلجوقي ويران و در سال531 هجري اين قلعه بدست زكي ابوسعدعلي كه بازرگاني اهل گرگان بوده عمارت گرديده است. مؤلف تاريخ بيهق ضمن بيان واقعه سفر ملكشاه سلجوقي به سبزوار از قلعه مزبور نام برده و مي نويسد: سلطان ملكشاه گذر بر قصبه كردي و بر بام قلعه رفتي و ترنج و نارنج در عراده مي نهادي و مي انداختي (بيهقي-1375-275). گاهي از اين ارگ حكومتي جهت اجراي احكام هم استفاده مي كرده اند يعني دزدان و مستعمران را از بالاي آن به پايين(ته خندق) پرت مي كرده اند. برج وبارو: قديمي ترين اشاره اي كه در تاريخ بيهق به حصار و دروازه شهر سبزوار شده مربوط به سده دوم هجري است.در اوايل سده پنجم هجري حصار شهر  بر جاي بوده چنانكه بيهقي در ذكرواقعه غارت بيرون شهر و نا امني سال 429 هجري مي نويسد: به هفت سال بيرون قصبه كشت نكردند.كشتي كه بود در اندرون شاه ديوار بود، بر سلطان طغرل سلجوقي خطبه كردند،دراين هفت سال گوشت گوسفند نخوردند.(بيهقي-1375-268)  این مطالب مربوط به اقای معماری میباشد که مقدمات چاپ کتاب ان انشاءاله فرهم خواهد شد و خوانندگان گرامی با روحیات معماران اشنا خواهند شد . نقل به تلخیص باذکر ماخذ با اجازه سرور گرامی اقای معماری ست .
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1392ساعت 8:33  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

سبزوار باستان شناسی شهر سالم بر بنیاد باستان شناسی

 

 

عنوان گفتار

باستان شناس شهر سالم بر بنياد  باستان شناسي

با رويكر ويژه به ادراك محيطي و ابعاد اجتماعي فرهنگي معماری سنتی و مدرن سبزوار

نگارش : محمد عبدالله زاده ثاني – باستان شناس

زمستان 1391


 

سعي و تلاش نگارنده در معرفي شهر سالم بر بنياد آخرين يافته هاي باستان شناسي متكي بر بقاياي بجامانده از حركت فرهنگي انسانها توسط هيئت هاي مشترك باستان شناسي ايران فرانسه و لهستان در سبزوار صورت گرفته است

در اين گفتار روند استقرار موقت و يكجانشيني فرهنگي از هزاره پنجم قبل از میلاد مورد بررسي قرار گرفته و در دوران تاريخي يعني حد فاصل حكومت هخامنشيان تا ساسانيان با تمام فراز و نشيب هاي اين شهرچه نژادچه اقليم يعني ادراك محيطي در پي ريزي  شهر مطالعه شده سپس در دوران  اسلامي كالبد  شهر سبزوار درتمام عناصر و اجزاء معماري شامل : سواد. بياض. برج و بارو. خندق. دروازه. ارگ .كهندژ. محلات بازار و در يك كلام بافت تاريخي فرهنگي سبزوار متاثر از: اقليم .فرهنگ .دين نظامی گری و اقتصاد مورد ارزيابي قرار گرفته است .

همچنين تعارض ايجاد شده در ساختار هاي زير ساخت  شهر قديم سبزوار با توجه به نياز امروز مردم با ورود فن آوري در قسمت ساخت و ساز شبكه آبرساني و غيره بررسي و نهايتا راهكار آمایش شهر يا بررسي ژئوالكتريك براي بازشناسي مسير قنوات قديم و حريم قنوات و ارتقاع سازي كه با عث برون رفت بافت درو نگرا سبزوار به برونگرا كه اصلی ترین تاثیر منفی این کار کشف حجاب از معماري و شكست ساختار فرهنگي و مذهبي بارزترين آن است ارائه شده است

 

 

 

 

روش بررسي

پژوهش ميداني پژوهش  مشاهده و پيمايش ميدانی و تهيه عكس و مستندات در متون اقدم و اصح كتابخانه اي بوده است .

متن گفتار

استقرار فرهنگي و یکجانشيني در شهر سبزوار براساس بقاياي بجامانده از حركت فرهنگي انسانها متكي بر آخرين يافته هاي هيئت باستان شناسي مشترك ايران و فرانسه به سرپرستي پروفسور هنري پل فرانكفورت  و علي اكبر وحدتي در محوطه هاي موسوم به دامغاني و فرزی واقع در بدو ورودي شرق و غرب سبزوارمربوط به هزاره پنجم ق م است پروفسور اريك فوآش فور مولوژيست در بررسي ريخت شناسي اين محوطه ها نتيجه گيري كرد چون پيشينه ي احداث کاریز در ايران حداكثر به دوره ي ماد مي رسد لذا ساكنان اين محل جهت دسترسي به آب از کاریز استفاده نمي كرده اند وي با بررسي در عوارض سطحي و جداره هاي خط القعر سبزوار (كال شور ) نتيجه گيري كرد:

یکی از عمده ترين دلايل استقرار موقت و یکجانشيني دراين محلها آب و علف فراوان در لايه هاي سطحي و آب ناشي از کنترل سیلابها بوده است د راين راستا خبر از چندين سيلاب عظيم در هزاره هاي قبل دادو آخرين سيلاب در سال 1374

 خانم دكتر مارگارت تنبرك گياه باستان شناس براساس مطالعه در پسماندهاي غذائي در عمق 4 متر در پشته ي فرهنگي موسوم به دامغاني نتيجه گرفت :

مردم اين سرزمين در آن دوران كشاورز بوده اند و به كشت گندم و جو اشتغال داشته اند همچنين داراي باغات انگور بوده اند خانم دكتر مرجان مشكور استخوان باستان شناس پس از مطالعه روي 5 هزار استخوان حاصله از كاوشهاي باستان شناسي در پشته فرهنگي دامغاني گفت :مردم اين سرزمين دامدار بوده اند و نسبت به پرورش بز و گوسفند درتوليد گوشت فعاليت داشته اند در بين استخوانهاي حاصله از كاوش چند قطعه استخوان مربوط به آهو و گورخر شناسايي شد كه موئید نتيجه گيري صحيح خانم دكتر مشكور بود .

آقاي ژوف هاكن باستان شناس فرانسوي در ديگر بررسيهاي انجام شده در راه ابريشم منتشر شده در كتاب راه و بار معتقد است  قبل از راه ابريشم این راه موسوم به راه معبد زيارت بودا بوده كه پشتوانه نظريه خود يافته هاي باستان شناختي مي داند .

پروفسور هنري پل فرانكفورت پس از تجمیع داده هاي مواد فرهنگي بررسيهاي جغرافيايي و تاريخي و ريخت شناسي با رويكرد ويژه به آرايه هاي سفالين تكنيك ساخت و پخت سفال و مواد چسبنده سفالها معتقد بود مردم اين سرزمين در آن دوران از فرهنگ غني برخواردار بوده كه سواي تسلط بر تهيه فرآورده هاي لبني و توليد گوشت و غلات در يك تعامل فرهنگي با كشورهاي همجوار مانند: پاكستان .هند. عراق و ايران مركزي و كشورهاي استقلال يافته شوروي سابق زمينه ساز انتقال فرهنگ از سبزوار به كشورهاي مذكور در هزار سوم قبل ازمیلاد بوده اند و بااين كشورها تعامل فرهنگي داشته اند .

با ورود به دوران تاريخي سبزوار متاثر از دين زردشت از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده به گونه اينكه يكي از سه اتشكده مهم امپراطوري ساساني را بنام آذر برزين مهر كه در زبان پهلوي به آن آتور برزين ميتر مي گفته اند در سينه خود جاي داده است و بدين سان سبزوار در قبل از اسلام يكي از مراكز مهم يكتا پرستي بوده يافته هاي اخير هيئت باستان شناسي مشترك ايران و لهستان به سرپرستي خانم پروفسور باربارا كائيم عضو هيئت علمي دانشگاه ورشو لهستان و حسن هاشمي موئید تعامل ارتباطي سبزوار با كشورهاي تحت سلطه ي امپراطوري ساساني مي باشد .

با پذيرش دين مبين اسلام به سال 30 – 29 ه تحولي عظيم در فرهنگ و معماري سبزوار بوجود آمد با پذيرش دين مبين اسلام ونقل و انتقال حكومت اضطراب سياسي حاكم شد كه سبزوار رابه دو قسمت سبزوار عرب و عجم تقسيم كرد دلبستگي مردم به خاك و زمين از يكسو باعث ماندگاري آنان در سرزمين اوليه شد و از سويي فرهنگ برابري و برادري اسلام باعث شد دل از خاك و آب بكنند و سبزوار امروزي را بوجود آوردند شهر سبزوار با كالبد هندسه ي مستطيل شكل با تمام عناصر شهري آن شامل : سواد. بياض .ربض. شارستان برج و بارو. خندق .آب انبار .مدرسه. محله و ...و تغيير فصول  و كمبود آب باعث مهاجرت مردمان اين ديار نشد آنان متاثر از آموزه هاي ديني در جستجوي آب خاك را کاویدند و از اعماق خاك آب را در سطح زمين جاري كردند كه شايد از خاك بر افلاك شوند مردمان اين ديار جذام افسار گريخته ي كوير را رام كردند و مانع گشترش كوير شدند زيرا شريان حیات آب بود و دسترسي به آن با حفر قنوات سهل الوصول شد و بدينسان مردماني طبيعتگرا معماري درونگرايي را بوجد اوردند تا در آن مردمانش از گزند شلاق سوزان آفتاب كوير و سرماي استخوان سوز  زمستانش و سيلي شن هاي روان آن كه در پيشاني تك تك كوير نشينان حك شده است در امان باشند با ايجاد خط لبه و آسمانه ي همگون در معماري هيچ بنايي را بر ديگر بنا تشخص نداده اند مگر بناي مذهبي مثل مساجد و حکومتی مثل ارگ و سايه انداز گذرها را چنان زيبا خلق كردند تا مردمانش بتوانند در آسايش و آرامش خاطر در آن تردد كنند و چنان گذر و رهگذر با هم مانوس شدند كه گويي گذر جزئي از خاندان انان بوده است در بازار كه بيشترين تردد و آمد و شد در آن است يكپارچه سقف آن با چند صد چشمه طاق پوشش كردند  و با ايجاد راسته بازارها عدل و انصاف را در آن ترويج كردند .

اما تمام اين شكوه و جلال معماري به دست يغماگران و متجاوزان و زورگويان با رها و بارها مورد تهاجم قرار گرفت از ترك و تاتار و مغول و افغان گرفته تا ایادي خود فروخته داخلي كه به خاطر به چنگ اوردن مطامع دنيوي دين و ناموس مردم را زير سم اسبان  خود له و لورده مي كردند  تا اين كه قيام سربداران خط بطلان بر تمام انديشه هاي غلط اين پديده ها كشيد و سبزوار در هر دوره ققنوس وار سر از خاكستر خويش براورد و بدين سان مانا و ماندگار ماند تا اين كه كلنگ تخريب شهر در سال 1316 به زمين خورد و بازار و مدرسه و حمام و تكيه و مساجد بزرگ يكي پس از ديگري با توجه به نياز مردم و فن آوري نوين تخريب شدو جاي ان محور شمالي و جنوبي و شرقي و غربي شهر نام اسرار و بيهق احداث شد اما بافت درونگرا آن حفظ شد هنوز در كوچه پس كوچه هاي شهر صداي قهقهه ي كودكانه دختران و پسران از حياط منازل به گوش مي رسيد و صداي دورای تو در توي هزاره ها در ساباط ورخبام منازل مي پيچيد اماان هم ديري نپاييد كه در گرايش مردم به سمت و سوی انبوه سازي بافت معماري درونگرا سبزوار به برونگرا مبدل شد و به دنبال آن تمام مفاهيم معماري متاثر از فرهنگ و دين و مذهب به هاله اي از فراموشس سپرده شد قنواتي كه چه جانهاي عزيزي براي بر پائي آنان بر اين راه فرتوت و نابود شد کاریزهائیکه كه اصلي ترين عنصر حيات و اساسي ترين عامل معماري پايدار بودند به شبكه فاضلاب شهري  تبديل شد و آن زيباي مهربان كه دهانه فرهنگ و مظهر کاریز می گفتند در كمين رهگذران نشست و با فروكش كردن در جاي جاي اين شهر ناگهان فردي يا خانواده اي را به كام نيستي و مرگ مي كشاند در اينجا تعارض عميق و قوي بين معماري نوين و قديم بارز مي شود و آن از بين رفتن حريم و حرمت قنوات بود كه با اين فعل در مسير قنوات ساختمان سازي شد و ميل چاههاي كاريزي گم شد .

نتيجه

سواي در نظر گرفتن اقليم بافتهاي درونگرا تحت تاثیر فرهنگ غرب كه در آن حجب و حياء و حجاب براي زنان ومردان حداقل در شکل ظاهري انگونه كه براي ما مهم است براي آنان مطرح نيست لذا كه اطاق خواب را مجاور پنجره هاي بزرگ و روبه گذر و خيابان مي سازند و ا زمعاشقه د رانظار عمومي هيچ پروائي ندارند تا چه رسد به خانه اما در بافت شهرهاي اسلامي غالب بافت درونگراست و خانه ها داراي ديوار محيط با خط لبه و آسمانه ي يكسان هستند كه مبادا حريم و حرمت خانه ي همساده شكسته شود ومبادا همساده از بيم ما در رنج و عذاب باشد بر بام شدن خود آداب داشت چندين بار یاالله مي گفتند و سپس با بام خانه ي مي شدند كه مبادا در حياط همساده ناموسي خانواده سر لخت باشد با اذن همساده به بام مي شندند اما امروزه مي بينيم  ارتفاع خانه ها از مناره هاي مساجد هم مرتفعتر هستند و حتي تا اطاق خواب چندين خانه ان طرفتر را هم چه بخواهند چه نخواهند مي بينند و اين يعني كشف حجاب از معماري و اين يعني آسيب اجتماعي ناشي از عدم درك صحيح از فرهنگ و آموزه هاي ديني و مذهبي گذرهاي 4 متري كه در هر سمت آن حداكثر يك خانه بود و با 6 متري شدن در هر سمت ان 8 خانه احداث شده است و حتي پاركينگ خانه ها بعد از اخذ پایانکار تبديل به نشیمن مي شوند نه فضاي سبز نه پاركينگ نه افزوده شدن فضاي خالي بلكه فضاهاي پر در همان مساحت  افزوده مي شوند هزاران گره و پيوند از مباني فرهنگي و ديني بر در و دیوار منقوش بود جايش ديوار سنگي زمخت و خشنی كه سرماي روح انساني را صد چندان مي كنند از درختان توت و انار كه در كوچه ها شاخه گسترانيده و شيطنتهاي كودكي كه انسان را وا مي داشت از ميوه ان استفاده كنند خبري نيست از كوچه هائیکه حتی نام خود را وامدار درختان بودند مثل کوچه پادرخت ديگري درختي نمي بيني .

از گذرها ئيكه نامشان ياد آور هزاران خاطرات جمعي متاثر از بزرگ مردان اين مرز و بوم بود خبري نيست از قنوات سبزوار كه اساسي ترين عامل پايداري معماري ست خبري نيست و حريم و حرمت قنوات شكسته شد ودر تجدد گرايي به كانالهاي آب مبدل شد و اين ايام گذشت تا اين كه حتي بر روي كاريز ها خانه ساختند و ميل چاهها مسدود شد اما آب در آن كانالها جاري و ساري است آبيكه مايه حيات بود و قنواتي كه با هزاران رنج و سختي زمانه احداث شده بود در اولين گام توسعه محو شندند و بي اعتنايي به زندگي قنوات منجر به فراموشي آنان شد تا اينكه شبكه اگوفاضلاب در شهر اجرا شد و آخرين ضربه بر پيكره قنوات خورد و با مسدود كردن آنان قنات شد غول و هيولايي كه بيشتر به اژده هاي چند سر مي ماند اما بجاي آتش آب ازآن فوران مي كند اكنون صيادي ست كه شبانه روز در كمين صيداست مي شنويم يا شايد ديده ايم كه قنات در فلان جا فروكش كردو جواني را با كام مرگ فرو برد یا از فلان جا آب بيرون زده است خطر در كمين است  اين يعني ناديده گرفتن زير ساختهاي معماري ديروز و تعارض آن باانديشه هاي معماري امروزي كه راهكار آن يا جا بجايي شهر است يا آزاد سازي حريم قنوات و بازنده سازي ان به اميد شهر آباد و مصون از آسيب هاي اجتماعي كه در آن عناصري مانند اقليم فرهنگ مذهب جاي خود را داشته باشد ومعماران با حفظ اصالتهای معماری طراحی کنند

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1392ساعت 8:27  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

معرفی سنگ نگارههای شهرستان سبزوار داورزن و خوشاب با خراسان فرهنگی

 

پراکندگی جغرافیائی سنگ نگاره ها

شهرستان سبزوار

 

برابر مذاکره شفاهی با آقای دکتر شهریار عدل در سال 1374 در منطقه غربی جغتای که شمال غربی شهرسبزوار است نقوشی بربدنه سنگ ها گزارش شد که شامل: شیر ، بزو قوچ است . که به شیوه کوبه ای رسم شده بود؛ عکسهای این نقوش برای اولین بار در همایش دبیران تاریخ خراسان رضوی که در جغتای برگزاری شد ارائه شد و اشاره ای به این نقوش در کتاب جغرافیایی تاریخ جوین تالیف محمد عبدالله زاده ثانی – محمد جوانبخت- محسن؛شده است

متاسفانه در سالهای اخیر حفارگران غیر مجاز به تصور دستیابی  به گنج کل صخره ای را منهدم و تخریب کردند .

2- شهرستان خوشاب

در شیب تند صخره های خوشاب تخته سنگهای جداشده از صخره ها آثار سنگ نگاره شامل : پلنگ ، بز، قوچ، شیر، گرگ دیده می شود که به روش کوبه ای نقش شده اند ، بفاصله 200 متری این تخته سنگها مواد فرهنگی از هزاره اول قبل از میلاد شامل عصر آهن دیده می شود. در تخته سنگ اصلی صخره نقوش انسانی که بیانگر تصاویر شاهان دوران تاریخی ست دیده می شود .

شهرستان داورزن

سنگ نگاره داورزن شامل بعضی از نقوش مذکور است که به شیوههای مذکور ترسیم شده است.

تطبیق و مقایسه نقوش سنگ نگارههای سبزوار با سنگ نگاره های خراسان

آقای وحدتی در کتاب بوم های سنگی : ((1)) گزارش بررسی دو مجموعه هنر صخره ای در استان خراسان شمالی ( جربت و نرگسلوی علیا) به مطالعه این نقوش پرداخته و با آزمایشهای رادیو کربن 14 (14c)یا طیف سنجی جرمی شتاب دهنده (ams) همچنین مطالعه میکروسکوپی حدوده تقریبی قدمت این نقوش را عصر برنز قدیم می داند .

 

 

سنگ نگاره های شهرستانهای سبزوار

واژه فارسی سنگ نگاره را در برابر واژه لاتینی پتروگلیف به کار بردهایم که خود از دو واژه petros (به معنای سنگ) وglyphein (به معنای حک کردن ) تشکیل شده و نخستین بار در زبان فرانسه به صورت petroglyphe به کار رفت سنگ نگاره ها نقوشی هستند که به کمک ابزار تیز و محکم مانند فلز فلوه سنگ به شیوه های مختلف مانند حک کردن . خراش دادن . ضربه زدن و کوبیدن  و انواع شیوههای دیگر بر سینه صخره هایی که سطح انها در اثر رسوب گرفتگی تیره شده و مناسب نقش اندازی ست . ایجاد میشود.

 

 این نقوش با نقوش شتر سنگ مشهد قابل مقایسه است ((2))

((1)) علی اکبر وحدتی انتشارات اداره کل میراث فرهنگی خراسان شمالی 1389

((2)) لباف خانیکی ، رجبعلی (( معرفی سنگ نگاره های لاخ مزار بیرجند)) (شتر سنگ مشهد مجله پاژ)

یادنامه نخستین گردهمائی  باستان شناسی ایران شوش 25.28 ورودی 1372 ج2 تهران سازمان میراث فرهنگی 1376 ص 328-319

خوشاب بررسی پیش از تاریخ سبزوار به روش میدانی آقای محمد عبدالله زاده ثانی باستان شناس منتشر نشده

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1392ساعت 8:25  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

معرفی پیشینه تاریخی شهرستاهای سبزوار جوین .جغتای .خوشاب و داورزن و ششتمد و روداب

 

پیشینه باستان شناسی    سبزوار دوران آشولین و موسترین (عصرحجر قدیم و میانی)

        با عنایت به اینکه هنوز در سطح شهرستان سبزوار بررسی شناسایی دیرین شناسی صورت نگرفته لذا پیشینه ی عصر حجر شهرستان را در لابه لای تاریخ خراسان بررسی می کنیم.

     سال 1354 توسط هیئت مشترک ایران و فرانسه به سرپرستی آقای کلود تیبولت از فرانسه و علی آریائی از ایران در حوزه کشف رود ابزارهای سنگی مربوط به عصر فرهنگی آشولین (Asheulian) قدیمی ترین عصر حجر شناسی شد. این آثار نه تنها در ایران بلکه در آسیای جنوب غربی بعنوان قدیمی ترین ابزار سنگی با قدمت حدود 1000000 تا 800000 سال قبل تخمین زده شد. عصر آشولین مصادف با دوره پلستوسن زمین شناسی می باشد . بعدها خانم سارا میلیکن متخصص دوره پارینه سنگی از آکسفورد نقدی بر بررسی شناسایی تیبولت و علی آریائی نوشت[1]

        همچنین لوئی واندنبرگ به نقل از دیرین شناسی آمریکایی از دانشگاه پنسیلوانیا بنام «کارلتون استانلی کون» در غار «اندرت زو» بزنگان حوزه کشف رود آثار مربوط به دوره پارینه سنگی میانه عصر موسترین را در(Mousterian) را شناسائی کرده[2] آقای دکتر عزت ا... نگهبان در سال 1345 غار «کیم علی زلفی» در نزدیکی مزدوران بررسی نموده که به استناد ابزار سنگی موجود در محل قدمت آن به دوران کهن سنگی نسبت داده شده است[3]

    آغاز حرکت فرهنگی انسانهای ابزارساز را براساس آثار بدست آمده مربوط به عصر حجر قدیم و میانی یعنی دوران آشولین و موسترین در خراسان نسبت داده اند که احتمالا در جغتای این آثار بدست خواهد آمد ولی تا زمانیکه آثار شناسایی نشوند این دوران را در جغتای جزء دوران تاریک و ناشناخته به حساب می آوریم.

همچنین فیلیپ ال. کهل و دنیس. ال هسکل در سال 1356 محوطه های نوسنگی درگز را شناسایی نموده اند[4]. و در اترک از دانشگاه تورین به آثاری در مرحله پایانی نوسنگی برخورد کرده اند[5]

 

دوران نوسنگی با سفال شهرستان سبزوار

          از نظر عموم باستان شناسانی که محوطه های هزاره پنجم پیش از میلاد خراسان را بررسی کرده اند؛ پیشرفت و تکامل فرهنگی خراسان را در آن دوران غیرقابل انکار دانسته اند از آن جمله دکتر عزت ا.. نگهبان در تپه های یاریم تپه یوخار قلعه نوخندان، تپه ی د اغیان درگز تپه ی اوین و تپه ی ارگ شیروان[6].

هیئت اعزامی از دانشگاه تورینو ایتالیا به سرپرستی «ایتور نیتری» که در سال 1353 شمسی تپه های شیروان، هیذلق و فتح آباد را شناسائی کرده اند گونترکوربل تپه ی کول تربت جام را در سال 1359 ش شناسائی نموده اند. [7]

[8]

        هیأت اعزامی از لیون فرانسه به سرپرستی پرفسور هنری یول فرانکفورت به سبزوار[9] در سال 1356 شمسی به همراهی رمی بوشارلا به سبزوار و اعزام هیئت گمانه زنی فرانسه سال 1357 در تپه های دامغانی سبزوار با ترکیب گیاه باستان شناسی خانم مارگارت تنبرگ. ژئومورفولوژیست پرفسور اریک فواش، استخوان باستان شناس خانم مرجان مشکور مقیم فرانسه، خولیو بندزو، ژورهاناکیس و .. برایند حفاری باستان شناسی استقرار اقوامی را در هزاره سوم قبل از میلاد تا هزاره پنجم قبل از میلاد در سبزوار نشان می داد که این اقوام توانسته بودند تعامل فرهنگی با ایران مرکزی و کشورهای همجوار مانند آنو در ترکمنستان، ایندوس در هند، موهنجودارو و هارپا در پاکستان، موندیگاک افغانستان، عراق و .. برقرار کنند و حتی فرهنگ هزاره سوم سبزوار بر فرهنگهای مذکور غالب بوده است و به گونه ای انتقال فرهنگی صورت گرفته است. همگونی این مواد فرهنگی به باستان شناسان اجازه داد بگویند: آرایه های سفالی سبزوار با سفالهای قیاسی آباد، چشمه علی ری، اسماعیل آباد ، سیلک کاشان از طرفی انتساب دوره تمدنی این اماکن را به هزاره پنجم ق. م امکان پذیر می سازد و از سوی دیگر رابطه ی تجاری و فرهنگی خرسان را با ایران مرکزی برقرار می سازد.

 

هزاره پنجم و چهارم ق. م شهرستان سبزوار

عموم باستان شناسان بر این باورند، استقرار در محوطه های هزاره پنجم تا هزاره چهارم ممتد بوده و آقای دکتر یوسف مجیدزاده ، ضمن اعتقاد بر پایان یافتن عصر نوسنگی تا نیمه دوم هزاره چهارم ق . م تأثیر فرهنگ «جیتون» در ترکمنستان را با فرهنگ رایج دشت توس و درگز محسوس دانسته هر چند که آرایه های روی این سفالینه ها با سفالینه های محوطه های باستانی شمال شرق ایران مخصوصا تپه های حصار دامغان قابل انطباق است. بر این اساس محوطه های پیش از تاریخ فزری، دامغانی بنش و گودآسیاب سبزوار بیانگر تعامل ارتباطی سبزوار با تمدنهای همجوار می باشد[10]

 

هزاره سوم ق.م شهرستان سبزوار       آقای دکتر یوسف مجیدزاده از شکوفائی فرهنگی خراسان و آبادیهای وسیع آن نام می برد و ارتباط فرهنگی خراسان با آسیای مرکزی ، دره سند و ایران مرکزی را در هزاره سوم خبر می دهد[11].

دکتر مارتیز یوتوزی استقرارهای هزاره سوم ق.م در نواحی شرقی و جنوب شرقی ایران را به منزله شهرهای واقعی می داند که در آن صنعتگران ماهر و متخصص بناهای عمومی، کارگاههای سفالگری و مفرغ کار وجود داشته است[12]

دکتر فیلیپ ال کهل منطقه شمالی خراسان را با مراکز فرهنگی جنوب ترکمنستان که از وحدت و یکپارچگی برخوردارند بودند با افغانستان و دره سند نیز مرتبط و در تعامل می داند[13]

  در سطح شهرستانهای: سبزوار. جوین و جغتای. قوش تپه جوین و تپه امامزاده جغتای و  تپه ذوالفرخ وبنقن و تپه ی بنش از تپه های شاخص شهرستان سبزوار در هزاره سوم قبل از میلاد همچنین سفالینه های مذکور قابل مقایسه با سفالینه های محوطه های : دوین وارگ شیروان، یاریم تپه های ویوخار قلعه ی درگز، تپه ی شهر آواو سرخمن بجنورد ، آق تپه ی شیروان، تپه ی حصار گناباد، تپه ی «قوشه توت، تربت جام، تپه ی نادری مشهد می باشند[14].

پراکندگی جغرافیائی سنگ نگاره ها

شهرستان سبزوار

 

برابر مذاکره شفاهی با آقای دکتر شهریار عدل در سال 1374 در منطقه غربی جغتای که شمال غربی شهرسبزوار است نقوشی بربدنه سنگ ها گزارش شد که شامل: شیر ، بزو قوچ است . که به شیوه کوبه ای رسم شده بود؛ عکسهای این نقوش برای اولین بار در همایش دبیران تاریخ خراسان رضوی که در جغتای برگزاری شد ارائه شد و اشاره ای به این نقوش در کتاب جغرافیایی تاریخ جوین تالیف محمد عبدالله زاده ثانی – محمد جوانبخت- محسن؛شده است

متاسفانه در سالهای اخیر حفارگران غیر مجاز به تصور دستیابی  به گنج کل صخره ای را منهدم و تخریب کردند .

2- شهرستان خوشاب

در شیب تند صخره های خوشاب تخته سنگهای جداشده از صخره ها آثار سنگ نگاره شامل : پلنگ ، بز، قوچ، شیر، گرگ دیده می شود که به روش کوبه ای نقش شده اند ، بفاصله 200 متری این تخته سنگها مواد فرهنگی از هزاره اول قبل از میلاد شامل عصر آهن دیده می شود. در تخته سنگ اصلی صخره نقوش انسانی که بیانگر تصاویر شاهان دوران تاریخی ست دیده می شود .

شهرستان داورزن

سنگ نگاره داورزن شامل بعضی از نقوش مذکور است که به شیوههای مذکور ترسیم شده است.

تطبیق و مقایسه نقوش سنگ نگارههای سبزوار با سنگ نگاره های خراسان

آقای وحدتی در کتاب بوم های سنگی : ((1)) گزارش بررسی دو مجموعه هنر صخره ای در استان خراسان شمالی ( جربت و نرگسلوی علیا) به مطالعه این نقوش پرداخته و با آزمایشهای رادیو کربن 14 (14c)یا طیف سنجی جرمی شتاب دهنده (ams) همچنین مطالعه میکروسکوپی حدوده تقریبی قدمت این نقوش را عصر برنز قدیم می داند .

 این نقوش با نقوش شتر سنگ مشهد قابل مقایسه است ((2))

((1)) علی اکبر وحدتی انتشارات اداره کل میراث فرهنگی خراسان شمالی 1389

((2)) لباف خانیکی ، رجبعلی (( معرفی سنگ نگاره های لاخ مزار بیرجند)) (شتر سنگ مشهد مجله پاژ)

یادنامه نخستین گردهمائی  باستان شناسی ایران شوش 25.28 ورودی 1372 ج2 تهران سازمان میراث فرهنگی 1376 ص 328-319

خوشاب بررسی پیش از تاریخ سبزوار به روش میدانی آقای محمد عبدالله زاده ثانی باستان شناس منتشر نشده

 

هزاره دوم قبل از میلاد

براساس بررسی شناسایی باستان شناسی تپه  و محوطه های باستانی خراسان در هزاره دوم ق.م پراکندگی زیستگاههای این دوره با کم بود جمعیت و وسعت روبرو بوده است. هنر سفالگری هزاره دوم چندان پیشرفته نبوده است. در مجموع کیفیت سفالینه های هزاره دوم از سفالینه های هزاره سوم و چهارم پایینتر و فاقد هرگونه خلاقیت و نوآوری بوده است. در سطح شهرستان سبزوار تپه ها، برازق 1و2 ، تپه ی حیدر، محوطه فزری، سبنه کلوت اریان .پشته شوری قابل ذکر و بررسی است[15]

 

هزاره اول قبل از میلاد

براساس بررسی شناسایی باستان شناسی و بعضا گمانه زنی در محوطه های استقرار یکجانشینی و موقت در محوطه های هزاره اول ق.م در سبزوار این محوطه ها به لحاظ وسعت کثرت سفالینه ها و مواد فرهنگی نسبت به دوره های قبل وسیعتر است بعضاً چند کیلومتر در چند کیلومتر آثار پراکندگی سفال هزاره اول در محوطه ها شناسایی شده اند تنوع گونه شناسی سفال در این دوره بیشتر است و آمیختگی این تپه ها و محوطه ها با دوران تاریخی مشهود است.

محوطه شمال تپه های دامغانی مربوط به هزاره اول است که مؤید بر این موضوع برایند پنجاه گمانه باستان شناسی در این محل به سال اسفند 1387 می باشد. همچنین شرق محوطه فزری سفال هزاره اول به وفور نمایان است. در تپه  برازق یک ودو و تپه گویاری سویز، تپه ی داشخانه باشتین و محوطه سمنگان یا سملقان وجود این سفالینه ها گزارش شده است[16]

 

پیشینه دوران تاریخی سبزوار جوین و حغتای  بر اساس متون اقدم واصح

  «پيشينه تاريخي ووجه تسميه جغتاي»

 

بنا به قول مستوفي درنزهت القلوب 740 ه.ق نام قديم جغتاي كه دردوكيلومتري جنوب جغتاي فعلي قراردارد«كارزي» بوده است كه دراثركثرت استعمال وتغيير واژگان به قارزي تبديل شده است واكنون آثارآن موجود است درنحوه ايجادونامگذاري شهرجغتاي محققان وپژوهشگران اختلاف نظر دارند.درقولي به جهت اينكه اميرحاجي برلاس كه ازطايفه اولوس جغتاي ماورالنهر  وعم اميرتيمور بودوبه سال 763 ه.ق دراين منطقه درروستاي خداشاه كشته شده لذاتيمور براي انتقام ازقاتلان عم خود به اين منطقه هجوم آورده وسرزمين هاي اين نواحي رابه رسم سيورغال به منظور دلجويي به بازماندگان حاجي بيگ اهداميكند درنتيجه طايفه برلاسيان درمنطقه جغتاي كه خوش آب وهوا ترين منطقه يانقطه اين حواليست سكني گزيده وجغتاي كنوني بنانهاده اند.

ازسوي ديگر واژه جغتاي باكلمه جْغتاي كه پسرچنگيز خان است هيچ ارتباطي نداردوكلمه جغتاي واژه تركي ايست وازدو كلمه«جغ»به معناي آبنوس وآتاي كه تغييرشكل يافته ي «آتي»به معناي پرتاب كردن چوب آبنوس ميباشد واين اسم ازآنجاناشي مي شود چون شهرآماج حملات دشمنان قرارداشته ازبالاي برج وباروي ها به سمت دشمن پرتاب مي شده است.تاريخ جغتاي نشان مي دهد اين شهربيش از150 سال سابقه مركزيت وحاكم نشيني داشته وبه عنوان مركزحكومت ولايت ثلاث جوين- بام وصفي آباد وميان آباد نقش عمده سياسي واجتماعي درمنطقه داشته است.

      پیوند و گره خوردگی نام جغتای و سبزوار با بیهق و نیشابور به گونه ای است که بدون پرداختن به این مقوله نمی توان جغتای و سبزوار را توصیف کرد لذا ابتدا نام و نشان بیهق و به عبارتی وجه تسمیه بیهق در متون فراتر از سبزوار را بررسی می کنیم.

ابوالحسن علی بن زید بیهقی معروف به ابن فندق و فرید خراسان گفته: بیهق به زبان پارسی  دوران باستان بیهین[17] بوده یعنی: این ناحیت بهترین نواحی نیشابور است؛ و از گذشته های دورتر آن را بیهه[18] یا بیهگ[19] می گفته اند که بمعنی درارزنده تر و بهتر می باشد[20] و بیهق معرب آن است.

بیهقی می گوید: «بعضی گفته اند که پادشاه بهمن بیهه یا بهمن آباد را در مقابل ده بهمن آباد بنا کرد» و هنوز آثار و بخصوص حصار ان باقی؛ و اولین بنا در این ناحیه همین است . سپس مؤلف تاریخ بیهق می گوید: «بهمن اسفندیار، بن گشتاسب بن لهراسب ، ابن بهمن آباد را بنا کرد که شهری بزرگ بود، و او صد ودوازه سال حکومت کرد بر بسیط زمین[21]درباره بهمن اباد شاه اساطیری چنین آمده است: «پس از گشتاسب پادشاهی به اردشیر بهمن رسید. دستش به همه سو رسید، کشورها را به نیرو گرفت چنانکه سرانجام اقلیم ها همه از آن خویش کرد.. و ی پدر دارای بزرگ بود[22] با عنایت به موارد فوق می توان ادعا کرد که بیهه یا بیهق در دوره اولیه امپراطوری هخامنشی یعنی حدود 500 ق.م شهری آباد بوده است. در دوران باستان در تقسیمات کشوری بیهق را جز نیشابور دانسته اند.

نیشابور در اوستا، ابرشهر یا اپرشهر ذکر شده؛ که در منطقه ی ساتراپی پرتو (پارت) در دوره هخامنشی بشمار می رفته است[23] سپس از عهد هخامنشی، در زمان اشکانیان یا پارتها، ابرشهر اهمیت بسیار داشته و در نزدیکی استوا یا قوچان کنونی، احتمالا مسقط الراس پارتها واقع بوده است. در دوران ساسانی دارای چهار ناحیه بوده که یکی از آنها بیهق می باشد. عنوان فرمانروایی ایالت ابرشهر «گنارنگ» و این مقام بسار مهم از زمان پیروز (459-4854م) شاهنشاه ساسانی تا سقوط این امپراطوری ، موروثی بوده، چنانکه در زمان اشکانیان نیز چنین بوده است[24] به فرمانروایان ایالات مرزی «کنارنگ» گفته می شد. نیشابور دارای دوازده رستاق یارستاک و چهار تسوج بوده[25] که تسوج یا تسوک به معنی توابع و روستاق بمعنی شهرستان می باشد. در این دوران آثار و مواد فرهنگی در محوطه های و پشته های تاریخی فرهنگی مانند فرزی، تپه دامغانی، برازق یک و دو در ششتمد، قلعه میدان، سمنگان (سملقان) آثار فراوانی بدست آمده همچنین سکه ای مربوط به دوران ساسانی در آتشکده آذربرزین مهر همچنین معماری های دستکند و محرابه اشکانی در بخش داورزن سبزوار مؤید این موضوع سوای اینها نامهای به جامانده بر روستاهای سبزوار مؤید این موضوع می باشد. شاهد مثال: کیخسرو، بهمن آباد، خسروآباد، بلاش آباد، خسروگرد، داراب، روداب، دیواندر، سلم آباد و ...

 

پیشینه دوران اسلامی شهرستان سبزوار

برای سهولت دسترسی به زمانبندی حکومتهای دوران اسلامی سبزوار این دوران را به چهار دوره شامل: اولیه، وسطی، متأخر و معاصر تقسیم بندی می کنیم و وقایع دوران را براساس یافته های باستان شناسی مورد بررسی قرار می دهیم.

آغاز دوره اسلامی در سبزوار

با فرار یزد گرد به خراسان و وقایع صورت گرفته در این خطه وضعیت تاریخ اسلامی خراسان نسبت به دوران قبل از اسلامی و پیش از تاریخ روشنتر است که به کمک متون تاریخ و جغرافیا وآثار بجا مانده از حرکت فرهنگی انسانها این دوره در تاریخ جوین مورد مطالعه قرار می گیرد.

مورخین تاریخ وجغرافیا متفق القولند،ناحیه بیهق و باالطبع جوین پس از ورود اسلام به این منطقه،غربی ترین ناحیه خراسان بزرگ و مربوط به ایالت نیشابور یکی از بخشهای چهارگانه خراسان بزرگ بوده است از آن جمله:

صاحبان کتاب:المسالک و الممالک(ابن خرداد به ابوالقاسم عبدا...السمالک والممالک ص24) مسالک الممالک(اصطخری.ابواسحاق ابراهیم،مسالک الممالک.ص 201،223،205) احسن التقاسیم(مقدسی،ابوعبدا...محمداحسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم ص535)صوره الارض(ابن حوقل،محمد،صوره الارض ص363)تاریخ بیهقی(بیهقی،ابوالفضل،تاریخ بیهقی ص37و44)تاریخ نیشابور(حاکم نیشابوری،تاریخ نیشابور،ص174)معجم البلدان(یاقوت حموی،معجم البلدان،ذیل کلمه بیهق) تاریخ بیهق(قل بتخلیص:فرهنگ آبادیها ی ایران،دکتر لطف ا...مفخم ص119) الکامل (قل بتخلیص:لغت نامه دهخدا ذیل کلمه جوین) تقویم البلدان (ابولفداء،عمادالدین اسماعیل،تقویم البلدان،ص442،509،523)آثار البلاد(قزوینی ذکریا محمدبن محمود،آثارالبلاد.ص339)نخبه الدهر(انصاری دمشقی،شمس الدین،نخبه الدهر.ص851)نزهه القلوب(مستوفی،حمدا...نزهه القلوب.ص 150،149) مراصد الاطلاع (بغدادی،صفی الدین،مراصد اطلاع. جلد1ص247)بستان السیاحه (شیروانی،زین العابدین،بستان السیاحه ص178،206)گنج دانش (حکیم،میرزا محمد تقی،گنج دانش،ص186،176)ترکستان نامه (بار تولد،ترکستان نامه،ج 1 ص 93،72،51) جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرق(لسترنج،جغرافیای تاریخی خلافت شرق.ص417) جغرافیای تاریخی خراسان(جغرافیای تاریخی خراسان،حافظ ابرو،ص 70،69) به گفته ابو حنیفه دینوری،یزدگرد سوم که در این زمان با گروهی از ایرانیان برای سر کوب مردم استخر به آنجا رفته بود در جنگ عثمان بن ابی الماص و عبدا...عاص شکست خورد به خراسان گریخت(دینوری،ابوحنیفه،احمدبن داوود،اخبارالطول.ص4179در تاریخ نیشابور مذکور است سپاهیان عرب به ریاست احنف ابن قیس مامور فتح خراسان بودند و به سرعت یزدگرد را تعغیب می کردند و آن پادشاه چون خبر نزدیکی اعراب را به نیشابور شنید عازم توس شد(موید ثابتی،سیدعلی،تاریخ نیشابور ص73 همچنین عبدالحسین زرین کوب در کتاب تاریخ مردم ایران قبل از اسلام ص 175 تا534 تاریخ بیهق ص 44).صاحب کتاب بستان السیاحه آورده:عبدا...اکثر بلاد خراسان رامانند نیشابور،سبزوار،و جوین و با خزر بعضی را به صلح و برخی را به عنف مسخر نمود(بستان السیاحه،حاجی زین العابدین شیروانی،تهران،ناشرین کتابخانه های سنایی و محمودی 1351 ص 206،178)یزدگرد سوم آخرین پلدشاه ساسانی در سال 28ه.ق در طی شکست سپاه ایران از اعراب به بیهق آمد حمله اعراب به بیهق در عصر خلافت عثمان بود و مردم بیهق سپاه مهاجم اعراب را که سرداری اسودبن کلثوم عدوی(از سرداران عبدا...بن عامروالی بصره)به خراسان حمله کرده بودند و خود او را کشتند اما سرانجام فتح بیهق توسط برادرش ادهم از ماموران عبدا... بن عامر در سالهای 30یا31ه.ق به اتمام رسید(احمدبن یحیی بلاذری،فتوح البلدان ،ترجمه دکتر محمد توکل تهران ،نشر فقره 1367ص 526 همچنین تاریخ بیهق ص 44 و کتاب پاژشماره 14،13 ص 30،29)با این اوصاف می توان گفت ممکن است فتح جوین هم در سال 30 یا 31 ه.ق برابر زمامداری عثمان صورت گرفته باشد و آغاز اسلام در جوین سال30یا 31ه.ق است

 

شهرستان سبزوار به سال 30-29 ه.ق مصادف با دوره حکومتی خلفای راشدین به اسلام گروید[26] قدیمی ترین منابع درباره دوران اسلامی سبزوار مربوط به قرن چهارم هجری قمری است که در گزارشهای آنان بیهق چون گذشته قسمتی از نیشابور محسوب می شده و نیشابور یکی از بخشهای چهارگانه خراسان بزرگ.

اصطخری در کتاب مسالک و ممالک گفته: «حدود نیشابور فراخ است و نواحی بسیار و ولایت آباد و ثروتمند[27] به احتمال قوی در دوران اولیه اسلامی بیهق جزء چهار «روستاق» آن واقع در جنوب بوده است، بقول مقدسی: «چهار روستای مهم از چهارسو، بیهق را در میان گرفته که آنها را «خان» می نامند و اینها: شامات، ریوند، مازل پشقفر وش[28] هستند و شهرهای بیهق را چنین برمی شمارد: سبزوار، زوزن، طرشیث (کاشمر) زاوه (تربت حیدریه)، رخ (تربت حیدریه) خسروجرد، آزادوار .جوین) ریوند، مازل، مالن، جاجرم، اسفراین، جام (تربت جام)[29] که سبزوار شهرستان مرکزی آن بوده است. شهرهای سبزوار بدین قرار بوده اند: بهمن آباد، مزینان، دیواره (دیوره که خرابه های آن در مافلو شمس آباد روداب است و در فهرست آثار ملی ثبت شده است)

         مهرجان (مهرگان)، خسروجرد، و خوجان (قوچان)[30] که خسروجرد و سبزوار از هر دو جزء بیهق نام برده شده است. همچنین می نماید که در دوره اسلامی تقسیمات کشوری بهمان ترتیبات گذشته باقی مانده بوده است.

      سبزوار در منابع قرن چهارم تا قرن ششم ق «ساسزوار» و یا «سوزوار» و یا «ساسویه آباد»[31] آمده است[32] بیهقی که سال 385 ق.ق در حارث آباد بیهق متولد شده در کتاب مهم و معتبر خود «تاریخ بیهقی» صراحتاً مرکز بیهق را شهر سبزوار ذکر کرده است[33] در نیمه دوم قرن ششم ق در چگونگی تأسیس شهر می خوانیم که : «قصبه ساسان آباد را که امروز سبزوار نویسند «ساسان بن مالک» بنا کرد. قلعه ای در آن ساخت و در میان شهر کاریزروان نمود . قولی دیگر بر آن است که سبزوار را فر زند شاپور بنا کرد و شاپور آن بود که نیشابور بنا کرد: سپس از آنکه سبزوار بنا گردید، بسرعت رو به آبادی نهاد و شهری بزرگ شد، با انواع محصولات. سپس مردمان اینرا سابزوار نوشتند، یعنی سازوار... و گفتند سبزوار» در تاریخ بیهق «سبزوار» «ربع سبزوار» آمده که مؤلف توضیح می دهد: «آنچه که در صحرا و کوه بود آنرا ربع خوانند[34] به این معنی که شهر در دامنه کوه و در دشت واقع است.

مراد از «ربع قصبه» شهر سبزوار و حومه ی آن می باشد و توابع آن را اینچنین آورده است: «ورزا، کهن آب (کهنه آب فعلی در قلعه نوده راز)

وزرقن (رازقند فعلی) قحنوان علیا و سفلی، نقابشک (نوق بشک) نووکهن، احمدآباد، باغن و کلاتهای دیگر، در همین منبع آمده که در دیار خراسان و عراق نشان نمی دهد چندین آب کاریز نیو بر یک فرسنگ ، که قصبه ی سبزوار تا به خسروجرد است

ده کاریز است با آب بسیار بریک فرسنگ. معالم قدرت الهی در این خطه آشکار[35] با آنچه که گذشت درمی یابیم که بنای سبزوار همزمان؛ تاریخ بنای نیشابور بوده اگر هر چند به دوره ساسانی نسبت داده شده ولی از زمان هخامنشیان برقرار بوده است. چنین می نماید که در عهد اشکانی به علت نزدیکی به قوچان و بر سر راه شرق قرار داشتن؛ و در عهد ساسانی، به علت جنگهای ابن حکومت در جبهه های شرق با ترکان، بر بناهای آن افزوده شد، توسعه بسیار یافته و شهری معتبرتر از گذشته و از پایگاههای مهم سوق الجیشی این امپراطوری گردیده بوده است. سبزورا باروتی داشته و قلعه ای که ایفاگر نقش اساسی در تأمین امنیت مردمان بوده اند، در قرن هفتم هجری ق. یعنی زمانی که مغولان به ایران حمله کرده، و سال 656 تأسیس گردیده ، در بیهق سیصد و بیست و یک پاره دید داشته و حدود آن را از نیشابور در شرق تا نزدیکی دامغان در غرب دانسته اند و اینکه: «بیهق ولایتی است و شهرستان آن سبزوار است و آن شهری وسط است از اقلیم چهارم[36] می دانیم که زمین را به هفت اقلیم تقسیم کرده بودند؛ که اقلیم چهارم از همه مهمتر و آبادتر بوده است.

در دوره اوج نیروی حکومت مغول ایلخانی در ایران با وجود همه دگرگونیها، تقسیمات کشوری تا حد بسیاری مانند گذشته بوده، بیهق نیز هنوز وضع دوران باستان را با تغییراتی جزئی حفظ کرده بود. این روند تا قرن هشتم هجری که حکومت سربداری در نیمه ی این قرن ایجاد گردیده نیز مشاهده می شود.

«کوره بیهق» که «کوره یا خوره» بمعنی شهرستان و توابع ان است، «از نواحی نیشابور » دانسته شده، و اینکه «بیهق و لایتی»[37] و «مجوعه ای است از دیه ها از ناحیه نیشابور و در بیست فرسخی آن[38]در کتاب تقویم البلدان که سال 721 ق. نگاشته شده، به صراحت آمده است که مرکز بیهق در گذشته شهر خسروجرد بوده، ولی اکنون سبزوار است و در جای دیگر تکرار می شود که: سبزوار قصبه ی بیهق شد[39] یعنی مرکز آن حمدا... مستوفی نیز که کتاب معروف خود بنام «نزهت القلوب» را سال 740 ق نگاشته است. که این زمان شامگاه حکومت ایلخانی است، می نویسدک «بیهق ولایتی است و شهرستان آن سبزوار است» و دارای چهل پاره دیه[40] در حالیکه قبل از مغولان برای آن سیصد و یک پاره دیه نوشته اند. با آنچه که گذشت می توان چنین نتیجه گرفت که با وجود همه دگرگونیهای بنیادی که در طول دوران اسلامی تا زمان تسلط مغولان برایران رخ داده و با وجود تغییرات در تشکیلات کشوری ـ اداری این عهد، بیهگ باستانی و بیهق بعدی ولایتی بوده که سابزوار یا سبزوار بعدی با توابعه اش مرکز آن ولایت باقی مانده بود.

 

پیشینه اساطیری شهرستانهای : سبزوار

          آغاز تاریخ هر کشور با هاله ای از ابهام همیشه روبرو بوده است کما اینکه یافته های جدید باستان شناسی در جیرفت کرمان حتی تاریخ پیدایش خط را در بین النهرین که گاهواره تمدن است به عقب تر برمی گرداند این یافته ها و مباحث در طول تاریخ بار ویکردهای ، انسان شناسی، دیرین شناسی، باستان شناسی، تاریخ و معماری توسط کارشناسان مربوطه و با تعیین چهارچوب خاص خود معرفی شده که بحث مفصل ان در این مختصر نمی گنجد فلذا این اسطورها هستند که می توانند با نگرشی به مغز پوسته حقایق آغازین تاریخ  را پی برد. در این مبحث با پایه ریزی شهر سبزوار توسط کیخسرو می بینیم که شهر سبزوار دارای قالب، پا و دست است و حدودی برای آن تعریف شده که اگر آن را کنار هم بگذاریم مردی تنومند و قوی را می توان متصور شد که با پیکره خود صلاحی در دست دارد. رخنمون اساطیر به شکل کیانیان و پیشد ادیان تقسیم بندی است در تاریخ ایران که تا چندصد سال قبل قابل قبول بودند و  تدریس می شد اما امروز یافته های باستان شناسی به کمک ادبیات کهن این مرز و بوم معرفی بهینه ای از آن ارائه داده است. سبزوار .جغتای و جوین کانون اساطیری کیانیان است حتی می توان گفت خاستگاه مضامین شعری فردوسی بوده است. نامهایی چون داراب، دیواندر، دیوانخوی، دیوانگاه، کیذور ، کیذقان، بهمین آباد، کیخسرو، خسروآباد، روداب، سلم آباد . مهر آّباد اسامی بجا مانده از دوره کیانیان و تاریخی است که جای بسی تأمل دارد این روستاها از شمال به جنوب و از شرق به غرب شامل  دشتها و کوهپایاه های شهرهای : جغتای و جوین و سبزوار را می توان کانون اساطیری شهرستانهای مذکور نامید که به طور مختصر وجه تسمیه آنان آمده است.

 

وجه تسمیه اساطیری روستاهای شهرستان سبزوار

خسروجرد معرب خسروگرد

چنانچه از وجه تسمیه آن پیداست، شهری بوده منسوب به یکی از دو شاهنشاه ساسانی ، خسروانوشیروان یا خسروپرویز ، ولی از آنچه که از روایات اساطیری برمی آید، شهری بوده بسیار قدیمی تر، و به احتمال قوی متعلق به هزاره اول قبل از میلاد زیرا در تاریخ بیهق آمده است که این شهر را «کیخسرو بن سیاوش بن کیکاووس بنا کرده است[41] هنگامیکه به روایات اساطیری می نگریم درمی یابیم که این زمان برابر است با ادامه ی نبردهای ایران و توران و انتقام کیخسرو از تورانیان به خونخواهی قتل بیگناهانة پدرش سیاوش[42]  و سالیانی که قبل از ظهور زرتشت است[43]

خسروگرد را در ناحیه استوا (قوچان کنونی) دانسته اند[44] که در عهد اشکانیان اهمیت بسیار داشته است. فاصله خسروجرد تا سبزوار یک فرسخ بوده که دیهی میان آندو فاصله بوده است[45] یک فرسخ آن زمان تقریبا برابر یک فرسنگ .شش کیلومتر) امروزی است و برآیند کاوشهای باستان شناسی اطراف میل خسروگرد حکایت عدم استقرار موقت یا یکجانشینی داشته است اما مواد فرهنگی شامل سفالینه های دوران تاریخی و هزاره اول تا چهارم ق.م بفاصله تقریباً 3 کیلومتری شمال خسروگرد حکایت از استقرار یکجانشینی دارد ممکن است خسروگرد قدیم در این محل بوده باشد و سبزوار قدیم در ناحیه تپه دامغانی[46]

خسرو شیر

همانگونه که در کتاب تاریخ بیهق امده است سه مکان بنامهای : خسرو شیر  کیخسرو و خسروگرد بد ستور کیخسو احداث شده است.

بهمن آباد

در روایات اساطیری آمده که: «بهمن اسفندیار بن گشتاسب، بهمن آباد را بنا کرده است[47] با این وصف تاریخ بنای خسروگرد سبزوار و بهمن آباد را یکی دانست. اهمیت دادن امپراطوری ساسانی به این نواحی و وجود آتشکده آذربرزین مهر و به دلیل فشار نیروهای مهاجمین در جبهه های شرقی با ترکان از سوئی و در مسیر راه معبد زیارت بودا «راه شاهی» «راه ابریشم» قرار داشتن از سوی دیگر مورد توجه بوده است.

ریوند

در اوستا آمده است . « ای آذر اهورامزدا، کوه ریوند، مزدا آفرید فر کیانی، مزدا آفریده، آذر اهورامزدا، ای آذر آسون ارتشتاران، ای ایزد فره مند ای ایزد درمان بخش، ای اهورامزدا با همه ی آتش ها، ای ایزد زیو سنگ آذرنافه شهریاری» شمار ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین[48] کوه معروف رئونت[49] که بعدها ریوند خوانده شده، کوهی مقدس است. این گونه: «کوه ریوند در خراسان است. در بالای آن آذربرزین مهر برقرار شده است . اسم ریوند بمعنی «رایومند» با شکوهمند» می باشد: آذربرزین مهر مغ بزرگ تا زمان گشتاسب در گردش بود. پناه جهان می بود تا اینکه زردشت انوشه روان دین آورد و گشتاسب دین پذیرفت، انگاه گشتاسب ، آذربرزین مهر را در کوه ریوند فرو نهاد[50].

نام دیگر کوه ریوند «پشت و پناه گشتاسب» است. بدین ترتیب در باور زردشتیان برزین، مغی بزرگ ، این کوه را برگزیده، آتشکده در آن بنا شده، او در آن مستقر گردیده و این گونه بنام آذربرزین مهر معروف گشته ، این آتشکده جزء سه آتشکده معروف و مهم عهد ساسانی و متعلق به «طبقه برزگران و کشاورزان» بوده است[51] لازار فایی مورخ ارمنی عهد ساسانی، قریه ریوند را قریه مغان خوانده است، و اینکه مکان این آتشگاه شهر مهر (مهرحمان یا مهرگان» در کنار سبزوار است، با ثروت، جواهرات و اهمیت بسیار زیاد جشن های سالیانه ی ساسانیان که اغلب مربوط به کشاورزی و دهقانی بوده، در این آتشگاه انجام می گرفته [52]. تا کنون 3 فصل کاوش شده است.رجوع شود به کاوشهای باستانشناسی مشترک ایران ولهستان( هاشمی عبدالله زاده)

مقدسی که در قرن چهارم ق می زیسته می نویسد «ریوند بخش گرانمایه [در شمال] بادیه های شگفت انگیز است. ریباس بسیار خوب دارد .... دیه پشتقان در آن ست که چهار بخش دارد. خانه هایش در میان باغهاست که نهرهایشان می شکافند، گویند عمر و لیث [صفاری] خواست یکی از بخشهایش را خریداری کند ولی دارائی اش بسنده نیامد. با اینکه معروف است. هنگامی که به نیشابور در آمد یک هزار بار کالا به همراه داشت. شنیدم که مردم به عمر ولیث گفتندک در این بادیه درختانی هست که هر یک ده درم تا ده دینار ارزش دارند. ما همه را یکی یک دینار به تو می فروشیم... به روستای ریوندگان فیروزه هست[53]

ریوند در جانب راست طوس واقع است و در نزدیکی ریواره و آزادوار از توابع سبزوار[54] از ریوند تا نیشابور پنج فرسنگ راه است[55] از آن پس تا اواسط قرن ششم هجری ریوند از مراکز دینی زردشت بشمار می رفته و آتشگاه آن معروف بوده است[56] در عهد مغول یعنی قرنی بعد از بخش های سبزوار بشمار می رفته، و بگفته ی ابوالفواء در قرن ششم «دیه بزرگی بوده است»[57]

 

 

 

 

 

 

پیشینه دوران اسلامی شهرستانهای : سبزوار

برای سهولت دسترسی به زمانبندی حکومتهای دوران اسلامی شهرستانهای مذکوراین دوران را به چهار دوره شامل: اولیه، وسطی، متأخر و معاصر تقسیم بندی می کنیم و وقایع دوران را براساس یافته های باستان شناسی مورد بررسی قرار می دهیم.

 

آغاز دوران اسلامی در سبزوار

شهرستان سبزوار به سال 30-29 ه.ق مصادف با دوره حکومتی خلفای راشدین به اسلام گروید[58] قدیمی ترین منابع درباره دوران اسلامی سبزوار مربوط به قرن چهارم هجری قمری است که در گزارشهای آنان بیهق چون گذشته قسمتی از نیشابور محسوب می شده و نیشابور یکی از بخشهای چهارگانه خراسان بزرگ.

اصطخری در کتاب مسالک و ممالک گفته: «حدود نیشابور فراخ است و نواحی بسیار و ولایت آباد و ثروتمند[59] به احتمال قوی در دوران اولیه اسلامی بیهق جزء چهار «روستاق» آن واقع در جنوب بوده است، بقول مقدسی: «چهار روستای مهم از چهارسو، بیهق را در میان گرفته که آنها را «خان» می نامند و اینها: شامات، ریوند، مازل، یشقفر وش[60] هستند و شهرهای بیهق را چنین برمی شمارد: سبزوار، زوزن، طرشیث (کاشمر) زاوه (تربت حیدریه)، رخ (تربت حیدریه) خسروجرد، آزادوار .جوین) ریوند، مازل، مالن، جاجرم، اسفراین، جام (تربت جام)[61] که سبزوار شهرستان مرکزی آن بوده است. شهرهای سبزوار بدین قرار بوده اند: بهمن آباد، مزینان، دیواره (دیوره که خرابه های آن در مافلو شمس آباد روداب است و در فهرست آثار ملی ثبت شده است)

مهرجان (مهرگان)، خسروجرد، و خوجان (قوچان)[62] که خسروجرد و سبزوار از هر دو جزء بیهق نام برده شده است. همچنین می نماید که در دوره اسلامی تقسیمات کشوری بهمان ترتیبات گذشته باقی مانده بوده است.

سبزوار در منابع قرن چهارم تا قرن ششم ق «ساسزوار» و یا «سوزوار» و یا «ساسویه آباد»[63] آمده است[64] بیهقی که سال 385 ق.ق در حارث آباد بیهق متولد شده در کتاب مهم و معتبر خود «تاریخ بیهقی» صراحتاً مرکز بیهق را شهر سبزوار ذکر کرده است[65] در نیمه دوم قرن ششم ق در چگونگی تأسیس شهر می خوانیم که : «قصه ساسان آباد را که امروز سبزوار نویسند «ساسان بن مالک» بنا کرد. قلعه ای در آن ساخت و در میان شهر کاریزروان نمود . قولی دیگر بر آن است که سبزوار را فر زند شاپور بنا کرد و شاپور آن بود که نیشابور بنا کرد: سپس از آنکه سبزوار بنا گردید، بسرعت رو به آبادی نهاد و شهری بزرگ شد، با انواع محصولات. سپس مردمان اینرا سابزوار نوشتند، یعنی سازوار... و گفتند سبزوار» در تاریخ بیهق «سبزوار» «ربع سبزوار» آمده که مؤلف توضیح می دهد: «آنچه که در صحرا و کوه بود آنرا ربع خوانند[66] به این معنی که شهر در دامنه کوه و در دشت واقع است.

مراد از «ربع قصبه» شهر سبزوار و حومه ی آن می باشد و توابع آن را اینچنین آورده است: «ورزا، کهن آب (کهنه آب فعلی در قلعه نوده راز)

وزرقن (رازقند فعلی) قحنوان علیا و سفلی، نقابشک (نوق بشک) نووکهن، احمدآباد، باغن و کلاتهای دیگر، در همین منبع آمده که در دیار خراسان و عراق نشان نمی دهد چندین آب کاریز نیو بر یک فرسنگ ، که قصبه ی سبزوار تا به خسروجرد است

ده کاریز است با آب بسیار بریک فرسنگ. معالم قدرت الهی در این خطه آشکار[67] با آنچه که گذشت درمی یابیم که بنای سبزوار همزمان؛ تاریخ بنای نیشابور بوده اکه هر چند به دوره ساسانی نسبت داده شده ولی از زمان هخامنشیان برقرار بوده است. چنین می نماید که در عهد اشکانی به علت نزدیکی به قوچان و بر سر راه شرق قرار داشتن؛ و در عهد ساسانی، به علت جنگهای ابن حکومت در جبهه های شرق با ترکان، بر بناهای آن افزوده شد، توسعه بسیار یافته و شهری معتبرتر از گذشته و از پایگاههای مهم سوق الجیشی این امپراطوری گردیده بوده است. سبزورا باروتی داشته و قلعه ای که ایفاگر نقش اساسی در تأمین امنیت مردمان بوده اند، در قرن هفتم هجری ق. یعنی زمانی که مغولان به ایران حمله کرده، و سال 656 تأسیس گردیده ، در بیهق سیصد و بیست و یک پاره دید داشته و حدود آن را از نیشابور در شرق تا نزدیکی دامغان در غرب دانسته اند و اینکه: «بیهق ولایتی است و شهرستان آن سبزوار است و آن شهری وسط است از اقلیم چهارم[68] می دانیم که زمین را به هفت اقلیم تقسیم کرده بودند؛ که اقلیم چهارم از همه مهمتر و آبادتر بوده است.

در دوره اوج نیروی حکومت مغول ایلخانی در ایران با وجود همه دگرگونیها، تقسیمات کشوری تا حد بسیاری مانند گذشته بوده، بیهق نیز هنوز وضع دوران باستان را با تغییراتی جزئی حفظ کرده بود. این روند تا قرن هشتم هجری که حکومت سربداری در نیمه ی این قرن ایجاد گردیده نیز مشاهده می شود.

«کوره بیهق» که «کوره یا خوره» بمعنی شهرستان و توابع ان است، «از نواحی نیشابور » دانسته شده، و اینکه «بیهق و لایتی»[69] و «مموعه ای است از دید ها از ناحیه نیشابور و در بیست فرسخی آن[70]در کتاب تقویم البلدان که سال 721 ق. نگاشته شده، به صراحت آمده است که مرکز بیهق در گذشته شهر خسروجرد بوده، ولی اکنون سبوزار است و در جای دیگر تکرار می شود که: سبزوار قصبه ی بیهق شد[71] یعنی مرکز آن حمدا... مستوفی نیز که کتاب معروف خود بنام «نزهت القلوب» را سال 740 ق نگاشته است. که این زمان شامگاه حکومت ایلخانی است، می نویسدک «بیهق ولایتی است و شهرستان آن سبزوار است» و دارای چهل پاره دید[72] در حالیکه قبل از مغولان برای آن سیصد و یک پاره دید نوشته اند. با آنچه که گذشت می توان چنین نتیجه گرفت که با وجود همه دگرگونیهای بنیادی که در طول دوران اسلامی تا زمان تسلط مغولان برایران رخ داده و با وجود تغییرات در تشکیلات کشوری ـ اداری این عهد، بیهگ باستانی و بیهق بعدی ولایتی بوده که سابزوار یا سبزوار بعدی با توابعش مرکز آن ولایت باقی مانده بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

وجه تسمیه اساطیری روستاهای شهرستان سبزوار

 

بهمن آباد

در روایات اساطیری آمده که: «بهمن اسفندیار بن گشتاسب، بهمن آباد را بنا کرده است[73] با این وصف تاریخ بنای خسروگرد سبزوار و بهمن آباد را یکی دانست. اهمیت دادن امپراطوری ساسانی به این نواحی و وجود آتشکده آذربرزین مهر و به دلیل فشار نیروهای مهاجمین در جبهه های شرقی با ترکان از سوئی و در مسیر راه معبد زیارت بودا «راه شاهی» «راه ابریشم» قرار داشتن از سوی دیگر مورد توجه بوده است.

ریوند

در اوستا آمده است . « ای آذر اهورامزدا، کوه ریوند، مزدا آفرید فر کیانی، مزدا آفریده، آذر اهورامزدا، ای آذر آسون ارتشتاران، ای ایزد فره مند ای ایزد درمان بخش، ای اهورامزدا با همه ی آتش ها، ای ایزد زیو سنگ آذرنافه شهریاری» شمار ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین[74] کوه معروف رئونت[75] که بعدها ریوند خوانده شده، کوهی مقدس است. این گونه: «کوه ریوند در خراسان است. در بالای آن آذربرزین مهر برقرار شده است . اسم ریوند بمعنی «رایومند» با شکوهمند» می باشد: آذربرزین مهر مغ بزرگ تا زمان گشتاسب در گردش بود. پناه جهان می بود تا اینکه زردشت انوشه روان دین آورد و گشتاسب دین پذیرفت، انگاه گشتاسب ، آذربرزین مهر را در کوه ریوند فرو نهاد[76].

نام دیگر کوه ریوند «پشت و پناه گشتاسب» است. بدین ترتیب در باور زردشتیان برزین، مغی بزرگ ، این کوه را برگزیده، آتشکده در آن بنا شده، او در آن مستقر گردیده و این گونه بنام آذربرزین مهر معروف گشته ، این آتشکده جزء سه آتشکده معروف و مهم عهد ساسانی و متعلق به «طبقه برزگران و کشاورزان» بوده است[77] لازار فایی مورخ ارمنی عهد ساسانی، قریه ریوند را قریه مغان خوانده است، و اینکه مکان این آتشگاه شهر مهر (مهرحمان یا مهرگان» در کنار سبزوار است، با ثروت، جواهرات و اهمیت بسیار زیاد جشن های سالیانه ی ساسانیان که اغلب مربوط به کشاورزی و دهقانی بوده، در این آتشگاه انجام می گرفته [78]. تا کنون 3 فصل کاوش شده است.

مقدسی که در قرن چهارم ق می زیسته می نویسد «ریوند بخش گرانمایه [در شمال] بادیه های شگفت انگیز است. ریباس بسیار خوب دارد .... دیه پشتقان در آن ست که چهار بخش دارد. خانه هایش در میان باغهاست که نهرهایشان می شکافند، گویند عمر و لیث [صفاری] خواست یکی از بخشهایش را خریداری کند ولی دارائی اش بسنده نیامد. با اینکه معروف است. هنگامی که به نیشابور در آمد یک هزار بار کالا به همراه داشت. شنیدم که مردم به عمر ولیث گفتندک در این بادیه درختانی هست که هر یک ده درم تا ده دینار ارزش دارند. ما همه را یکی یک دینار به تو می فروشیم... به روستای ریوندگان فیروزه هست[79]

ریوند در جانب راست طوس واقع است و در نزدیکی دیواره و آزادوار از توابع سبزوار[80] از ریوند تا نیشابور پنج فرسنگ راه است[81] از آن پس تا اواسط قرن ششم هجری ریوند از مراکز دینی زردشت بشمار می رفته و آتشگاه آن معروف بوده است[82] در عهد مغول یعنی قرنی بعد از بخش های سبزوار بشمار می رفته، و بگفته ی ابوالفواء در قرن ششم «دیه بزرگی بوده است»[83]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


سنگ نگاره های شهرستانهای سبزوار

واژه فارسی سنگ نگاره را در برابر واژه لاتینی پتروگلیف به کار بردهایم که خود از دو واژه petros (به معنای سنگ) وglyphein (به معنای حک کردن ) تشکیل شده و نخستین بار در زبان فرانسه به صورت petroglyphe به کار رفت سنگ نگاره ها نقوشی هستند که به کمک ابزار تیز و محکم مانند فلز فلوه سنگ به شیوه های مختلف مانند حک کردن . خراش دادن . ضربه زدن و کوبیدن  و انواع شیوههای دیگر بر سینه صخره هایی که سطح انها در اثر رسوب گرفتگی تیره شده و مناسب نقش اندازی ست . ایجاد میشود.

 

 

 

عنوان گفتار

باستان شناس شهر سالم بر بنياد  باستان شناسي

با رويكر ويژه به ادراك محيطي و ابعاد اجتماعي فرهنگي معماری سنتی و مدرن سبزوار

نگارش : محمد عبدالله زاده ثاني – باستان شناس

زمستان 1391


 

سعي و تلاش نگارنده در معرفي شهر سالم بر بنياد آخرين يافته هاي باستان شناسي متكي بر بقاياي بجامانده از حركت فرهنگي انسانها توسط هيئت هاي مشترك باستان شناسي ايران فرانسه و لهستان در سبزوار صورت گرفته است

در اين گفتار روند استقرار موقت و يكجانشيني فرهنگي از هزاره پنجم قبل از میلاد مورد بررسي قرار گرفته و در دوران تاريخي يعني حد فاصل حكومت هخامنشيان تا ساسانيان با تمام فراز و نشيب هاي اين شهرچه نژادچه اقليم يعني ادراك محيطي در پي ريزي  شهر مطالعه شده سپس در دوران  اسلامي كالبد  شهر سبزوار درتمام عناصر و اجزاء معماري شامل : سواد. بياض. برج و بارو. خندق. دروازه. ارگ .كهندژ. محلات بازار و در يك كلام بافت تاريخي فرهنگي سبزوار متاثر از: اقليم .فرهنگ .دين نظامی گری و اقتصاد مورد ارزيابي قرار گرفته است .

همچنين تعارض ايجاد شده در ساختار هاي زير ساخت  شهر قديم سبزوار با توجه به نياز امروز مردم با ورود فن آوري در قسمت ساخت و ساز شبكه آبرساني و غيره بررسي و نهايتا راهكار آمایش شهر يا بررسي ژئوالكتريك براي بازشناسي مسير قنوات قديم و حريم قنوات و ارتقاع سازي كه با عث برون رفت بافت درو نگرا سبزوار به برونگرا كه اصلی ترین تاثیر منفی این کار کشف حجاب از معماري و شكست ساختار فرهنگي و مذهبي بارزترين آن است ارائه شده است

 

 

 

 

روش بررسي

پژوهش ميداني پژوهش  مشاهده و پيمايش ميدانی و تهيه عكس و مستندات در متون اقدم و اصح كتابخانه اي بوده است .

متن گفتار

استقرار فرهنگي و یکجانشيني در شهر سبزوار براساس بقاياي بجامانده از حركت فرهنگي انسانها متكي بر آخرين يافته هاي هيئت باستان شناسي مشترك ايران و فرانسه به سرپرستي پروفسور هنري پل فرانكفورت  و علي اكبر وحدتي در محوطه هاي موسوم به دامغاني و فرزی واقع در بدو ورودي شرق و غرب سبزوارمربوط به هزاره پنجم ق م است پروفسور اريك فوآش فور مولوژيست در بررسي ريخت شناسي اين محوطه ها نتيجه گيري كرد چون پيشينه ي احداث کاریز در ايران حداكثر به دوره ي ماد مي رسد لذا ساكنان اين محل جهت دسترسي به آب از کاریز استفاده نمي كرده اند وي با بررسي در عوارض سطحي و جداره هاي خط القعر سبزوار (كال شور ) نتيجه گيري كرد:

یکی از عمده ترين دلايل استقرار موقت و یکجانشيني دراين محلها آب و علف فراوان در لايه هاي سطحي و آب ناشي از کنترل سیلابها بوده است د راين راستا خبر از چندين سيلاب عظيم در هزاره هاي قبل دادو آخرين سيلاب در سال 1374

 خانم دكتر مارگارت تنبرك گياه باستان شناس براساس مطالعه در پسماندهاي غذائي در عمق 4 متر در پشته ي فرهنگي موسوم به دامغاني نتيجه گرفت :

مردم اين سرزمين در آن دوران كشاورز بوده اند و به كشت گندم و جو اشتغال داشته اند همچنين داراي باغات انگور بوده اند خانم دكتر مرجان مشكور استخوان باستان شناس پس از مطالعه روي 5 هزار استخوان حاصله از كاوشهاي باستان شناسي در پشته فرهنگي دامغاني گفت :مردم اين سرزمين دامدار بوده اند و نسبت به پرورش بز و گوسفند درتوليد گوشت فعاليت داشته اند در بين استخوانهاي حاصله از كاوش چند قطعه استخوان مربوط به آهو و گورخر شناسايي شد كه موئید نتيجه گيري صحيح خانم دكتر مشكور بود .

آقاي ژوف هاكن باستان شناس فرانسوي در ديگر بررسيهاي انجام شده در راه ابريشم منتشر شده در كتاب راه و بار معتقد است  قبل از راه ابريشم این راه موسوم به راه معبد زيارت بودا بوده كه پشتوانه نظريه خود يافته هاي باستان شناختي مي داند .

پروفسور هنري پل فرانكفورت پس از تجمیع داده هاي مواد فرهنگي بررسيهاي جغرافيايي و تاريخي و ريخت شناسي با رويكرد ويژه به آرايه هاي سفالين تكنيك ساخت و پخت سفال و مواد چسبنده سفالها معتقد بود مردم اين سرزمين در آن دوران از فرهنگ غني برخواردار بوده كه سواي تسلط بر تهيه فرآورده هاي لبني و توليد گوشت و غلات در يك تعامل فرهنگي با كشورهاي همجوار مانند: پاكستان .هند. عراق و ايران مركزي و كشورهاي استقلال يافته شوروي سابق زمينه ساز انتقال فرهنگ از سبزوار به كشورهاي مذكور در هزار سوم قبل ازمیلاد بوده اند و بااين كشورها تعامل فرهنگي داشته اند .

با ورود به دوران تاريخي سبزوار متاثر از دين زردشت از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده به گونه اينكه يكي از سه اتشكده مهم امپراطوري ساساني را بنام آذر برزين مهر كه در زبان پهلوي به آن آتور برزين ميتر مي گفته اند در سينه خود جاي داده است و بدين سان سبزوار در قبل از اسلام يكي از مراكز مهم يكتا پرستي بوده يافته هاي اخير هيئت باستان شناسي مشترك ايران و لهستان به سرپرستي خانم پروفسور باربارا كائيم عضو هيئت علمي دانشگاه ورشو لهستان و حسن هاشمي موئید تعامل ارتباطي سبزوار با كشورهاي تحت سلطه ي امپراطوري ساساني مي باشد .

با پذيرش دين مبين اسلام به سال 30 – 29 ه تحولي عظيم در فرهنگ و معماري سبزوار بوجود آمد با پذيرش دين مبين اسلام ونقل و انتقال حكومت اضطراب سياسي حاكم شد كه سبزوار رابه دو قسمت سبزوار عرب و عجم تقسيم كرد دلبستگي مردم به خاك و زمين از يكسو باعث ماندگاري آنان در سرزمين اوليه شد و از سويي فرهنگ برابري و برادري اسلام باعث شد دل از خاك و آب بكنند و سبزوار امروزي را بوجود آوردند شهر سبزوار با كالبد هندسه ي مستطيل شكل با تمام عناصر شهري آن شامل : سواد. بياض .ربض. شارستان برج و بارو. خندق .آب انبار .مدرسه. محله و ...و تغيير فصول  و كمبود آب باعث مهاجرت مردمان اين ديار نشد آنان متاثر از آموزه هاي ديني در جستجوي آب خاك را کاویدند و از اعماق خاك آب را در سطح زمين جاري كردند كه شايد از خاك بر افلاك شوند مردمان اين ديار جذام افسار گريخته ي كوير را رام كردند و مانع گشترش كوير شدند زيرا شريان حیات آب بود و دسترسي به آن با حفر قنوات سهل الوصول شد و بدينسان مردماني طبيعتگرا معماري درونگرايي را بوجد اوردند تا در آن مردمانش از گزند شلاق سوزان آفتاب كوير و سرماي استخوان سوز  زمستانش و سيلي شن هاي روان آن كه در پيشاني تك تك كوير نشينان حك شده است در امان باشند با ايجاد خط لبه و آسمانه ي همگون در معماري هيچ بنايي را بر ديگر بنا تشخص نداده اند مگر بناي مذهبي مثل مساجد و حکومتی مثل ارگ و سايه انداز گذرها را چنان زيبا خلق كردند تا مردمانش بتوانند در آسايش و آرامش خاطر در آن تردد كنند و چنان گذر و رهگذر با هم مانوس شدند كه گويي گذر جزئي از خاندان انان بوده است در بازار كه بيشترين تردد و آمد و شد در آن است يكپارچه سقف آن با چند صد چشمه طاق پوشش كردند  و با ايجاد راسته بازارها عدل و انصاف را در آن ترويج كردند .

اما تمام اين شكوه و جلال معماري به دست يغماگران و متجاوزان و زورگويان با رها و بارها مورد تهاجم قرار گرفت از ترك و تاتار و مغول و افغان گرفته تا ایادي خود فروخته داخلي كه به خاطر به چنگ اوردن مطامع دنيوي دين و ناموس مردم را زير سم اسبان  خود له و لورده مي كردند  تا اين كه قيام سربداران خط بطلان بر تمام انديشه هاي غلط اين پديده ها كشيد و سبزوار در هر دوره ققنوس وار سر از خاكستر خويش براورد و بدين سان مانا و ماندگار ماند تا اين كه كلنگ تخريب شهر در سال 1316 به زمين خورد و بازار و مدرسه و حمام و تكيه و مساجد بزرگ يكي پس از ديگري با توجه به نياز مردم و فن آوري نوين تخريب شدو جاي ان محور شمالي و جنوبي و شرقي و غربي شهر نام اسرار و بيهق احداث شد اما بافت درونگرا آن حفظ شد هنوز در كوچه پس كوچه هاي شهر صداي قهقهه ي كودكانه دختران و پسران از حياط منازل به گوش مي رسيد و صداي دورای تو در توي هزاره ها در ساباط ورخبام منازل مي پيچيد اماان هم ديري نپاييد كه در گرايش مردم به سمت و سوی انبوه سازي بافت معماري درونگرا سبزوار به برونگرا مبدل شد و به دنبال آن تمام مفاهيم معماري متاثر از فرهنگ و دين و مذهب به هاله اي از فراموشس سپرده شد قنواتي كه چه جانهاي عزيزي براي بر پائي آنان بر اين راه فرتوت و نابود شد کاریزهائیکه كه اصلي ترين عنصر حيات و اساسي ترين عامل معماري پايدار بودند به شبكه فاضلاب شهري  تبديل شد و آن زيباي مهربان كه دهانه فرهنگ و مظهر کاریز می گفتند در كمين رهگذران نشست و با فروكش كردن در جاي جاي اين شهر ناگهان فردي يا خانواده اي را به كام نيستي و مرگ مي كشاند در اينجا تعارض عميق و قوي بين معماري نوين و قديم بارز مي شود و آن از بين رفتن حريم و حرمت قنوات بود كه با اين فعل در مسير قنوات ساختمان سازي شد و ميل چاههاي كاريزي گم شد .

نتيجه

سواي در نظر گرفتن اقليم بافتهاي درونگرا تحت تاثیر فرهنگ غرب كه در آن حجب و حياء و حجاب براي زنان ومردان حداقل در شکل ظاهري انگونه كه براي ما مهم است براي آنان مطرح نيست لذا كه اطاق خواب را مجاور پنجره هاي بزرگ و روبه گذر و خيابان مي سازند و ا زمعاشقه د رانظار عمومي هيچ پروائي ندارند تا چه رسد به خانه اما در بافت شهرهاي اسلامي غالب بافت درونگراست و خانه ها داراي ديوار محيط با خط لبه و آسمانه ي يكسان هستند كه مبادا حريم و حرمت خانه ي همساده شكسته شود ومبادا همساده از بيم ما در رنج و عذاب باشد بر بام شدن خود آداب داشت چندين بار یاالله مي گفتند و سپس با بام خانه ي مي شدند كه مبادا در حياط همساده ناموسي خانواده سر لخت باشد با اذن همساده به بام مي شندند اما امروزه مي بينيم  ارتفاع خانه ها از مناره هاي مساجد هم مرتفعتر هستند و حتي تا اطاق خواب چندين خانه ان طرفتر را هم چه بخواهند چه نخواهند مي بينند و اين يعني كشف حجاب از معماري و اين يعني آسيب اجتماعي ناشي از عدم درك صحيح از فرهنگ و آموزه هاي ديني و مذهبي گذرهاي 4 متري كه در هر سمت آن حداكثر يك خانه بود و با 6 متري شدن در هر سمت ان 8 خانه احداث شده است و حتي پاركينگ خانه ها بعد از اخذ پایانکار تبديل به نشیمن مي شوند نه فضاي سبز نه پاركينگ نه افزوده شدن فضاي خالي بلكه فضاهاي پر در همان مساحت  افزوده مي شوند هزاران گره و پيوند از مباني فرهنگي و ديني بر در و دیوار منقوش بود جايش ديوار سنگي زمخت و خشنی كه سرماي روح انساني را صد چندان مي كنند از درختان توت و انار كه در كوچه ها شاخه گسترانيده و شيطنتهاي كودكي كه انسان را وا مي داشت از ميوه ان استفاده كنند خبري نيست از كوچه هائیکه حتی نام خود را وامدار درختان بودند مثل کوچه پادرخت ديگري درختي نمي بيني .

از گذرها ئيكه نامشان ياد آور هزاران خاطرات جمعي متاثر از بزرگ مردان اين مرز و بوم بود خبري نيست از قنوات سبزوار كه اساسي ترين عامل پايداري معماري ست خبري نيست و حريم و حرمت قنوات شكسته شد ودر تجدد گرايي به كانالهاي آب مبدل شد و اين ايام گذشت تا اين كه حتي بر روي كاريز ها خانه ساختند و ميل چاهها مسدود شد اما آب در آن كانالها جاري و ساري است آبيكه مايه حيات بود و قنواتي كه با هزاران رنج و سختي زمانه احداث شده بود در اولين گام توسعه محو شندند و بي اعتنايي به زندگي قنوات منجر به فراموشي آنان شد تا اينكه شبكه اگوفاضلاب در شهر اجرا شد و آخرين ضربه بر پيكره قنوات خورد و با مسدود كردن آنان قنات شد غول و هيولايي كه بيشتر به اژده هاي چند سر مي ماند اما بجاي آتش آب ازآن فوران مي كند اكنون صيادي ست كه شبانه روز در كمين صيداست مي شنويم يا شايد ديده ايم كه قنات در فلان جا فروكش كردو جواني را با كام مرگ فرو برد یا از فلان جا آب بيرون زده است خطر در كمين است  اين يعني ناديده گرفتن زير ساختهاي معماري ديروز و تعارض آن باانديشه هاي معماري امروزي كه راهكار آن يا جا بجايي شهر است يا آزاد سازي حريم قنوات و بازنده سازي ان به اميد شهر آباد و مصون از آسيب هاي اجتماعي كه در آن عناصري مانند اقليم فرهنگ مذهب جاي خود را داشته باشد ومعماران با حفظ اصالتهای معماری طراحی کنند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



معماری یا مهراز سنتی ایران :

. بناهایی كه به دست انسان ساخته می شود، جلوه هایی از نگرش او به جهان هستی است كه مبین قوّهٔ فكری و ساختار فرهنگی ـ اجتماعی افراد آن جامعه است.

        معماری سنتی ایران ،تجلی نمادین جهانی ابدی و ازلی است كه این جهان را محلی گذرا و واسطه ای برای رسیدن به مرتبه ای والاتر به منظور وصول به آرامش درونی می داند ؛ برای همین است که مردم در آن خانه ها احساس آرامش داشته اند معماری ایران كه به صورت های گوناگون در بناهای مختلف متجلی گشته ، جایگاه خاصی را داراست كه در آن ،عقاید و رسوم و آیین ها در شرایط جغرافیایی و اقلیمی نمود بارزی دارد چه در شمال کشور با خانه هایی با سقف شیروانی ودیوارها وستونهای چوبی وچه در مرکز ایران ومناطق کویزی با خانه های گلی وخشتی وآجری وچه درغرب کشور باخانه های سنگی وچه در جنوب وساحل خلیج فارس ودریای عمان باخانه هایی ازجنس گل و سنگ و چوب وبرگ (کپرها) اینها همه  حاصل دسترنج هنرمندانی است كه برای اعتلای این هنر با تكیه بر ایمان خویش ، در این راه از هیچ كوششی دریغ نورزیده اند. همراه با اساتید معماری هر زمان ، استادان صنایع دستی وسنتی محلی هرمنطقه نیز با همان تفكر فوق اما تجلی یافته در هنرِ خاص خویش ، تكامل بخش و اثرگذار بر معماری سنتی ایرانی بوده اند .

معماری سنتی ما همچون موسیقی سنتی ما است که هیچوقت ازبین نرفته ونمی رود هم خواننده وهم نوازنده وآهنگ ساز آن انسانهای بااصالت وفرهیخته ای می باشند وهمیشه ودر هر دورانی در نزد مردم محترم می باشند واز همه مهمتر اشعار آن است که ازشاعران وعارفان ودانشمندان ایرانی  همچون مولوی وسعدی وحافظ وخیام و......است که از افتخارات ایرانیان است . برعکس معماری جدید ما همخوان با موسیقی جدید موجود است هرچند وقت یکبار تغیر پیدا می کند. نماها در حال تغیر است دکراسیون داخلی در حال تغیر ودگرگونی است این از آن تقلید می کند وآن از این  وبه عبارتی دل را می زند وزودازآن خسته می شد وهمه در سرگردانی وسردر گمی هستند واکثرا از محل سکونت خود راضی وخوشنود نیستند  وبه سراغ خانه ای دیگر می روند .

کمتر کسی است که این خانه های سنتی را مشاهده کند ولب به تحسین وتمجید از آن نگشاید وآرزونکند که همچین خانه ای داشته باشد .

معماری سنتی قبل از پیدایش تکنولوژی و مصالح جدید ساختمانی در تمام نقاط کشور و به هر شکل و به هر کیفیت با هویت بشمار می رفت که در طی سالیان دراز و قرنهای متمادی مصالح و شیوه های فنی ویژه خود را داشت. این نوع ساخت و ساز بومی بسیار بجا می نمود و به موقع و کاملا ارزنده و منطقی و گاه نیز بس شکوهمند بود و هنوز هم بعنوان یک معماری شریف و برخوردار از مقیاس انسانی دارای همان ارزش و اعتباراولیه  است . تحلیل معماری ایرانی نشان می دهد که به رغم کثرت و تنوع و پیچیدگی بناها ، اصول و مفاهیم و الگوهایی در طول زمان به گونه های مختلف در این معماری بکار گرفته شده اند افزون بر آن این نتیجه بدست آمده که تکامل معماری ایران بیشتر بر تعالی اصولی و مفاهیم معماری استوار بوده است. با پذبرش این امر ، میتوان در معماری امروز ایران نیز به همان اصول و مفاهیم و الگوها پرداخت و آنها را در جریان یک فعالیت خلاق تکامل بخشید و به پیش برد.

با نگرشی بر سایر سبکها و مکاتب معماری ، معماری مدرن امروزی بدون هویت و بدون گذشته تاریخی و ریشه فرهنگی قادر نیست که پاسخگوی باور های فرهنگی این مرز و بوم باشد و همچنین ناساختارها و ضد ساختار برای جامعه پایبند به سنتها و میراث فرهنگی ، قابل درک نیست چون هنر معماری اصیل کشورمان هیچگاه با نسل حاضر همراه نشده و متانت و سنگینی بیان خود را حفظ کرده است .

پس ضرویست که معماران این زمان با شناخت ، پالایش و بهره گیری مناسب از محاسنات سایر مکاتب و سبک های معماری و عجین نمودن آنها با فرهنگ خودی ، معماری ایران را که همواره مورد توجه بوده احیاء نموده و در این برهه از زمان ، معماری کنونی را تجلی نموده که همانا از اهداف قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان می باشد. ( بند 1 ماده 2 ) امید است طرح این موضوع ، انگیزه ای برای سایر معماران جهت ادامه بحث و همچنین ادامه منطقی و تکاملی تاریخ معماری بسیار با ارزش گذشته مان و مناسب معماری امروزکه میراث دار معماری بااصالت ایرانی است باشد .

معماران در گذشته درون گرا بودندوحال برون را می نگرند. اين را درون خانه هاي قديم به خوبي ثابت مي کند.معماران نظر به دید درونگرائی که داشتند سعي مي کردند ظاهر بنا را همگن با بناهاي ديگر بسازند؛ درست برعكس امروز كه نماهی مختلفی که مربوط به نقاط مختلف جغرافیایی واقلیمی است در یک راسته خیابان مشاهده می شود یکی سنگی است یکی آجری یکی یکی شیشه ای یکی پلاستیکی یا فلزی و.... ساختمان ها با هزينه هايي زیاد ساخته مي شود اما وقتي داخل آن مي شويد با فضايي تنگ و تاریک و غيرقابل زندگي مواجه ايد.اتاق خواب کوچکترین روزنه ای به بیرون ندارد وبا بستن در تاریکی مطلق براتاق حاکم می شود وباعث ترس ووحشت صاحب خانه می گردد. به همين خاطر است که برخي از شهرهايي که براساس معماري قديم ساخته شده اند محيطي دلنشين را فراهم کرده اند. ظاهر خانه ها شبيه هم بود و هر كس براساس توان و شخصيت و نياز خود براي داخل اش فضاسازي مي کرد.
 وقتي مي خواهيم وارد اين خانه ها شويم، سلسله مراتبي وجود دارد. بنابراين حريم صاحب خانه کاملاً امن بوده است. اما حالاوقتي در خانه باز مي شود همه چيز آن پيدا است. معماري ايراني فکر زيادي پشت خود دارد. براي تابستان يك فضا دارد، براي زمستان يك فضا. چيزي که خيلي مهم است، هر منطقه يا شهر براساس اقليم خود، سيستم نورگيري ها را طراحي مي کرده است. مثلاً در منطقه معتدل يا گرم، پنجره ها کوچک اند و در مناطق سرد، پنجره ها بزرگ. اما حالاپا در هر نقطه اي از کشور که مي گذاريم، خانه ها شبيه به هم هستند در منطقه کویری نمای تمام شیشه کار می شود واگر در تابستان گذرتان به این ساختمانها بیفتد هنگام عبور از راه پله انگار در سونای خشک قرار گرفتی وکلی عرق خواهی ریخت که البته برای وزن کم کردن خوب است وبرعکس در مناطق دیگر و توجهي به جغرافيا و موارد اقليمي شهرها نمي شود. به خاطر همين است که درصد اتلاف انرژي در کشور ما بالا است.
بايد بگويم آنچه به عنوان هنر در غرب تعريف شده است، ما در ايران نداشته ايم. چون غربي ها نگاهي شيء گرايانه به هنر دارند به همين خاطر است که بت پرستي در آنجا رواج زيادي داشته است. اما ايرانيان به مفهوم نظر داشته اند و در نتيجه مي بينيم که ما همواره يگانه پرست بوده ايم و هيچ گاه بت پرستي در ايران زمين رواج نداشته است.
    از اين لحاظ ما ايراني ها چيزي به اسم هنر كه سر تاقچه بگذاريم، نداشته ايم. هر چيزي که ساخته مي شد كاربرد داشت.
    فرش و قالي وقلیچه وگلیم  ايراني که به چشم غربي ها يک هنر محسوب مي شود، ما آن را زير پای خود مي اندازيم و با آن زندگي مي کنيم. همين طور بسياري موارد ديگر که مي توان مطرح کرد. به همين علت است که با زندگي جديد و به اصطلاح مدرن امروزی ودور شدن از سنت ها يمان که حاصل هزاران سال فرهنگ غنی این مرز وبوم است ، در این دوران  صنايع دستي ما كاربرد گذشته خود را ديگر ندارد و اکنون در حال نابودي است. ما اگر مي خواهيم شرايط خوبي در زندگي مان حاکم باشد بايد به درون و فضاي خانه مان اهميت بيشتري بدهيم. معماران داخلي در اين زمينه کمک هاي شاياني خواهند کرد. متاسفانه هنر از زندگي ما خارج شده و تبديل به دکور شده است. ايراني بايد روي قالي بنشيند نه روي موكت. بايد روي ميزش پارچه قلمكار باشد و از پشتي استفاده کند. اينها تاثير رواني بسيار مثبتي بر انسان دارد.
مردم ما به حوض ها و حوضچه ها علاقه زيادي دارنداما در خانه های کنونی خبری ازآن نیست  اگر فرهنگ سازي درباره شيوه درست زندگي به خوبي انجام شود، مردم هم از آن استقبال ميکنند.
شهرستان سبزوار،همچون اکثر نقاط ایران دارای بافتی درون‌گرااست و متاثر از شرایط آب و هوایی این منطقه می‌باشد، از بررسی خانه های سنتی در سبزوار، می‌توان به ویژگی‌هایی دست یافت که به تعدادی از آنها اشاره می شود.

از جمله آنها می‌توان، به جهت و امتداد کوچه‌ها و راسته‌ها اشاره کرد که بیشتر شمالی – جنوبی بوده،وتعدادی نیز شرقی وغربی است .معبرو کوچه‌ها و گذرها سنگ فرش بودند جهت اصلی خانه‌ها، با تبعیت از شیب ملا یم  زمین شمالی و جنوبی است هر چند که اکنون نیز با تبعیت از همان زمان جهت خانه ها به همان شکل باقی مانده است . همچنین نمای خانه ها رو به جنوب بوده است چرا که در زمستان، برای استفاده از آفتاب وتامین گرما اهمیت داشته است در و پنجره‌ها کوچک بوده است ودرها بااینکه عرض آنها کمتر یک متر بوده است دولت بوده وباز شد دربها در کنا قطر دیوارها بوده است بنا براین دربها از داخل اتاق بیرون نمی زده است. معمولا مصالح به کار رفته‌در بناهای این شهر بسیار همگون و متناسب با طبیعت و اقلیم یک شهر حاشیه کویرو عمدتا از آجر و خشت و گل و چوب بوده است.

بیشتر خانه‌ها معمولا در اطراف حیاط ساخته می‌شد، خانه‌های سنتی سبزوار، ناشی از فرهنگ وهنر اصیل ایرانی همچون حفظ حریم خصوصی رعایت حقوق همسایه ها واحترام به یکدیگر بوده است. این بناها نوعی حس رضایت و خشنودی روحی و روانی را ایجاد می‌کرده، رضایتی که حاصل زندگی فرهنگ اصیل ایرانی می باشد.

آنچه که در معماری سنتی ایران می توان یافت و همیشه مورد توجه بوده و می باشد وجود روح معماری در ابنیه ها ی سنتی است.از آنجایی که معماران سنتی ایرانی در ساخت و اجرای این بناها از هیچ تلاشی فرو گذار نکردند.دقت و نظم موجود در اجرای این بناها و وجود عناصر معماری زیبا که با دستان استادانه ی خالق آن به اثری ماندگار بدل گشته.

 

معماری یا مهرازچیست:

واژه «معماری» در زبان عربی از ریشهٔ «عمر» به معنای عمران و آبادی و آبادانی است و «معمار» ، بسیار آباد کننده می باشد.

در قرآن نیز در مواردی به ساختن و معماری و یا عمارت که ریشه معماری دارد اشاره شده است. هنگامی که خداوند می‎فرماید “عمروالارض” یعنی زمین را آباد کنید و زمین بنایی والا می باشد. تعمیر هم از همین ماده است و همچنین عمر نیز به معنای تعمیر بدان

 بواسطه روح است واگر زیارت خانه خدا هم عمره می گویند باز به همین خاطر است که زیارت مردم مایه آبادانی بیت الله الحرام است.

در زبان فارسی معماری در لغت به معنای علم بنایی و ابعاد سازی آمده است و معمار به معنای بسیار عمارت کننده آنکه عمارت کند وموجب رونق و تعالی گردد وعمارت نیز به معنی آبادی است. لغات هم ریشه معماری و عمارت نیز همه معنایی از آبادانی و زندگی و حیات را درخود دارند.

در زبان پارسی برابرهایی گوناگونی برای معمار ومعماری آمده‌است مانند :‌ «والادگر» ، «راز» ، «رازیگر» ، «زاویل» ، «دزار» ، «بانی کار» و «مهراز». مهراز، واژه‌ای است که از «مه» + «راز» درست‌شده و مه برابر مهتر و بزرگ بنایان است. بنابراین از دو بخش « مه » ، به‌معنای بزرگ و «راز» به‌معنای سازنده درست شده‌است. این واژه برابر مهندس معمار به تعبیر امروزی است. در زبان لاتین نیز واژه «architect» از دو بخش archi به معنای سر، سرپرست و رئیس و tecton به معنای سازنده درست شده که کاملاً همتراز با واژه مهراز می باشد. مفهوم دقیق واژه معماری ریشه در واژه یونانی archi-tecture به معنای ساختن ویژه دارد.

دایره المعارف معماری تعریف معماری را به این شکل بیان می کند که :

«معماری باید علم و هنری تعریف شود که طراحی ساختمان را توام با کیفیت زیبایی ، هندسی و عاطفی ، نیروی معنوی و روحانی رضایتمندی اندیشمندانه و پیچیدگی، سازه سالم و برنامه ریزی ساده و انواع مختلف ویژگی های هنری از قبیل دوام و ماندگاری مواد و مصالح مطبوع ، رنگ آمیزی خوشایند و دلپذیر و تزئینات وآراستگی و پویایی و تناسبات خوب و مقیاس قابل قبول و بسیاری از تداعی های خاطره آمیز و پیوند با سنت های پیشین به همراه داشته باشد .» که اینها همه در معماری سنتی ما موجود وملموس می باشد.

معماری به عنوان یکی از قدیمی ترین علوم ، از پیشینه ای کهن برخوردار است . از زمانی که انسان پا به عرصه حیات نهاد،خود را آغاز نمود و تا به امروز پا به پای بشر و سایر پدیده های بشری روند تکاملی خود را طی کرده و دگرگونی های بسیاری را به خود دیده و به واسطه همین دگرگونی ها در طی زمان تعاریف آن نیز تغییر کرده است . معماری پدیده ای است که طی هزاران سال وجود داشته است و نمونه های آن به شکل بناها و ساختمانهای متعدد در جهان پراکنده می باشد .

معماری زندگی است.

معماری هنر ساختن است.

معماری دفتر ثبت تاریخ بشری است.

معماری هنر افراشتن و آراستن بنا توسط انسان است.

اخلاق در معماری سنتی:
در میان بافتهای قدیمی شهرهای ایران زمین چه در شمال وجنوب ومرکز آن یکی از با شکوه ترین مشخصه های معماری سنتی ایران را در طراحی خانه ها میتوان کاملا" مشاهده کرد و آن پایبندی معماران  به اصول و اعتقادات مردمی می باشد. انسانی که از میان خود مردم آمده،تا صادقانه خانه ای بسازد که محلی برای زندگی اها لی آن خانه باشد ودنبال کسب در آمدوسود نبوده است و این سادگی وسالمی و صداقت معمار است که حیات به این بناها می بخشد .

معماران ما همچون کارهایشان درون گرا بودند.

معماران سنتی  بساز وبفروش نبودند وهیچ معماری خانه ای برای فروش نمی ساخت یابرای سکونت خود می ساخت یابرای دیگری وبه سفارش او واحتیاجات صاحب خانه راخوب می شناخت وآن را برای او تامین می کرد.
با عبور از کوچه های قدیمی، ساختار درونگرائی خانه ها به منظور حفظ حریم خصوصی صاحبان خانه  را میتوان دید و آرامشی که حاکم بر داخل این خانه ها است رااز بیرون خانه نیز میتوان احساس کردودید. در اکثر حانه هاسکویی در کنار در ورودی به منظور نشستن و رفع خستگی کسانیکه در پشت در منتظرند یا عابرانیکه اندکی جهت رفع خستگی برآن می نشینند اینها همه بیانگر احترامی است که ساکنین آن خانه به رهگذران وهمشهریان خود می گذاشتند.

 


در طراحی درهای ورودی که در آن آشنا بودن معمار را درفن خود نشان می دهد قرار دادن دو کوبه با دو شکل وصدای متفاوت که حتی اگرآن شخص نابینا هم باشد آنراتشخیص می دهد، یکی درکوب چکشی که در سمت لنگ چپ در قرار داشت که مردان توسط آن حضور خود رادر پشت درب اعلام می کرده و دیگری حلقه ای که مخصوص زنان بود وآن هم درسمت لنگه  راست درب که باز شو درب هم بود قرار می گرفت تا شخصی که برای باز کردن در می آید بداند  که پشت در مرد است یا زن( وبه عبارتی دیگر استفاده از اف اف های امروزی وآیفونهای تصویری رادر آن زمان را نشان می دهد)



[1]نقل به تلخیص: فصلنامه ی خراسان پژوهی مقاله گفتارها آقای رجبعلی لباف خانیکی سال اول شماره اول ص9 به نقل از عنایت ا... امیرلو: دو نگاهی به فرهنگی های کهن سنگی ایران» باستان شناسی و تاریخ ، س1، ش 1، (1365) ص15 و:

Ariai, C.Thibaut/ Nouvelles precistions a proposed coutillage palelithiaue ancinesur golets uknorasan (IRAN), paleorient, vol 3, (1975, 1976-1977), p. 196

Smith, P, E, L (1998) paleolithin archaeolopy in iren, the universite y museum, university

[2] نقل به تلخیص لوذی واندنبرگ. باستان شناسی ایران، ترجمه عیسی بهنمام دانشگاه تهران ص15

[3]لباف خانیکی مأخذ پیشین ص10

[4] فصلنامه ی خراسان پژوهی سال اول شماره اول آستان قدس رضوی سال 1377 مقاله ی مروری بر مطالعات باستان شناسی خراسان، رجبعلی لباف  خانیکی، ص8 به نقل ازک

Philip lkohl and Dennisl L.Heskel : archaeolopical reconnaissance into the darreh Gaz plain. Ashort report.Iran xv111, 1980, p. 165-166

[5]همان مأخذ منقول از «یوسف مجیدزاده» دوران مفرغ ماوراءالنهر باستان» باستان شناسی و تاریخ، س3، ش 2 (1388). ص4

[6]فصلنامه خراسان پژوهی سال اول شماره اول آستان قدس رضوی سال 1377 مقاله ی مروری بر مطالعات باستان شناسی خراسان منقول از : عزت ا.. نگهبان گزارش بررسی آثار باستانی شمال شرق ایرانت منتشر نشده ص1

[7]- مإخذ پیشین منقول از «اینورینتری: گزارش مقدماتی بررسی کناره های اترک . فوچان تا شیروان ـ هیأت اعزامی از دانشگاه تورینو ایتالیا منتشر نشده

[8]مأخذ پیشین: سیر و سیاحت «تربت جام » ش 13. س 1368

[9]محمد عبدا... زاده ثانی باستان شناس و عضو هیئت کاوشهای باستان شناسی مشترک ایران و فرانسه در سال 1386.

[10]- نقل به تلخیص خراسان پژوهی. ساول، شش اول ، سال 77 مقاله آقای رجبعلی لباف خانیکی ص15

[11]مأخذ پیشین، ص16 منقول از دکتر یوسف مجیدزاده «دوران مفرغ در ماورالنهر باستان» باستان شناسی و تاریخ س3، ش2، ص8

[12]مإخذ پیشین: بنقل از مارتیز یوتوزی «گونه شناسی استقرارهای آغاز دوران تاریخی در بخش شرقی ایران» ترجمه غلام علی شاملو، فرهنگ معماری ایران (1355) ش2 و 3

[13]- مأخذ =پیشین منقول از

p.kohl, archaeological .. , xv111, p16

[14]بررسی شناسایی سایت های بیش از تاریخ سبزوار محمدعبدا... زاده ثانی

[15]- نقل به تلخیص گزارشات منتشر نشده بررسی شناسایی باستان شناسی محوطه ها و پیشینه های تاریخی باستانی خراسان آقایان: لباف خانیکی، عزت ا.. نگهبان، فائق توحیدی، حسین عباسی زاده، عمران گاراژیان، محمود بختیاری شهری، محمدعبدا.. زاده ثانی، محمود طغرائی، حسن نامی

[16]نقل به تلخیص برسی شناسایی باستان شناسی محوطه های هزاره اول سبزوار محمد عبدا.. زاده ثانی

[17]Bihin

[18]Biheh ابوالحسن علی بن زید بیهقی، معروف به ابن فندق و فرید خراسان، کتاب تاریخ بیهق؛ تصحیح و تعلیقات مرحوم احمد بهمنیار انتشارات بنگاه دانش، تهران 1317. ص 33

[19]bihag

[20]خواجه ابوالفضل بن محمدبن حسین بیهقی دبیر، تاریخ بیهقی، تصحیح دکتر علی اکبر فیاض، انتشارات دانشگاه مشهد، 1350، ص127

[21]- ابن فندق، همان کتاب، ص33، 24و 40

[22]- ابوعلی مسکوئیه رازی، تجارب الامم، ترجمه ابوالقاسم امامی، جلد 1، انتشارات سروش، تهران 1361، ص87

[23]- رلف نارمن شارپ، فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، انتشارات دانشگاه شیراز، 1343 ص79. بند3، رک. ابراهیم پورداود، ادبیات مزینا، یشتها، انتشارات انجمن زردتشیان ایران، بمبئی 9-13. ص330

[24]یوسف مارکوارت، ایرانشهر بر مبنای جغرافیای موسی خرونی، ترجمه دکتر مریم میراحمدی، انتشارات اطلاعات، تهران 1373، ص150

[25]پورداود، همان کتاب منقول از این رسته، ص330

[26]تاریخ بیهق تالیف ابوالحسن علی بن زید بیهقی با تصحیح علامه قزوینی و مقدمه بهمنیار ص

[27]ابو اسحاق ابراهیم اصطخری . مسالک و ممالک . به اهتمام ایرج افشار . انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب . تهران 1347.ص 207 .

[28]ابو عبداله محمد بن احمد نقدسی . احسن التقاسیم . ترجمه دکتر علینقی منزوی . انتشارات کومش . تهران 1385 .ص 435. 436 و 72

[29]ابو عبداله محمد بن احمد نقدسی . احسن التقاسیم . ترجمه دکتر علینقی منزوی . انتشارات کومش . تهران 1385 .ص 435. 436 و 72

[30]ابو اسحاق ابراهیم اصطخری . مسالک و ممالک . به اهتمام ایرج افشار . انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب . تهران 1347.ص 205.232

[31]Sassouyeh.sowzvar.sabzvar

[32]ابوعبداله محمد بن احمد نقدسی . احسن التقاسیم . ترجمه دکتر علینقی منزوی . انتشارات کومش . تهران 1385 .ص 435. زیر نویس 2ص436

[33]بیهقی.همان کتاب .ص 127

[34]ابن فندق . همان کتاب .ص 43 و 35

[35]تاریخ بیهق .ص 35

[36]یاقوت الحموی. ابی عبدالله یاقوت بن عبدالله. معجمالبلدان. به اهتمام فردیناند وستفلد. بروک هاوس. لایپزیک.1866م .ج 2صص 346-7

[37]حمدالله موستوفی نزهت القلوب. به اهتمام محمد دبیر سیاقی. انتشارات کتابخانه ظهوری . تهران 1336.ص 184

[38]ابوالفدا تقویم البلدان. ترجمه عبدالمحمد ایتی. انتشارات بنیاد فرهنگ ایران .تهران 1349.ص 481.509

[39]ماخذ پیشین . ص 521

[40]ماخذ پیشین . ص 184

[41]- تاریخ بیهق ، تألیف ابوالحسن علی بن راد بیهقی معروف به این فندق و فرید خراسان تصحیح احمد بهمنیار اشارات بنگاه دانش، تهران 1317، ص41،

[42]- ابن مسکویه، تجارب الامم، ص73 تا 78

[43]مأخذ پیشین

[44]- حمد ا..مستوفی، ص184، تاریخ بیهق، مأخذ پیشین ، ص128-127

[45]- جهت اطلاع بیشتر رجوع کنید به تحقیق میل خسروگرد سبزوار محقق محمد عبدا.. زاده ثانی محل نگهداری میراث فرهنگی سبزوار

[47]- تاریخ بیهق تألیف ابوالحسن علی بن زید بیهقی معروف به ابن فندق تصحیح احمد بهمنیار، انتشارات بنگاه دانش ، تهران 1317 ص40

[48]اوستا، کهن ترین سروده های ایران، گزارش و پژوهش جلیل دولتخواه، جلد دوم، انتشارات مروارید، تهران، 1370، ص606-6.

[49]Raounat

[50]- بندمش، فصل 12، فقره 18

[51]- پورداود، همان کتاب یشتما، ص330

[52]- آرنور کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی ، انتشارات شرکت سما، چاپ رنگین، تهران 1317، ص109-108

[53]- مقدسی، همان کتاب ، ص516-463

[54]-همانجا

[55]- ابن حوفل، همان کتاب ، ص163

[56]- ابن فندق همان کتاب، ص64

[57]- تقویم البلدان، ص 511

[58]تاریخ بیهق تالیف ابوالحسن علی بن زید بیهقی با تصحیح علامه قزوینی و مقدمه بهمنیار ص

[59]ابو اسحاق ابراهیم اصطخری . مسالک و ممالک . به اهتمام ایرج افشار . انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب . تهران 1347.ص 207 .

[60]ابو عبداله محمد بن احمد نقدسی . احسن التقاسیم . ترجمه دکتر علینقی منزوی . انتشارات کومش . تهران 1385 .ص 435. 436 و 72

[61]ابو عبداله محمد بن احمد نقدسی . احسن التقاسیم . ترجمه دکتر علینقی منزوی . انتشارات کومش . تهران 1385 .ص 435. 436 و 72

[62]ابو اسحاق ابراهیم اصطخری . مسالک و ممالک . به اهتمام ایرج افشار . انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب . تهران 1347.ص 205.232

[63]Sassouyeh.sowzvar.sabzvar

[64]ابوعبداله محمد بن احمد نقدسی . احسن التقاسیم . ترجمه دکتر علینقی منزوی . انتشارات کومش . تهران 1385 .ص 435. زیر نویس 2ص436

[65]بیهقی.همان کتاب .ص 127

[66]ابن فندق . همان کتاب .ص 43 و 35

[67]تاریخ بیهق .ص 35

[68]یاقوت الحموی. ابی عبدالله یاقوت بن عبدالله. معجمالبلدان. به اهتمام فردیناند وستفلد. بروک هاوس. لایپزیک.1866م .ج 2صص 346-7

[69]حمدالله موستوفی نزهت القلوب. به اهتمام محمد دبیر سیاقی. انتشارات کتابخانه ظهوری . تهران 1336.ص 184

[70]ابوالفدا تقویم البلدان. ترجمه عبدالمحمد ایتی. انتشارات بنیاد فرهنگ ایران .تهران 1349.ص 481.509

[71]ماخذ پیشین . ص 521

[72]ماخذ پیشین . ص 184

[73]- تاریخ بیهق تألیف ابوالحسن علی بن زید بیهقی معروف به ابن فندق تصحیح احمد بهمنیار، انتشارات بنگاه دانش ، تهران 1317 ص40

[74]اوستا، کهن ترین سروده های ایران، گزارش و پژوهش جلیل دولتخواه، جلد دوم، انتشارات مروارید، تهران، 1370، ص606-6.

[75]Raounat

[76]- بندمش، فصل 12، فقره 18

[77]- پورداود، همان کتاب یشتما، ص330

[78]- آرنور کریستن سن، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی ، انتشارات شرکت سما، چاپ رنگین، تهران 1317، ص109-108

[79]- مقدسی، همان کتاب ، ص516-463

[80]-همانجا

[81]- ابن حوفل، همان کتاب ، ص163

[82]- ابن فندق همان کتاب، ص64

[83]- تقویم البلدان، ص 511


برچسب‌ها: پیشینه باستان شناختی سبزوار جوین جغتای خوشاب داورز
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1392ساعت 8:16  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

درختان کهنسال شهرستانهای سبزوار جغتای جوین داورزن و ششتمد

چنار شایخ منیدر  جغتای

 یکی از زیباترین و کهنسالترین موجود زنده شهرستان جغتای است این چنار واقع در کلاته شایخ یکی از کلاته های قدیمی روستای منیدر است  در مسیر جاده اسفالت جغتای به جاجرم  جاده اسفالته راه کارخانه سیمان از کنار روستای فر آشیان به جنوب جدا می شود  کارخانه آسفالت را که دور بزنیم به جاده خاکی می رسیم  حدودا ۲ کیلومتر در جهت غرب این جاده حرکت کنیم به یک سه راهی می رسیم که راهی به سوی روستای ازادور دارد و راهی به سمت و سوی روستای شادمان و منیدر در جهت جنوب این راه ۵۰۰ متر که بیائیم راه خاکی در سمت چپ وجود دارد  که به سمت منیدر و قلعه شایخ می رود  حدودا ۲ کیلومتر در این مسیر برویم در سمت راست درختی گشن وجود دارد که چشم هر بیننده ای را به خود جلب می کند  اری اینجا چنار مشایخ است که چتر خود را بسان  ابری ی در سیغ افتاب برای مسافران و مجاوران گسترانیده است . در پای استخری از آب قنات و درختان توت  و سر سبزی و خرمی که صد البته وجود این درخت کهنسال  سر سبزی ان را دو چندان کرده است  ریشه ای درخت  ابشخور خود را به استخر رساندهاند  گوئی این درخت ریشه در زمین و سر بر آسمان تاریخ این منطقه دارد شاید اگر بتوان نجوای  آن را و  رمز و راز طول عمرش را پرسید  پی به تاریخ این منطقه برد و حد اقل از دوران مغول  وقایع تاریخی را بررسی کرد مواد فرهنگی پراکنده در لایه سطحی به باستان شناس اجازه می دهد قدمت منطقه را تا قرن ۶ و ۷ هجری قمری بررسی کند شاید این درخت تنها بازمانده زنده ان دوران باشد . درخت در ارتفاع یک متری به دو شاخه تقسیم می شود و هر شاخه به چنین شاخه دیگر  محیط درخت در ارتفاع یک متری حدودا ۱۰ متر است .

چنار کیذقان ششتمد

این چنار کهنسالترین موجود زنده شهرستانهای  : داورزن. جوین .جغتای .سبزوار. ششتمد و خوشاب است که تا چند سال قبل  مغازه کفاشی در تنه درخت بود محیط در خت حدودا ۲۵ متر است و قطر ان حدودا ۶متر  از آخرین دره  منتهی به روستای  کیذقان  کوهپایه ای پوشیده ار درختان سر سبز  میوه جلوه گری می کند که ااطراف ان تماما جو و گندم و غلات است و بصورت پلکانی کشت و کار تمامی دامنه کوه را گرفته است اگر گذرتان صبحگاهان به این منطقه بیفتد در  اقلیم کویر این سر سبزی بی نظیر است به نضر من بی بدیلی این چنار با نام وجه تسمیه روستا که در بر گیرنده دوره کبانیان  بر اساس تقسیم بندی  فردوسی در شاهنامه می رسد " کی " به زبان پهلوی یعنی پادشاه و با این نام چند منطقه در  سبزوار قدیم  بیشنر وجود ندارد یکی " کیخسرو "در شهرستان خوشاب دیگری کیذوز در بخش ششتمد که امیختگی این نام با شاهنامه و امپراطوری ساسانیان انکار ناپذیر است . عزیزان من هر چه راجع به این چنار بگوییم  کم گفته ام و فقط توصیفات من ان را کوچک می کند  چنار کیذقان کتابچه ای عظیم از دایره المعارف تاریخ . فرهنگ و  هنر . طبیعت و تمدن سبزوار فرهنگی ست . گزارش ثبت این چنار توسط محمد عبداله زاده ثانی باستان شناس در سالها قبل نوشته شده و تا کنون چندین گزارش خبری تصویری از ان تهیه شده است . مقدمتان به سزمین اساطیر  کیذقان گل آذین باد و پیشاپیش عبرت و پند گرفتن از این حرکت تاریخی و فرهنگی  گوارای وجود تان . حتما قبل از طلوع آفتاب انجا باشید. در کتاب میراث فرهنگی ششتمد انتشارات امید مهر سبزوار  شرح کاملی از چنار آورده ام ودر سایت سلام کیذور دهیار محترم نوشته ها را مجددا اورده است

چنار سوخته جغتای

این چنار به فاصله ۴ کیلومتری جنوب شهر جغتای بالا تر از اسیاب قرار دارد تک در ختی ست که بعد از  اب بند جغتای بالاتر از قنات دیده می شود مردم بر شاخه های این درخت در قدیم علقه بندی می کرده اند و هنوز هم مورد احترام مردم است من با راویانی صحبت کردم که در دوران کودکی بر این درخت توسط پدران و مادران طلب حاجت کرده اند تنه شرقی در خت سوخته است و  دروجه تسمیه آن می گویند در قدیم مردی جهت ابیاری  به سر زمین می رود و چون وقت تنگ است  و همسرش فرصت نان پختن نداشته چند خمیر نان می گیرد و با خود به سر زمین می رود  از شدت اب فرصت و مجال پخت نان پیدا نمی کند لاجرم  خمیر ها را در حین ابیاری می خورد و چون شدت اب زیاد بوده و خستگی بر مرد موستولی می شود  می گوید برق این اب را بزند بعد از چند ساعت اب قطع می شود و از ان تاریخ تا کنون هنوز اب در این مسیر جاری نشده به هر شکل این درخت نزد مردم مورد احترام است قطر ان حدودا ۴ متر و ارتفاع ان حدودا ۲۰ متر است به دلیل ارزشهای طبیعی و معنوی موجود در درخت گزارش ثبت ان در فهرست اثار طبیعی شهرستان جغتای توسط محمد عبداله زاده ثانی باستان شناس در سال ۹۲ تکمیل و به استان ارسال شد

چنار ارگ نو جوی شهرستان جوین

این چنار در روستا به چنار مسجد معروف است چون در میدان روستا مجاور مسجد و استخر قرار دارد تک درختی ست در وسط میدان که البته چند درخت توت با فاصله حدودا ۳۰ متر در اطراف  استخر مجاور این چنار قرار دارند  ارتفاع چنار حدودا ۱۵ متر است  . این چنار به دلیل ارزشهای معنوی و  طبیعی توسط محمد عبداله زاده ثانی  باستان شناس گزارش ثبت آن تهیه شد و در اردیهشت ماه توسط یکی از عکاسان خوب و برجسته کشور عکسبرداری گردید امیدوارم اقای ناصر میزبانی در نمایشگاههای خوب کشور حق این چنار را اداء کند

چنار بید خور شهرستان جوین

چنار کهنسالی نیم متر از تنه ان بیرون خاک است و حدودا ۲ متر از تنه در اجرای طرح بهسازی و گردشگری روستا ی بیدخور زیر خاک مدفون شده و گلوی درخت را هم سنگ فرش کرده اند البته تعمدی در کار نبوده و ناخواسته این فعل صورت گرفته است . زیرا حرمت درخت هنوز که هنوز است حفظ می شود ولی متاسفانه مسئولی را پیدا نکردم به آن متذکر شوم این کم لطفی را مرتفع کنند و با ازاد سازی تنه و حریم ان از درخت دلجوئی کنند که مبادا این حرکت درسی غلط برای فرزندانمان باشد  به هر شکل  مححیط درخت ۷۰/۸ متر سانتی متر است ارتفاه ان حدودا ۳۰ متر و قط ان حدودا ۳متر در تنه شرقی درخت زنبورا عسل اشیانه کرده اند  کندوی  با جمعیت زیاد است حدودا ۴۰۰ تا ۵۰۰ زنبور به محض نا امن شدن محیط بیرون امدن . "بید "در زبان سانسکریت از "وید" می اید و به معنی دانش است در کتاب جغرافیای تاریخی جوین وجه تسمیه " بید "  "بید خور " را کاملا آورده ام این کتاب توسط انتشارات امید مهر سبزوار  منتشر شده است .

درختان کهنسال گردوی سر دره موسوم به سر در  زمند شهرستان جغتای.

تا به حال من در حوزه سیلسی شهرستان قدیم سبزوار انچنین درختی گردوی گشن و قطور ندیده ام می گویند ۱۰ بار شتر محصل سالانه گردوی این درخت است که در زمین رضا علی زمندی قرار دارد  یکی ار سر شاخه های درخت در کمال خشوع و خضوع سر بر زمین فرود اورده گوئی  قامت راست اندام ان در کمال فروتنی جهت چیدن میوه های ان پلکانی برای صاحب ان فراهم کرده است  تنه درخت حدودا ۴متر  است و قط ان ۵/۱ متر  ارتفاع تنه حدودا ۵/۲ متر  و ارتفاع درخت حدودا ۲۰ متر است  از مرکز روستای زمند  به طرف معدن راهی در جهت شرق ادامه دارد با گذشتن از  باغات زمند  این راه به سمت  قله کوه کشیده می شود در قله چشم انداز زیبائی از طبیعت را مشاهده می کنین  در جهت شمال و جنوب بسیار دیدنی ست  قله را به دره در جهت جموب ترک می کنیم در دره به دو راهی می رسیم  که راهی در جهت غرب مارا به سمت درختان گردوی کهنسال می برد با جناب میزبانی عکاس محترم و برجسته ملی ایران این درختان عکسبرداری شد و گزارش ثبت درختان  توسط محمد عبداله زاده ثانی باستان شناسی تهیه و به اداره کل ارسال شد . بافت معماری روستای زمند به قدری متناسب و زیبا بود که چشم پوشی از مستند سازی با عکس غیر ممکن شد  بافت روستا از جبهه شرقی بسیار زیبا و دیدنی ست.

سرو بیزه شهرستان داورزن

این سرو از روستای مزینان با فاصله حدودا ۱۸ کیلومتر ی قابل رویت است سرو بر دامنه کوهای داورزن مجاور روستای بیزه قرار دارد و دهیار محترم روستا و اهالی محترم پای درخت را شن ریزی کردهاند و با ایجاد سکو در اطراف درخت امکان اطراق در اطراف سرو مهیا شده است می گویند  سرو از جمله درختان بهشتی ست که توسط زردشت پیامبر از بهشت به زمین اورده شده است و قصه کاشتن سرو کاشمر و سرو فریومد به طور کامی در کتاب تاریخ بیهق نوشته ابوالحسن علی بن زید بیهقی مشور به ابن فندق و فرید خراسان امده است این کتاب به تصحیح مرحوم احمد بهمنیار توسط انتشارات فروغی چاپ شده است در این کتاب عاقبت انانیکه مسبب  از بین رفتن این درختان شده اند ذکر شده است در فاصله ای نه چندان دور چهار طاقی  موسوم به خانه دیو که باستان شناسان و مورخین معتقدند اتشکده اذر بر زین مهر است قرار دارد  نویسنده وبلاتگ ( محمد عبداله زاده ثانی باستان شناس ) در سالهای ۷۶ و ۷۷ طی دو فصل گمانه زنی باستان شنای با باستان شناسان دانشگاه ورشو لهستان پروفسور باربارا کائیم . دکتر مایا کورناسکا و دکتر مارچین محل را مطالعه کرده است . به هر حال  سرو بیزه بدون  ارتباط با اتشکده و طبقه کشاورزان و رمز و رازهای زردشت پیامبر نیست و حفظ و حرمت ان نه به دلایل مذکور بلکه به صرف سز بودن  بر همگان لازم است . یباد شعر  استاد شفیعی کدکنی افتادم که می گفت .

به کجا می برد این نقش به دیوار مرا

تا بدانجائی که فرو می ماند چشم                     ازدین و لب نیز ز گفتا ر مرا

کاشی لاجورد افق صبح نشابور و هرا ست         میبرد جانب فرغانه و فرخار مرا

یا سبزی سرو قدافراشته کاشمر است           می برد سوی قرون از پی اعصار مرا

می دانم نظم شعر را به هم زده ام  و اینگونه نیست ولی هدفم محتوای کلام بود  در جهت  گردشگری نوستالژیک امیدوارم قاطبه اهل ادب اساتید و دانشسجویان گرامی این کاهلی مرا در استخراج در ست متن بر من ببخشند.

چنار داورزن

این درختان در میدان خیابان شرقی شهر داورزن واقع شده که شهرداری محترم داورزن به جهت حفاظت در مقابل عوامل طبیعی و انسانی دور ان را حصار کردهاند .

چنارهای بید خشیدر یا بخشی در پادر ششتمد .

چنار زر مشک دلبر

این چنار به فاصله حدودا ۱۰۰۰متری شمال  روستای دلبر قرار دارد حدودا ۵ متر محیط و ۲ متر قطر دارد درختی بسیار گشن است و مواد پراکنده فرهنگی از قرون قبل  بصورت ضعیف در اطراف ان دیده می شود ارتفاع ان حدود ۲۵ متر است و با توجه به وضعیتموجود قابلیت ثبت در فهرست اثار طبیعی ایران را دارد .

چنار قدیمی  نوده انقلاب .

چنار قدیمی  عنبرستان .

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1392ساعت 11:5  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  | 

معرفی میراث طبیعی( ابشارهای شهرستان جغتای .دره توت .ش شو . منیدر )

آبشار دره توت این آبشار از جمله آبشارهای  فصلی شهرستان جغتای است  که با شروع فصل باران زنده می شود و در طول زمانیکه برف در کوهستان وجود دارد  اب در آبشار جاری ست .

موقعیت ابشار حدودا ۹ کیلومتری جنوب شهر جغتای در مسیر ییلاقات شهر جغتای محلی موسوم به دره توت وجود دارد که ورودی آن باریکه ای ست به صورت تنگه و در تنها جائیکه در ییلاقات جغتای انگور فراوان وجود دارد همین دره توت است  در پای این ابشار باغ مربوط به اقای معیری ست و مشجر با درختان مثمر و غیر مثمر است  ارتفاع آبشار حدودا ۲۰ متر نسبت به کف شوتگاه آبشار (آبریزگاه ) می باشد در محل آبریز سطح مسطحی وجود دارد که امکان بر پائی چادر و  گستردنی مانند زیر انداز در آن مهیا است ترنم قطران معلق آب در هوا به زیبائی مکان می افزاید  کوههای جغتای ادامه کوههای سلسله جبال البرز و بینالود است  این محل نسبت به شهر جغتای ۱۰ درجه اختلاف دما دارد . به هر شکل عاشقان طبعت  می توانند در فضای مصفای این محل اواز پرندگان و چهچه بلبلان را گوش جان بسپارند و صدای شر شر آب  هم مزید بر زیبائی این طبیعت است اگر گذرتان به این محل افتاد حتما برویر که خالی از لطف و دیده و لذت نیست . گفته اند وصف العیش نصف العیش ما که لذت بردیم و مسرور شدیم از قدرت لایزال ایزد منان  امیوارم در کوچ زود هنگام شما در ماههای بهمن تا اردیبهشت اوقات خوشی در  ابشار دره توت داشته باشید و صد البته روح و روان طبیعتگردان محترم که به طبیعت احترام می گذارند و محیط را آلوده نمی کنند شاد باد

ش شو با فتحه شین اول و با ضمه ی شین دوم ابشار دیگری ست در این مسیر .

ابشار منیدر واقع در روستای منیر در بخش مرکزی شهرستان جغتای یکی دیگر از ابشارهای زیبای شهرستان جغتای است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1392ساعت 8:42  توسط محمد عبدالله زاده ثاني  |